دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵
اقتصادی

اگر محدودیت‌ پرواز شرکت‌های ایرانی ادامه پیدا کند پاسخ ایران چه خواهد بود؟

اگر محدودیت‌ پرواز شرکت‌های ایرانی ادامه پیدا کند پاسخ ایران چه خواهد بود؟
اخبار محرمانه - اعتماد/ اگر محدودیت پرواز شرکت‌های ایرانی در کشورهای منطقه به یک تصمیم موقت و چندروزه محدود نشود، مساله برای تهران وارد مرحله‌ای متفاوت خواهد شد. در چنین ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - اعتماد / اگر محدودیت پرواز شرکت‌های ایرانی در کشورهای منطقه به یک تصمیم موقت و چندروزه محدود نشود، مساله برای تهران وارد مرحله‌ای متفاوت خواهد شد. در چنین شرایطی، پاسخ ایران لزوما به معنای اقدام نظامی یا بستن متقابل آسمان کشورها نیست. آنچه از مواضع رسمی روزهای اخیر برمی‌آید، مجموعه‌ای از گزینه‌های غیرنظامی، دیپلماتیک و اقتصادی در دست بررسی است؛ از ادامه مذاکره با کشورهای مقصد گرفته تا اعمال محدودیت بر پروازهای شرکت‌های هواپیمایی همان کشورها و بازطراحی مسیرهای سفر ایران.
آسمان منطقه در روزهای اخیر به یکی از تازه‌ترین میدان‌های تنش میان ایران و کشورهای همسایه تبدیل شده است؛ جایی که ماجرا دیگر فقط به لغو چند پرواز یا تغییر برنامه شرکت‌های هواپیمایی محدود نمی‌شود و حالا پای واکنش‌های سیاسی، هشدارهای متقابل و حتی بحث اقدام مشابه از سوی تهران نیز به میان آمده است.
به گزارش اعتماد، محدودیت‌هایی که بر پروازهای شرکت‌های ایرانی اعمال شده، در فاصله کوتاهی واکنش شماری از مقام‌های سیاسی داخلی را به دنبال داشته است. واکنش‌ها البته یکدست نبوده است. برخی مقام‌ها از ضرورت پاسخ متقابل سخن گفته‌اند و برخی دیگر بر پیگیری موضوع از مسیرهای دیپلماتیک و غیرنظامی تأکید کرده‌اند.
همین تفاوت در ادبیات مقام‌ها، ماجرای پروازها را به موضوعی تبدیل کرده که حالا باید در دو سطح دنبال شود؛ نخست اینکه محدودیت‌های اعمال‌شده تا کجا ادامه خواهد یافت و دوم اینکه ایران در برابر آن چه اقدامی را در دستور کار قرار خواهد داد.
در تازه‌ترین واکنش‌ها، علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، محدودیت پروازهای ایران به عراق را موضوعی فراتر از یک تصمیم هوانوردی دانسته و گفته است اگر حق تردد هوایی ایران تحت فشار امریکا محدود شود، این مساله نمی‌تواند از سایر ابعاد روابط تهران و بغداد جدا باشد. او تأکید کرده که ایجاد انسداد در روابط می‌تواند آثار خود را در حوزه‌های مختلف مناسبات دو کشور نشان دهد.
ممنوعیت ورود پروازهای ایرانی به فرودگاه نجف لغو می‌شود
همزمان، محمد مخبر، دستیار ویژه رهبر انقلاب، نیز با انتشار پیامی درباره محدودیت‌های ایجادشده برای پروازهای ایرانی، موضعی صریح اتخاذ کرده و نوشته است: «پرواز در منطقه یا برای همه آزاد است یا برای هیچ‌کس.» او همچنین هشدار داده است اگر ایران امکان پرواز و دریافت خدمات فرودگاهی نداشته باشد، کشورهای دیگر منطقه نیز نباید انتظار برخورداری از چنین امکانی را داشته باشند.
دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی به عنوان مقام و مرجع رسمی اما در واکنش به برداشت‌هایی که از اظهارات محسن رضایی دبیر شعام منتشر شده بود، اعلام کرد ادعای مقابله‌به‌مثل نظامی در برابر محدودیت‌های هوایی صحت ندارد.
در عین حال، شعام از وجود «راهکارهای غیرنظامی» برای مقابله‌به‌مثل سخن گفته و تأکید کرده مذاکرات با کشورهای مربوط برای رفع محدودیت‌ها ادامه دارد.
به این ترتیب، مساله پروازها اکنون در نقطه‌ای قرار گرفته که هر تصمیمی می‌تواند پیام سیاسی مشخصی داشته باشد.
برای تهران، ادامه محدودیت‌ها فقط به معنای کاهش مسیرهای پروازی نیست؛ برای کشورهای منطقه نیز همراهی با محدودیت‌های اعمال‌شده می‌تواند بر روابط دوجانبه با ایران اثر بگذارد. از سوی دیگر، هرگونه اقدام متقابل ایران می‌تواند دامنه ماجرا را از صنعت هوانوردی فراتر ببرد.
محدودیت پروازهای ایران از کجا شروع شد؟
ماجرای محدودیت پروازهای شرکت‌های هواپیمایی ایران در کشورهای منطقه، از نیمه دوم شهریورماه و همزمان با تشدید فشارهای امریکا بر صنعت هوانوردی ایران وارد مرحله تازه‌ای شد.
در این مرحله، موضوع فقط تحریم مستقیم شرکت‌های ایرانی نبود؛ واشنگتن به شرکت‌ها و مجموعه‌های خارجی نیز هشدار داد که ارایه خدمات به هواپیماهای ایرانی می‌تواند آنها را در معرض تحریم‌های امریکا قرار دهد. به این ترتیب، فشارها به حلقه‌ای فراتر از خود ایرلاین‌های ایرانی گسترش پیدا کرد؛ حلقه‌ای که سوخت‌رسانی، خدمات زمینی، فروش بلیت و همکاری با شرکت‌های هواپیمایی را دربر می‌گیرد.
وزارت خزانه‌داری امریکا در هشتم سپتامبر ۲۰۲۶، از اعمال تحریم‌هایی علیه ۳۶ شخص و نهاد مرتبط با ایران خبر داد که شرکت‌های هواپیمایی نیز در میان آنها قرار داشتند. در روزهای منتهی به اجرای محدودیت‌های جدید نیز هشدارهایی درباره پیامدهای همکاری شرکت‌های خارجی با ایرلاین‌های ایرانی مطرح شد.
هدف اعلام‌شده واشنگتن، محدود کردن فعالیت بین‌المللی شرکت‌های هواپیمایی ایران بود؛ سیاستی که اثر آن به‌تدریج در برنامه پروازهای خارجی این شرکت‌ها نمایان شد. نخستین نشانه‌های جدی این وضعیت در روزهای ۲۲ و ۲۳ شهریور و همزمان با نزدیک شدن به موعد اجرای محدودیت‌ها آشکار شد.
شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران در آن مقطع اعلام کرد که هنوز ابلاغیه رسمی برای توقف پروازهایش به برخی مقاصد، از جمله باکو، دریافت نکرده و پروازها طبق برنامه انجام می‌شوند. اما در همان روزها، خبرهایی از توقف یا تعلیق پروازهای شرکت‌های ایرانی به چند مقصد منطقه‌ای منتشر شد و شرایط به سرعت تغییر کرد.
جمهوری آذربایجان در ۲۲ سپتامبر، برابر با ۳۱ شهریور، از تعلیق پروازهای شرکت‌های هواپیمایی ایران به این کشور خبر داد. شرکت هواپیمایی آذربایجان اعلام کرد این تصمیم در پی بسته تحریمی جدید امریکا علیه ایران و به‌ویژه محدودیت‌های مرتبط با صنعت هوانوردی اتخاذ شده است. به این ترتیب، یکی از مسیرهای هوایی مهم میان ایران و همسایه شمالی‌اش نیز درگیر محدودیت شد.
در عراق نیز وضعیت پروازها تغییر کرد. سازمان هواپیمایی کشوری ایران اعلام کرد فرودگاه بغداد از نیمه‌شب ۲۳ سپتامبر، برابر با اول مهر، پذیرای پروازهای شرکت‌های ایرانی نخواهد بود.
مجید اخوان، سخنگوی این سازمان، گفت رایزنی‌هایی برای انتقال پروازهای مقصد بغداد به فرودگاه نجف در جریان است. در آن مقطع، گزارش‌ها درباره نجف یکسان نبود؛ برخی منابع از ادامه پروازها خبر می‌دادند و مقام‌های فرودگاهی عراق نیز اعلام می‌کردند دستور رسمی برای توقف آنها دریافت نکرده‌اند.
این وضعیت اما چند روز بعد تغییر کرد. بعد از آن دامنه محدودیت‌ها به عمان و امارات نیز رسید. پروازهای شرکت‌های ایرانی به مسقط متوقف شد و امارات متحده عربی هم اعلام کرد پروازهای این شرکت‌ها به مقصد و از مبدأ فرودگاه‌های این کشور تا اطلاع ثانوی تعلیق می‌شود.
اهمیت این تصمیم از آن جهت بود که امارات، به‌ویژه دوبی، یکی از مسیرهای مهم سفر و جابه‌جایی مسافران ایرانی به مقاصد دیگر به شمار می‌رود. نقطه عطف بعدی در ۲۵ سپتامبر، برابر با سوم مهر، رقم خورد؛ زمانی که فرودگاه بین‌المللی نجف اعلام کرد تمامی پروازهای ورودی و خروجی میان ایران و این فرودگاه تا اطلاع ثانوی متوقف می‌شود.
این تصمیم در حالی اعلام شد که چند روز پیش‌تر، انتقال پروازهای مقصد بغداد به نجف به عنوان راهکاری برای ادامه ارتباط هوایی دو کشور مطرح شده بود. با توقف پروازهای نجف، این مسیر جایگزین نیز از دسترس شرکت‌های ایرانی خارج شد و سازمان هواپیمایی کشوری ایران فروش بلیت مسیرهای عراق، به‌ویژه نجف را متوقف کرد.
البته در روایت این تحولات باید میان چند موضوع تفاوت گذاشت. آنچه در این کشورها گزارش شده، عمدتا به توقف یا تعلیق پروازهای شرکت‌های ایرانی، محدودیت پذیرش هواپیماها یا خودداری از ارایه خدمات به آنها مربوط است؛ این اتفاق لزوما به معنای بسته شدن کامل حریم هوایی این کشورها به روی تمام هواپیماهای ایرانی نیست.
برای نمونه، در گزارشی که خبرگزاری تسنیم درباره آخرین وضعیت سفرهای هوایی منتشر کرده، به نقل از فرودگاه نجف آمده است که «دستورالعملی برای توقف پروازهای ایرانی به این فرودگاه وجود نداشته است». همین مساله نشان می‌دهد وضعیت پروازها در این روزها به سرعت در حال تغییر بوده و میان اطلاعیه‌های رسمی، تصمیم‌های فرودگاهی و گزارش‌های رسانه‌ای فاصله‌هایی ایجاد شده است. در کنار تصمیم‌های رسمی دولت‌ها و نهادهای هوانوردی، نگرانی شرکت‌های خدمات‌دهنده از قرار گرفتن در معرض تحریم‌های ثانویه نیز در شکل‌گیری وضعیت فعلی نقش داشته است.
بنابراین مساله فقط این نیست که یک کشور اجازه فرود به یک هواپیمای ایرانی را بدهد یا ندهد؛ ارایه سوخت، خدمات زمینی، تعمیرات و دیگر خدمات فرودگاهی نیز بخشی از زنجیره‌ای است که ادامه پروازهای بین‌المللی را ممکن می‌کند. در نتیجه، تا سوم مهر، مسیرهای هوایی ایران به چند مقصد مهم منطقه‌ای با محدودیت یا توقف مواجه شده بود؛ وضعیتی که برنامه سفر مسافران، فعالیت شرکت‌های هواپیمایی و امکان استفاده از فرودگاه‌های جایگزین را تحت تأثیر قرار داد.
با این حال، همه مسیرهای خارجی ایران متوقف نشده بودند و برخی پروازهای خارجی همچنان برقرار بودند. به این ترتیب، محدودیت پروازها از یک مساله مرتبط با تحریم‌های صنعت هوانوردی به موضوعی در روابط سیاسی ایران و همسایگان تبدیل شد.
در تهران نیز بحث بر سر چگونگی پاسخ به این وضعیت بالا گرفت؛ از تأکید بر پیگیری دیپلماتیک تا طرح احتمال اقدام متقابل. همین‌جا بود که واکنش‌های مقام‌های دولتی، نمایندگان مجلس و چهره‌های نزدیک به ساختار قدرت اهمیت بیشتری پیدا کرد و پرسش تازه‌ای شکل گرفت: آیا ایران در برابر محدودیت‌های پروازی، اقدام مشابهی انجام خواهد داد یا ترجیح می‌دهد مساله را از مسیر مذاکره حل کند؟
واکنش‌های تهران؛ از بیانیه شعام تا یادآوری منطق پیوستگی در منطقه
با کلید خوردن اعمال محدودیت‌های پروازی علیه شرکت‌های ایرانی، واکنش مقام‌های داخلی کشور نیز از سطح توضیح درباره وضعیت پروازها فراتر رفت و به تدریج رنگ سیاسی بیشتری گرفت. در حالی که سازمان هواپیمایی کشوری در روزهای نخست بیشتر بر رایزنی برای حفظ مسیرهای موجود و پیدا کردن فرودگاه جایگزین تمرکز داشت، در سطح سیاسی ادبیات متفاوتی شکل گرفت؛ برخی مقام‌ها از ضرورت ایستادگی در برابر تصمیم کشورهای منطقه گفتند و برخی دیگر این محدودیت‌ها را نتیجه همراهی همسایگان با فشارهای امریکا دانستند.
محمد مخبر، مشاور و دستیار رهبر انقلاب یکی از صریح‌ترین مواضع را مطرح کرد که بازتاب وسیعی در سطح بین‌المللی داشت.
مخبر سوم مهرماه در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «پرواز در منطقه یا برای همه آزاد است، یا برای هیچ‌کس.» او همچنین تأکید کرد اگر ایران امکان پرواز و دریافت خدمات فرودگاهی نداشته باشد، کشورهای دیگر منطقه نیز نباید انتظار برخورداری از چنین امکانی را داشته باشند.
در گزارشی که تسنیم درباره این موضع منتشر کرد نیز بر همین بخش از سخنان مخبر و ارتباط آن با محدودیت‌های اعمال‌شده علیه پروازهای ایرانی تأکید شده بود.
علی‌اکبر ولایتی، مشاور بین‌الملل رهبر انقلاب نیز در واکنش به توقف پروازهای ایران به نجف، مستقیما مقام‌های عراقی را مورد خطاب قرار داد. ولایتی در پیامی خطاب به نخست‌وزیر عراق، تصمیم درباره محدودیت پروازهای ایران را در چارچوب مناسبات تهران و بغداد مورد توجه قرار داد و با اشاره به جایگاه عراق و نجف، نسبت به پیامدهای این تصمیم هشدار داد.
او تأکید کرد مشروعیت سیاسی عراق از واشنگتن نمی‌آید. ورود ولایتی به موضوع از این جهت قابل توجه بود که یک مساله مربوط به پروازهای مسافری را به سطح مناسبات سیاسی دو کشور کشاند. در سطح مجلس، محمدرضا رضایی‌کوچی، رییس کمیسیون عمران مجلس، موضعی صریح درباره امکان اقدام متقابل مطرح کرد. او گفت اگر کشورهای منطقه پروازهای ایران را متوقف کنند یا از ارایه خدمات لازم به هواپیماهای ایرانی خودداری کنند، ایران نیز می‌تواند محدودیت‌های متقابل اعمال کند.
رضایی‌کوچی تأکید کرد اگر این اقدامات تحت تأثیر سیاست‌های امریکا صورت گرفته باشد، تهران نیز نباید اجازه دهد پروازهای کشورهای مقابل بدون محدودیت در ایران انجام شود. اظهارات رییس کمیسیون عمران مجلس از نخستین مواضع رسمی بود که موضوع مقابله به مثل در حوزه پروازها را به شکل روشن مطرح کرد. علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز محدودیت پروازهای ایران به عراق را موضوعی فراتر از یک مساله فنی دانست.
او گفت اگر قرار باشد حق تردد هوایی ایران به عراق تحت تأثیر فشار امریکا محدود شود، این مساله نمی‌تواند از سایر ابعاد روابط دو کشور جدا باشد. او همچنین در گفت‌وگوی دیگری با تابناک نیز از بررسی این موضوع در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس خبر داده و تاکید کرده است که «موضوع محدودیت‌های ایجادشده برای پروازهای ایرانی در این جلسه مورد بررسی قرار خواهد گرفت».
این بخش از اظهارات او اهمیت بیشتری پیدا کرد؛ زیرا بحث دیگر صرفا درباره اعتراض به تصمیم کشورهای دیگر نبود و احتمال اعمال محدودیت از سوی ایران نیز مطرح می‌شد. البته آنچه بروجردی از آن سخن گفت، در حد بررسی موضوع در کمیسیون بود و نه اعلام یک تصمیم اجرایی قطعی. حسنعلی اخلاقی‌امیری، نماینده مجلس نیز در واکنش به توقف پروازهای شرکت‌های ایرانی در عراق، این تصمیم را دارای پیامد برای روابط تهران و بغداد دانست.
او از مقام‌های عراقی خواست اجازه ندهند فشارهای خارجی بر مناسبات دو کشور اثر بگذارد و تأکید کرد تصمیم درباره پروازهای ایران نباید به عاملی برای آسیب دیدن روابط دوجانبه تبدیل شود. در سوی دیگر، مجید اخوان، سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری، در زمان آغاز محدودیت پروازهای بغداد و مسقط، ادبیاتی متفاوت داشت.
او بیشتر بر رایزنی، هماهنگی با کشورهای مقصد و پیدا کردن مسیر جایگزین تمرکز کرد. انتقال پروازهای بغداد به نجف یکی از راهکارهایی بود که در همین چارچوب مطرح شد؛ راهکاری که با توقف پروازهای نجف نیز عملا با مشکل مواجه شد.
در این میان، واکنش‌ها فقط از داخل ایران نبود. عدنان فیحان، نایب‌رییس اول پارلمان عراق، در موضعی قابل توجه از توقف پروازهای شرکت‌های ایرانی انتقاد کرد و این اقدام را شتاب‌زده و فاقد مبنای قانونی دانست. او تأکید کرده است که «هر اقدام علیه ایران باید بر اساس قوانین عراق یا تعهدات بین‌المللی الزام‌آور صورت بگیرد و تحریم‌های یک‌جانبه امریکا به‌تنهایی نمی‌تواند برای دولت عراق تعهد حقوقی ایجاد کند.
این موضع از آن جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد تصمیم مربوط به پروازهای ایرانی در داخل ساختار سیاسی عراق نیز با واکنش و اختلاف نظر همراه شده است.
در مجموع، واکنش‌های داخلی به این ماجرا در چند سطح شکل گرفته است: سازمان هواپیمایی و بخش اجرایی همچنان بر مدیریت بحران و رایزنی برای حفظ مسیرهای پروازی تمرکز دارند؛ نمایندگان مجلس از پیامدهای تصمیم کشورهای منطقه سخن می‌گویند و برخی از آنها احتمال اقدام متقابل را مطرح کرده‌اند؛ و چهره‌هایی مانند مخبر و ولایتی با ادبیاتی سیاسی‌تر نسبت به تصمیم کشورهای منطقه واکنش نشان داده‌اند.
مجموعه واکنش‌هایی که شاید از دریچه‌ای بالاتر نه در تناقض که نوعی پازل برای تکمیل یکدیگر باشند.
اگر محدودیت‌ها ادامه پیدا کند پاسخ ایران چیست؟
اگر محدودیت پرواز شرکت‌های ایرانی در کشورهای منطقه به یک تصمیم موقت و چندروزه محدود نشود، مساله برای تهران وارد مرحله‌ای متفاوت خواهد شد. در چنین شرایطی، پاسخ ایران لزوما به معنای اقدام نظامی یا بستن متقابل آسمان کشورها نیست.
آنچه از مواضع رسمی روزهای اخیر برمی‌آید، مجموعه‌ای از گزینه‌های غیرنظامی، دیپلماتیک و اقتصادی در دست بررسی است؛ از ادامه مذاکره با کشورهای مقصد گرفته تا اعمال محدودیت بر پروازهای شرکت‌های هواپیمایی همان کشورها و بازطراحی مسیرهای سفر ایران. نخستین گزینه، ادامه رایزنی با کشورهای منطقه است. اهمیت این مسیر از آنجا ناشی می‌شود که تصمیم درباره توقف پروازهای ایرانی در همه کشورها الزاما با یک منطق واحد اتخاذ نشده است. در برخی موارد، مساله مستقیما به تحریم‌های امریکا و نگرانی شرکت‌ها و فرودگاه‌ها از تبعات همکاری با ایرلاین‌های ایرانی مربوط می‌شود.
بنابراین تهران می‌تواند تلاش کند میان «اجرای تحریم‌های امریکا» و «حفظ ارتباطات غیرنظامی» تفکیک ایجاد کند. این موضوع در مورد عراق اهمیت بیشتری دارد. دفتر نخست‌وزیر عراق اعلام کرده بغداد در حال گفت‌وگوی مستقیم با واشنگتن برای فراهم کردن امکان ازسرگیری برخی پروازهای ایران با اهدافی مانند درمان، تحصیل و سفرهای زیارتی است. بنابراین دست‌کم در پرونده عراق، یک مسیر مذاکره برای ایجاد استثنا یا کاهش محدودیت‌ها همچنان وجود دارد. این مسیر برای تهران نیز اهمیت دارد، زیرا عراق تنها یک مقصد معمولی برای مسافران ایرانی نیست و سفرهای زیارتی، تجاری و خانوادگی میان دو کشور حجم قابل توجهی دارد.
گزینه دوم، محدودیت متقابل اما غیرنظامی است؛ همان گزینه‌ای که دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در اطلاعیه اخیر به آن اشاره کرده است. این شورا صراحتا اعلام کرده که ایران قصد «مقابله‌به‌مثل نظامی» ندارد، اما همزمان گفته است «راهکارهای غیرنظامی متعددی برای مقابله‌به‌مثل» وجود دارد و در صورت ضرورت ممکن است درباره برخی فرودگاه‌ها اعمال شود.
بنابراین اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، احتمال استفاده از ابزارهایی در حوزه حمل‌ونقل هوایی همچنان منتفی اعلام نشده است. البته هنوز جزییات این راهکارها اعلام نشده است و نمی‌توان هر اقدامی را به عنوان تصمیم قطعی تهران مطرح کرد. یکی از محتمل‌ترین شکل‌های محدودیت متقابل می‌تواند تغییر شرایط پذیرش پرواز شرکت‌های هواپیمایی کشورهای مقابل در فرودگاه‌های ایران باشد؛ موضوعی که پیش از این نیز از سوی برخی نمایندگان مجلس مطرح شده است.
در چنین سناریویی، پاسخ ایران در همان حوزه‌ای تعریف می‌شود که محدودیت علیه شرکت‌های ایرانی اعمال شده است: هواپیمایی و دسترسی به فرودگاه‌ها، نه عملیات نظامی. این تفاوت مهم است. در روزهای گذشته، اظهاراتی درباره توقف پرواز در فرودگاه‌های کشورهای منطقه به گونه‌ای بازتاب پیدا کرد که گویی احتمال اقدام نظامی علیه زیرساخت‌های هوایی این کشورها مطرح است. دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی این برداشت را رد کرد. بنابراین در صورت اتخاذ تصمیم متقابل، آنچه فعلا از موضع رسمی شورا قابل استنباط است، استفاده از ابزارهای اجرایی و غیرنظامی در حوزه حمل‌ونقل و روابط هوایی است، نه حمله به فرودگاه‌ها یا زیرساخت‌های کشورهای منطقه.
گزینه سوم، فشار دیپلماتیک از مسیر روابط دوجانبه است. ایران با بسیاری از کشورهایی که پروازهایش را محدود کرده‌اند، روابط اقتصادی و سیاسی گسترده دارد. همین موضوع می‌تواند به تهران امکان دهد مساله پروازها را در قالب یک بسته بزرگ‌تر از روابط دوجانبه دنبال کند.
یک نمونه روشن، عراق است؛ کشوری که در حوزه‌های انرژی، تجارت، مرز، تردد زائران و امنیت با ایران ارتباطات گسترده دارد. از این منظر، موضوع پروازها می‌تواند به یکی از پرونده‌های مورد مذاکره میان دو کشور تبدیل شود، بدون آنکه الزاما به یک بحران جدید در روابط تهران و بغداد منجر شود. در همین چارچوب، اظهارنظرهای برخی نمایندگان مجلس نیز بیشتر بر منافع متقابل ایران و کشورهای همسایه تأکید دارد. یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در تازه‌ترین موضع خود گفته است محدودیت پروازهای ایرانی از سوی کشورهایی که روابط نزدیکی با تهران دارند قابل قبول نیست و وزارت خارجه باید موضوع را با توجه به منافع متقابل پیگیری کند. این نگاه نشان می‌دهد بخشی از پاسخ احتمالی ایران می‌تواند از مسیر مذاکره و یادآوری هزینه‌های متقابل تصمیم‌های هوایی دنبال شود، نه الزاما از مسیر اقدام فوری اما اگر رایزنی‌ها نتیجه ندهد، ایران ناچار خواهد بود شبکه پروازی خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.
مسیرهای جایگزین در این سناریو اهمیت پیدا می‌کنند. کشورهایی که هنوز ارتباط هوایی خود را با ایران حفظ کرده‌اند، می‌توانند در کوتاه‌مدت بخشی از بار جابه‌جایی مسافران را به دوش بکشند. پرواز به مقصد کشور ثالث و ادامه سفر از طریق مسیر زمینی یا پرواز دوم نیز یکی دیگر از گزینه‌هاست؛ هرچند این مسیرها معمولا هزینه و زمان بیشتری به مسافر تحمیل می‌کنند.
در این میان، مساله فقط جایگزین کردن یک فرودگاه با فرودگاه دیگر نیست. شرکت‌های هواپیمایی باید بررسی کنند کدام مسیرها از نظر سوخت‌گیری، خدمات زمینی، امکان ترانزیت، ظرفیت مسافر و هزینه عملیاتی قابل ادامه هستند. بنابراین اگر محدودیت‌ها طولانی شود، احتمال دارد نقشه پروازهای خارجی ایران نیز تغییر کند و شرکت‌ها به سمت مقصدهایی بروند که ریسک تحریمی کمتری دارند یا امکان دریافت خدمات فرودگاهی در آنها همچنان برقرار است.
این موضوع به‌خصوص با توجه به تحریم‌های جدید امریکا اهمیت دارد. وزارت خزانه‌داری امریکا در شهریورماه مجموعه‌ای از شرکت‌های هواپیمایی ایران را تحریم کرد و درباره ارایه خدمات به این شرکت‌ها نیز هشدار داد. به همین دلیل، حتی در کشورهایی که از نظر سیاسی تمایل به ادامه پروازهای ایران دارند، شرکت‌های فرودگاهی و خدمات‌دهندگان ممکن است نگران پیامدهای تحریم‌های امریکا باشند. در نتیجه، تهران برای حفظ مسیرهای موجود فقط با تصمیم دولت‌های مقصد مواجه نیست؛ مساله ریسک همکاری شرکت‌های خصوصی و ارایه‌دهندگان خدمات نیز مطرح است.
در چنین وضعیتی، دیپلماسی و مسیر جایگزین می‌توانند همزمان پیش بروند. ایران برای حفظ ارتباطات هوایی خود ناچار نیست منتظر نتیجه یک مذاکره بماند؛ می‌تواند همزمان مسیرهای جدید را فعال کند و در مذاکره با کشورهای محدودکننده تلاش کند مسیرهای قبلی را بازگرداند. این دو مسیر مکمل یکدیگرند: مذاکره برای کاهش محدودیت و شبکه جایگزین برای جلوگیری از وابستگی کامل به یک یا چند فرودگاه. با این حال، هرگونه محدودیت متقابل نیز هزینه‌هایی برای ایران خواهد داشت.
اگر تهران ورود پروازهای کشورهای منطقه را محدود کند، بخشی از مسافرانی که از این شرکت‌ها استفاده می‌کنند نیز با مشکل مواجه می‌شوند و ارتباط هوایی ایران با برخی مراکز منطقه‌ای کاهش پیدا می‌کند. به همین دلیل، تصمیم درباره مقابله‌به‌مثل فقط یک تصمیم سیاسی نیست و آثار آن باید برای مسافر، شرکت هواپیمایی و تجارت هوایی نیز در نظر گرفته شود. در صورت ادامه محدودیت‌های پروازی، پاسخ ایران الزاما به مقابله‌به‌مثل محدود نمی‌شود.
یکی از گزینه‌هایی که در چنین شرایطی اهمیت پیدا می‌کند، بازآرایی شبکه پروازهای خارجی و استفاده بیشتر از ظرفیت کشورهایی است که همچنان ارتباط هوایی خود را با ایران حفظ کرده‌اند. تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده است که شبکه هوایی ایران تنها به چند مقصد محدود وابسته نیست و شرکت‌های هواپیمایی می‌توانند با تغییر برنامه‌ها، مقصدها و مسیرهای پروازی، بخشی از فشار ایجادشده را مدیریت کنند. در این میان، گسترش همکاری هوایی با کشورهای شرقی و همسایه می‌تواند یکی از مسیرهای مورد توجه باشد.
چین و روسیه از جمله کشورهایی هستند که ارتباطات هوایی خود با ایران را حفظ کرده‌اند و همین موضوع می‌تواند برای تهران اهمیت بیشتری پیدا کند. حفظ این مسیرها فقط به معنای امکان جابه‌جایی مسافر نیست؛ بلکه می‌تواند برای انتقال کالا، سفرهای تجاری و ایجاد مسیرهای ترانزیتی جدید نیز مورد استفاده قرار گیرد. در شرایطی که برخی مسیرهای غربی و منطقه‌ای با محدودیت مواجه شده‌اند، تقویت مسیرهای شرقی می‌تواند بخشی از شبکه جایگزین ایران را تشکیل دهد.
گزینه دیگر، تنوع‌بخشی به مقاصد و شرکت‌های هواپیمایی است. اگر یک مسیر به دلیل فشار سیاسی یا تحریمی دچار محدودیت شود، وجود چند مسیر مستقل می‌تواند امکان ادامه ارتباطات خارجی را افزایش دهد. به همین دلیل، تهران می‌تواند همزمان با رایزنی برای بازگشت پروازهای متوقف‌شده، توسعه ارتباط با کشورهایی را دنبال کند که امکان همکاری بیشتری دارند.
این سیاست، وابستگی شبکه پروازی ایران به یک یا دو نقطه منطقه‌ای را کاهش می‌دهد. در این میان، شرکت‌های هواپیمایی خارجی نیز می‌توانند بخشی از این ظرفیت را پوشش دهند. اگر پرواز یک ایرلاین ایرانی به مقصدی متوقف شود، ادامه ارتباط مسافری میان ایران و آن کشور لزوما به معنای توقف کامل رفت‌وآمد نیست. امکان استفاده از شرکت‌های هواپیمایی کشور مقصد یا کشورهای ثالث وجود دارد و دولت می‌تواند با رایزنی‌های دوجانبه، مسیرهای جایگزین را فعال و اصل ارتباط هوایی میان ایران و جهان را حفظ کند.


نظرات شما