اخبار محرمانه - ۵۲ سال پیش، در ۱۹ شهریور ۱۳۵۳، روزنامه اطلاعات در صفحه حوادث خبری منتشر کرد که بهدلیل تیتر عجیبش توجه خوانندگان را جلب کرد: «گوگوش شناخته نشد!» ماجرا به پروندهای قضایی درباره یک چک یک میلیون تومانی مربوط میشد؛ پروندهای که نام یکی از مشهورترین خوانندگان آن روزگار را درگیر کرده بود.
به گزارش خبرفوری ، بر اساس گزارش روزنامه اطلاعات، دادیار بخش دادسرای تهران بار دیگر برای گوگوش احضاریهای فرستاده بود تا او برای ارائه توضیحات بیشتر درباره پرونده چک یک میلیون تومانی به دادسرا مراجعه کند. اما سه روز بعد، مأمور ابلاغ احضاریه را بدون نتیجه به دادسرا بازگرداند.
دلیل بازگشت احضاریه، جملهای بود که روی برگه درج شده بود: خانم گوگوش شناخته نشد! به این ترتیب، مأمور ابلاغ در پیدا کردن فردی با این نام ناکام مانده بود و همین اتفاق به سوژهای برای صفحه حوادث روزنامه اطلاعات تبدیل شد.
پرونده چک یک میلیون تومانی
ماجرا اما به همین اتفاق عجیب ختم نشد. تحقیقات درباره پرونده بار دیگر با جدیت ادامه پیدا کرد. مطابق گزارش آن زمان، شاکی گوگوش در این پرونده فردی به نام حاجی رحیم درفشان، از ثروتمندان شناختهشده آن دوره، بود.
بیشتر بخوانید:
شاکی خصوصی رضایت داد؛ داریوش اقبالی آزاد میشود؟ | عکس
زندگی مرموز خواننده ترانه «مرا ببوس»؛ او به کجا فرار کرد؟
پوران در حضور گوگوش به سردبیر مجله امضا میدهد
عکس اکبر عبدی کنار گوگوش و خسرو شکیبایی در مهمانی خصوصی
درفشان ظاهرا تصمیم داشت شکایت خود را تا رسیدن به نتیجه نهایی دنبال کند و به همین دلیل، روند قضایی پرونده همچنان ادامه داشت. پرونده پس از تکمیل تحقیقات در بازرسی شعبه سوم دادسرای تهران به دادگاه شهرستان ارسال شد، اما دادگاه پس از بررسی محتویات پرونده، آن را برای انجام تحقیقات بیشتر به دادسرا بازگرداند.

دادسرا دوباره وارد ماجرا شد
با بازگشت پرونده، دادیار تحقیق بار دیگر گوگوش و رحیم درفشان را برای ارائه توضیحات و تکمیل تحقیقات احضار کرد. قرار بود با تحقیق از هر دو طرف، ابهامهای باقیمانده درباره پرونده برطرف شود.
اما در مورد گوگوش، اجرای احضاریه بار دیگر با مشکل روبهرو شد؛ چراکه مأمور ابلاغ نتوانست او را پیدا کند و نتیجه مأموریت خود را با همان عبارت کوتاه و عجیب اعلام کرد: «خانم گوگوش شناخته نشد.»
روزنامه اطلاعات در ادامه گزارش خود نوشته بود که رحیم درفشان قرار است روز بعد به دادسرای تهران مراجعه کند تا توضیحات بیشتری درباره شکایتش ارائه دهد.
این گزارش قدیمی، فارغ از سرنوشت نهایی پرونده، تصویری جالب از فضای قضایی و رسانهای دهه ۵۰ ارائه میکند؛ دورهای که حتی یک عبارت کوتاه و اداری روی برگه احضاریه میتوانست به تیتر نخست صفحه حوادث تبدیل شود و پروندهای مربوط به یک چهره مشهور را به یکی از سوژههای روز تبدیل کند.