اخبار محرمانه - ایلنا / سیاوش البخشی معتقد است با وجود اینکه هر روز هوش مصنوعی در حال تکامل و تأثیرگذاری بیشتر بر سینماست، همچنان نمیتوان از آن انتظار خلاقیت داشت و بیش از هر چیز در کارهای فنی میتوان از این تکنولوژی کمک گرفت.
هوش مصنوعی امروز به یکی از ابزارهای مهم در انجام انواع فعالیتهای فنی، تکنیکی، علمی، پژوهشی و... شده است و از آنجا که هنر هفتم مجموعهای از انواع این تخصصها و فعالیتها است، میتواند یکی از پدیدههایی باشد که هوش مصنوعی هر روز تأثیر بیشتری بر آن خواهد داشت.
در چند سال اخیر بارها درباره ساخت صحنهها و سکانسهایی سینمایی توسط هوش مصنوعی در رسانهها شنیدهایم و شاهد هستیم که هر روز کیفیت این آثار رو به پیشرفت هستند. در گفتوگو با سیاوش البخشی کارگردان، مجری طرح و فیلمنامهنویس فیلم کوتاه که ساخت چند اثر با هوش مصنوعی و اجرای برنامه «هوش مصنوعی» در شبکه آموزش را در کارنامه خود دارد، درباره نقش این تکنولوژی جدید در دنیای سینما گفتوگویی داشتیم که در ادامه مشروح آن را از نظر میگذرانید:
آیا میتوان هوش مصنوعی را امروز یکی از ابزارهای مهم سینما دانست؟
قطعاً هوش مصنوعی در مسیری است که خیلی زود به یکی از ابزارهای مهم سینما تبدیل خواهد شد و نمیتوان از آن چشمپوشی کرد؛ مثل رودخانهای که در جریان است و اگر بخواهیم در مقابلش مقاومت کنیم بیشک غرق خواهیم شد، پس بهتر است همراهش باشیم.
زمانی که نقاشی دیجیتال به وجود آمد خیلیها در برابر آن مقاومت کردند و حاضر به پذیرشش نبودند اما فردی چون دیوید هاکنی نقاش بزرگ معاصر اعلام کرد که آن را نوعی هنر میداند و بعد خیلیها نقاشی دیجیتال را به رسمیت شناختند. هوش مصنوعی هم چنین وضعیتی دارد، ابزاری است که قطعاً بر سینما تأثیر میگذارد و روز به روز این تأثیرگذاری و پیشرفت را بیشتر شاهد هستیم.
آیا میتوان امروز هوش مصنوعی را یک ابزار کافی برای فیلمسازی دانست؟
تا این نقطه که هوش مصنوعی خودش به ابزاری کامل و کافی برای فیلمسازی تبدیل شود، به این معنا که نقش همه عوامل ساخت فیلم سینمایی را ایفا کند، فاصله بسیار زیادی داریم و فکر میکنم تا زمانیکه هوش مصنوعی به نقطهای برسد که کل سینما را تحتالشعاع قرار دهد و بتواند نقش همه عوامل را ایفا کند حداقل سی تا چهل سال فاصله داریم.
من مجری برنامه «هوش مصنوعی» در شبکه آموزش بودم، با اساتید بسیاری در رابطه با این پدیده صحبت کردم و برآوردم از صحبت با اساتید این است که تا رسیدم به نقطهای که با هوش مصنوعی بتوان بدون نیاز به دیگر عوامل فیلم ساخت، فاصله زیادی داریم.
چرا تا رسیدن به این نقطه فاصله داریم؟
هوش مصنوعی هرچقدر که پیشرفته باشد هنوز نامش هوش مصنوعی است و به هوش عمومی تبدیل نشده است. منظورم از هوش عمومی این است که در آن خلاقیت و احساسات انسان وجود ندارد و به همین دلیل است که هوش مصنوعی در حال حاضر نمیتواند به شکلی مستقل اثر هنری خلق کند.
هوش مصنوعی در حال حاضر بر اساس یک مدل ماشین لرنینگ عمل میکند و نمیتواند خلاقیتی از خودش داشته باشد. به همین دلیل خیلی از مشاغلی که در سینما وجود دارد مثل نویسندگی، کارگردانی یا حتی تدوین را نمیتواند انجام دهد و در حال حاضر در مباحث فنی میتوان از هوش مصنوعی استفاده کرد.
شاید از نظر برخی افراد هوش مصنوعی توان انجام کارهای خلاقانه را داشته باشد، کمااینکه حالا هم ابزارهایی وجود دارد که این کار را انجام میدهند اما باید بررسی کنیم که آیا کیفیت این آثار قابل قبول است یا خیر. به نظر من با وجود انجام این کارها در همان مبحث خلاقیت، هوش مصنوعی نمیتواند عملکرد خوبی داشته باشد.
امروز اگر کسی که طراح لباس است بخواهد با هوش مصنوعی کار کند به راحتی میتواند ایدهاش را پیادهساز کند یا در ساخت فیلم «فلسطین در چشمهای من» که من نویسنده و مدیر بخش فنی پروژه بودم و برادرم کارگردانی آن را بر عهده داشت، به عنوان کارگردان دکوپاژ یا استوریبورد خودش را با هوش مصنوعی میتوانست پیادهسازی کند. در واقع هوش مصنوعی یک کاتالیزور است که ایده شما را اجرایی میکند و به تنهایی نمیتواند خلاقیت داشته باشد.
دقیقاً در تولید فیلم سینمایی چه بخشهایی را میتوان با هوش مصنوعی پیش برد؟
هوش مصنوعی در حال حاضر در بخشهای بسیار ورود کرده و در حال برداشتن اولین قدمهایش است. بهترین زمینهای که هوش مصنوعی میتواند کارساز و سازنده باشد مربوط به حوزه ویافایکس و ویژوال افکتها میشود. در زمینه صدا نیز میتوان هوش مصنوعی را ابزاری مفید دانست، برای اصلاح رنگ و نور و به طور در بخشهای تکنیکالی میتوان از هوش مصنوعی به خوبی استفاده کرد ولی همچنان برای خلاقیت هنری نمیتوان آن را مناسب دانست.
اگر به عنوان فیلمنامهنویس یک ایده درخشان به هوش مصنوعی بدهید، اگر ایدهتان را با مدلهای هوش مصنوعی زبانی بزرگ مثل چتجیپیتی یا گراک و... مطرح کنید، او ایده درخشان شما را در گفتوگوهای اولیهتان به یک طرح دمدستی تبدیل میکند چراکه سریع به سراغ نقاط اصلی در بطن ایده شما میرود ولی اگر با او تعامل کنید ممکن است بعد از یک ماه به واسطه این تعامل با هوش مصنوعی به یک فیلمنامه قابل قبول برسید.
بنابراین نوع تعاملی که با هوش مصنوعی داریم هم اهمیت دارد؟
بله، در حوزه فیلمنامه که نیاز به خلاقیت بالایی دارد بسیار مهم است که شما بارها برای تعامل با هوش مصنوعی تمرین کنید، گفتوگویتان را ادامه دهید و نوع گفتوگوی شما با او طی مدت زمانی نسبتاً یک ماهه میتواند شما را به نقطه بهتری برساند.
در زمینه هوش مصنوعی بحثی به نام مهندسی پرامپت وجود دارد که خیلی کار ساده اما مهمی است؛ اینکه شما بدانید چه فعالیتی برای او در نظر دارید و خواستهتان را چگونه میتوانید شرح دهید.
برای مثال من به عنوان یک سینماگر وقتی میخواهم عکسی تولید کنم، اول شخصیت را تعریف میکنم، بعد محیط را توضیح میدهم و سپس عملی که آن شخصیت انجام میدهم را تعریف میکنم. این کار نوعی مهندسی پرامپت است که کار سادهای است اما در نتیجه تأثیر چشمگیری دارد.
هر کس با داشبورد شخصی خودش کار میکند، اگر شرکتی یک نفر که با ابزار هوش مصنوعی کار میکند را استخدام کند، آن فردی که استخدام میشود اگر قرار است با داشبورد شرکت کار کند با هر مهارتی در روزهای اولیه نمیتواند اثرگذاری کافی داشته باشد چون داشبورد یا خاطرات شخصی خودش با هوش مصنوعی است که میتواند به کار او سرعت و کیفیت دهد و هر کس باید با داشبورد خودش کار کند. وقتی با هوش مصنوعی کار میکنید پس از مدتی او با اهداف شما آشنا میشود، کلیدواژههایی که به کار میبرد را میشناسد.
همین الان من وقتی با داشبورد خودم در هوش مصنوعی کار میکنم و بر فرض مثال از او تصویری از غروب آفتاب با دوربین آلفای سونی و با دیافراگمی خاص درخواست میکنم، هوش مصنوعی دقیقاً میداند که من چه چیزی در نظر دارم و همان را به من تحویل میدهد اما غیر از داشبورد خودم دستیابی به آن تصویر مطلوب بسیار زمانبر است. در کار با داشبوردی که مدتها با آن گفتوگو کردم، حتی اگر من توضیحاتی را هم فراموش کنم، هوش مصنوعی با بررسی تاریخچه گفتوگویمان میتواند متوجه شود که من چه تصاویری در نظر دارم.
از زمانی که فیلم «فلسطین در چشمهای من» را تولید کردید تا امروز در چه زمینههایی هوش مصنوعی به پیشرفت بیشتری رسیده است؟
در این دو سال قطعاً هوش مصنوعی پیشرفت کرده، زمانی که فیلم کوتاه «فلسطین در چشمهای من» را تولید کردیم تقریباً دو یا دو سال و نیم پیش بود و تا حدود یک تا یک سال و نیم پیش امکاناتی در هوش مصنوعی وجود نداشت که امروز این امکانات وجود دارد. به عنوان مثل در آن زمان حفظ و تداوم شخصیت و لوکیشن کار سختی بود.
هوش مصنوعی شخصیت و لوکیشنها در صحنههای بعدی تغییر میداد و ما زمانیکه «فلسطین در چشمهای من» را ساختیم یکی از کارهای خاصمان که این فیلم را اثری پیشرو میکرد، همین بود که توانستیم به ترفندهایی با تولید فریمهای زیاد شخصیتها و لوکیشنها را تداوم ببخشیم اما الآن هوش مصنوعی به نقطهای رسیده که نیازی به این کارها نیست و تفاوتهای بسیاری با دوران ما دارد.
امروز با هوش مصنوعی میتوان تصاویری خلق کرد که همان تصاویر را اگر بخواهید در هالیوود خلق کنید باید میلیونها دلار هزینه شود. هوش مصنوعی یک پدیده مردمسالار است و چون در دسترس همه مردم قرار دارد و اوپن سورس بودنش باعث شده تا هر روز در حال پیشرفت باشد و ما نمیتوانیم برای آن مرزی قائل شویم، به این معنا که الآن یک اپراتور در آمریکا با همان تکنولوژی کار میکند که ما در ایران به آن دسترسی داریم. در مورد هوش مصنوعی نمیتوانیم این بهانه را داشته باشیم که کشورهای پیشرفته به ابزارهای بیشتری دسترسی دارند و ما آن ابزاها را نداریم و در این مورد فقط بحث کمکاری ما مطرح است.