اخبار محرمانه - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سعید مشهوری| هفتم مهر ۱۳۷۸ بیژن زنگنه که آن روزها وزیر نفت بود از کشف ثروتی عظیم در غرب خوزستان خبر داد. ثروتی که میتوانست، بخشی از نگرانی درباره پیر شدن میدانهای بزرگ نفتی کشور را برطرف کند. میدان تازه نفتی که «آزادگان» نام گرفت، مخزنی عظیم حدود ۸۰ کیلومتری غرب اهواز در نزدیکی مرز عراق داشت. منطقهای که زمانی، یکی از صحنههای اصلی جنگ ایران و عراق بود. برآورد اولیه از وجود حدود ۲۶ میلیارد بشکه نفت حکایت داشت و وزیر نفت وقت، پیشبینی میکرد که این میدان پس از توسعه، بتواند روزانه ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار بشکه نفت تولید کند. آزادگان در آن زمان بزرگترین کشف نفتی ایران طی حدود سه دهه معرفی شد. اما داستان آزادگان، برخلاف عظمت مخزن آن، به داستان یک موفقیت سریع نفتی تبدیل نشد. بیش از ربع قرن پس از اعلام کشف هنوز توسعه این میدان ادامه دارد و ایران در سال ۱۴۰۳ قراردادی ۲۰ ساله و ۱۱.۵ میلیارددلاری برای توسعه یکپارچه آن منعقد کرد تا تولید را از حدود ۲۰۵ هزار بشکه در روز به ۵۵۰ هزار بشکه برساند. در اردیبهشت ۱۴۰۵ نیز مسئولان شرکت ملی نفت اعلام کردند که پروژه هنوز در مرحله مطالعات، مهندسی و خرید قرارداد جدید قرار دارد. فاصله میان کشف یک غول نفتی و دستیابی به ظرفیت واقعی آن، خلاصهای از بسیاری از مشکلات صنعت نفت ایران در دو دهه گذشته است. تحریم، کمبود سرمایه، محدودیت فناوری، قراردادهای پرمسئله، خروج شرکای خارجی، تغییر مکرر پیمانکاران و البته دشواریهای فنی خود میدان.
کشفی که یکشبه اتفاق نیفتاد
اعلام کشف آزادگان در سال ۱۳۷۸ به این معنا نبود که گروه اکتشاف تازه با این ساختار آشنا شده بودند. شواهد موجود نشان میدهد، نخستین چاه اکتشافی منطقه در سال ۱۹۷۶ یعنی پیش از انقلاب، حفاری شده بود اما نتیجه قطعی درباره ابعاد میدان حاصل نشد. پس از جنگ و از سرگیری فعالیتهای اکتشافی، شرکت ملی نفت ایران، مطالعات را ادامه داد و با حفاری چاه دیگری در سال ۱۹۹۹ وجود مخزن عظیم آزادگان تثبیت شد. چهرهای که خبر را به جهان اعلام کرد بیژن نامدارزنگنه، وزیر نفت دولت محمد خاتمی بود. زنگنه در مصاحبهای رادیویی اعلام کرد، شرکت ملی نفت ایران میدان جدیدی در خوزستان کشف کرده که حدود ۲۶ میلیارد بشکه نفت درجا دارد. او آن را بزرگترین کشف نفتی ایران طی حدود ۳۰ سال معرفی کرد و گفت توسعه میدان میتواند چند سال بعد تولیدی در محدوده ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار بشکه در روز ایجاد کند. نام «آزادگان» نیز بیارتباط با جغرافیای میدان نبود. منطقه در جریان جنگ ایران و عراق، میدان نبرد بود و هنگام آغاز برنامه توسعه هنوز مینها و مهمات منفجرنشده فراوانی در آن وجود داشت. همین میراث جنگ بعدها خود به یکی از موانع توسعه تبدیل شد. پیمانکاران برای ورود تجهیزات و آغاز عملیات ناچار بودند، منتظر پاکسازی بخشهایی از منطقه بمانند. برآورد ذخیره آزادگان در طول زمان تغییر کرد. رقم اولیه اعلام شده در سال ۱۳۷۸ حدود ۲۶ میلیارد بشکه نفت درجا بود. مطالعات بعدی این رقم را به حدود ۳۲ تا ۳۳ میلیارد بشکه رساندند. البته نفت درجا با نفت قابل برداشت یکسان نیست. برآوردهای قدیمیتر حدود ۵ تا ۶ میلیارد بشکه از نفت میدان را قابل استحصال میدانستند. این تفاوت بزرگ نشان میدهد چرا فناوری، مدیریت مخزن و روشهای افزایش ضریب بازیافت در آزادگان اهمیتی حیاتی دارند. میدان حدود ۸۰ کیلومتر غرب اهواز قرار دارد و بعدها برای توسعه به دو بخش آزادگان شمالی و جنوبی تقسیم شد. اهمیت آن فقط در بزرگی ذخیره نیست. آزادگان در مجاورت میدان مجنون عراق قرار دارد و بخشی از یک ساختار نفتی مرزی بهشمار میرود. در چنین میدانهایی، زمان اهمیت مضاعف دارد. نفت زیر زمین تابع مرز سیاسی نیست و هر طرفی که سریعتر چاه حفر کند و ظرفیت تولید ایجاد کند، میتواند سهم بیشتری از مخزن مشترک برداشت کند. به همین دلیل کندی توسعه آزادگان فقط بهمعنای از دست رفتن یک فرصت سرمایهگذاری نبود؛ مسئله رقابت در برداشت از یک منبع مشترک نیز مطرح بود. آزادگان برای ایران اهمیت دیگری هم داشت. بسیاری از میدانهای بزرگ نفتی کشور، از اهواز و آغاجاری گرفته تا گچساران و کرنج، دههها پیش وارد تولید شده بودند. میدانهای بالغ بهطور طبیعی با افت فشار و کاهش تولید روبهرو میشوند و حفظ ظرفیت ملی نفت مستلزم توسعه میدانهای جدید است. بنابراین کشف آزادگان فرصتی بود تا ایران یک موتور تازه برای تولید نفت ایجاد کند.
ژاپنیها میآیند
نخستین تلاش بزرگ برای توسعه میدان با ژاپن شکل گرفت. پس از چند سال مذاکره در سال ۱۳۸۳ قراردادی حدود ۲ میلیارددلاری میان ایران و شرکت ژاپنی اینپکس منعقد شد. اینپکس ۷۵ درصد سهم پروژه را در اختیار گرفت و برنامه این بود که تولید ابتدا به حدود ۱۵۰ هزار بشکه سپس به حدود ۲۶۰ هزار بشکه در روز برسد. برای ژاپن، کشوری بهشدت وابسته به واردات انرژی، آزادگان پروژهای راهبردی بود. در آن زمان ایران نیز یکی از تأمینکنندگان مهم نفت ژاپن بهشمار میرفت. اما درست در همین نقطه، نفت و سیاست خارجی به یکدیگر گره خوردند. تشدید اختلاف ایران و غرب بر سر برنامه هستهای، فشار واشنگتن بر توکیو را افزایش داد. اینپکس از یکطرف با پروژهای عظیم و جذاب روبهرو بود و از طرف دیگر نگران تحریمهای آمریکا، تأمین مالی و روابطش با نظام مالی بینالمللی بود. در کنار آن هزینههای پروژه افزایش یافته بود و پاکسازی مینهای باقیمانده از جنگ نیز پیشرفت کار را کند میکرد. سرانجام در سال ۱۳۸۵ سهم اینپکس از ۷۵ درصد به تنها ۱۰ درصد کاهش یافت و مدیریت عملیاتی پروژه به طرف ایرانی منتقل شد. وزارت خارجه ژاپن همان زمان کاهش سهم را تأیید کرد. چند سال بعد نیز حضور باقیمانده اینپکس عملاً پایان یافت. نخستین فرصت بزرگ ایران برای توسعه آزادگان با سرمایه و فناوری یک شرکت معتبر بینالمللی از دست رفت. پس از عقبنشینی ژاپنیها، نگاه تهران بیش از پیش به شرق چرخید. شرکت ملی نفت چین، CNPC، وارد پروژه شد و توسعه آزادگان جنوبی به آن سپرده شد. انتظار میرفت حضور چین مشکل سرمایه و فناوری را در شرایطی که شرکتهای غربی از ایران فاصله گرفته بودند تا حدی جبران کند. اما این تجربه نیز مطابق انتظار پیش نرفت. پروژه با تأخیرهای طولانی مواجه شد و وزارت نفت ایران بارها از کندی کار پیمانکار چینی انتقاد کرد. سرانجام در اردیبهشت ۱۳۹۳ شرکت ملی نفت چین رسماً از توسعه آزادگان جنوبی خلع ید شد. ارزش قرارداد حدود ۲.۵ میلیارد دلار بود و دلیل رسمی ایران «تأخیرهای طولانی» در اجرای تعهدات اعلام شد. در نتیجه، آزادگان طی حدود یک دهه دو شریک بزرگ خارجی خود را از دست داد. نخست ژاپنیها که زیر فشار تحریم و ریسک سیاسی عقب نشستند سپس چینیها که به دلیل عملکرد کند از پروژه کنار گذاشته شدند. این رفتوآمدها هزینهای فراتر از زمان داشت. توسعه میدان نفتی فرآیندی پیوسته است؛ مطالعات مخزن، طراحی، حفاری، احداث تأسیسات سطحالارضی و خطوط انتقال باید در قالب برنامهای یکپارچه پیش برود. تغییر پیمانکار و مدل توسعه، این زنجیره را بارها مختل کرد.
چرا غول بیدار نشد؟
ناکامی آزادگان را نمیتوان فقط به تحریم نسبت داد همانطور که نمیتوان، نقش تحریم را نادیده گرفت. نخستین عامل، محدودیت دسترسی ایران به سرمایه خارجی بود. توسعه میدانی با دهها میلیارد بشکه نفت درجا به میلیاردها دلار سرمایه نیاز دارد. قرارداد جدید توسعه یکپارچه آزادگان به تنهایی ۱۱.۵ میلیارد دلار ارزشگذاری شده است. تأمین چنین منابعی در اقتصادی که سالها با محدودیت دسترسی به بازارهای مالی بینالمللی روبهرو بوده، آسان نیست. عامل دوم فناوری است. آزادگان مخزن سادهای نیست. منابع فنی از پیچیدگی زمینشناسی آن و ضرورت دسترسی به دانش و تجهیزات پیشرفته سخن گفتهاند. هرچه ضریب بازیافت فقط چند واحد درصد افزایش یابد، در میدانی با بیش از ۳۰ میلیارد بشکه نفت درجا، میلیاردها بشکه نفت میتواند به ذخیره قابل برداشت اضافه شود.
عامل سوم بیثباتی در الگوی توسعه بود: اینپکس آمد و رفت؛ CNPC آمد و کنار گذاشته شد؛ توسعه به شرکتهای داخلی سپرده شد؛ میدان به شمالی و جنوبی تقسیم شد و اکنون دوباره سیاست توسعه یکپارچه دنبال میشود. هر یک از این تغییرات شاید در زمان خود دلایلی داشتهاند اما حاصل جمع آنها از دست رفتن زمان بوده است.
عامل چهارم به ساختار قراردادهای نفتی ایران بازمیگردد. در دورهای که آزادگان به سرمایه خارجی نیاز داشت، قراردادهای بیع متقابل و محدودیتهای قانونی و سیاسی سرمایهگذاری در صنعت نفت، جذابیت حضور بلندمدت شرکتهای بینالمللی را کاهش میداد. حتی یک گزارش تحلیلی CSIS در سال ۲۰۰۴ در کنار اثر تحریمهای آمریکا به مشکلاتی در طراحی پروژهها، برآورد ذخایر و محاسبات ریسک و بازده در ایران اشاره کرده بود. و سرانجام، آزادگان قربانی جغرافیای سیاسی خود نیز شد: میدانی مرزی، مشترک با عراق، واقع در منطقهای جنگزده و در کشوری که صنعت نفتاش برای سالهای طولانی در مرکز تحریمهای بینالمللی قرار داشت. با وجود همه تأخیرها، آزادگان همچنان یکی از مهمترین داراییهای نفتی ایران است. در اسفند ۱۴۰۲ قرارداد توسعه یکپارچه میدان با ارزش ۱۱.۵میلیارد دلار و دوره ۲۰ ساله منعقد شد. هدف این برنامه، افزایش تولید از حدود ۲۰۵ هزار بشکه به ۵۵۰ هزار بشکه در روز است. تازهترین گزارشهای سال ۱۴۰۵ نیز همین هدف را تکرار میکنند؛ یعنی افزایش حدود ۳۴۵ هزار بشکهای تولید. این ارقام معنای داستان آزادگان را روشن میکنند. در زمان کشف میدان در سال ۱۳۷۸ وزیر نفت تصور میکرد، ظرف چند سال میتوان تولید را به ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار بشکه در روز رساند. بیش از ۲۵ سال بعد، ایران هنوز برای رسیدن به ظرفیت ۵۵۰ هزار بشکهای برنامهریزی میکند.