اخبار محرمانه - یکی از عجیبترین داستانهای جاسوسی دوران جنگ سرد، به یک مأمور بلندپایه کاگب، یک نقشه شوروی برای تسلط بر ایران و حتی مشکل شخصی او در زندگی زناشویی گره خورده است.
به گزارش خبرفوری ، «ولادیمیر کوزیچکین»، افسر ۳۳ ساله کاگب، با نام رمز «ردوود»، یکی از مهمترین منابع اطلاعاتی MI6 در دوران جنگ سرد بود. او در سال ۱۹۸۱ از شوروی جدا شد و اطلاعاتی در اختیار بریتانیا قرار داد که از وجود طرحی برای سرنگونی حکومت ایران و قدرتگیری کمونیستهای مورد حمایت مسکو پرده برداشت.
ماجرای این جاسوس اکنون در کتاب جدید «ردوود؛ داستان ناگفته جاسوس خارقالعاده جنگ سرد» نوشته بن مکاینتایر روایت شده است؛ کتابی که جزئیات تازهای از فضای پرتنش ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ و رقابت سرویسهای اطلاعاتی غرب و شوروی در تهران ارائه میکند.
طرح شوروی برای ایران چه بود؟
کوزیچکین در تهران مستقر بود و به اطلاعات مهمی درباره فعالیتهای کاگب دسترسی داشت. بر اساس اطلاعاتی که او در اختیار MI6 گذاشت، گروهی از کمونیستهای ایرانی در حال سازماندهی یک شبکه مخفی و انبارکردن سلاح بودند تا در فرصتی مناسب علیه حکومت ایران وارد عمل شوند.
بیشتر بخوانید:
پرستوی موساد در رختخواب مدیر افبیآی | الکسیس ویلکینز کیست؟
خبرچین سیا در ونزوئلا یک ایرانی بود | علی مشیری که مادورو را فروخت کیست؟
رازهای زندگی دوگانه جاسوس زیبای روس | زنی که جاسوسی را به شهرت و ثروت تبدیل کرد
ژنرال جنگ جنسی | داستان زنی میان قدرت، فریب و عشق | آلیا روزا کیست؟
این طرح با حمایت شوروی و حزب توده مرتبط بود و در صورت موفقیت میتوانست ایران را به حوزه نفوذ مستقیم مسکو تبدیل کند. نگرانی غرب نیز تنها به تغییر حکومت در تهران محدود نمیشد؛ کنترل احتمالی شوروی بر تنگه هرمز و منابع نفتی خلیج فارس میتوانست پیامدهای ژئوپلیتیکی عظیمی برای بریتانیا و متحدانش داشته باشد.

ورود مأمور MI6 به ماجرا
شش ماه پیش از فرار کوزیچکین، «ایان مککردی» به عنوان مأمور MI6 در سفارت بریتانیا در تهران مستقر شده بود. حضور او در ایران در شرایطی انجام شد که پس از انقلاب، دیپلماتهای غربی بهشدت تحت سوءظن قرار داشتند.
در اول اکتبر ۱۹۸۱، اتفاقی غیرمنتظره رخ داد. کوزیچکین بدون هماهنگی قبلی از ساختمان سفارت شوروی خارج شد، از خیابان عبور کرد و خود را به دیپلماتهای بریتانیایی رساند. او اعلام کرد که آماده تغییر جبهه است.
MI6 در ابتدا با احتیاط برخورد کرد و احتمال میداد این ماجرا یک دام اطلاعاتی باشد. اما سرانجام به مککردی اجازه داده شد با او ارتباط برقرار کند. مأمور بریتانیایی کوزیچکین را سوار خودرو کرد و برای پنهانکردن هویتش، او را زیر یک پتو در قسمت عقب لندرور قرار داد و به سفارت برد.
درخواست عجیب جاسوس روس
پس از رسیدن به سفارت، مککردی و کوزیچکین در مکانی امن شروع به گفتوگو کردند. کوزیچکین اطلاعات مهمی درباره عملیات کاگب در ایران ارائه داد و حتی دفترچه تلفن سفارت شوروی را که نام بیش از ۱۰۰ جاسوس و دیپلمات در آن ثبت شده بود، تحویل داد. اما در میان این گفتوگوهای امنیتی، کوزیچکین ناگهان مسئلهای کاملا شخصی را مطرح کرد.
او به مککردی گفت که در زندگی زناشویی خود با مشکل مواجه است و توانایی برقراری رابطه جنسی ندارد!! سپس از مأمور بریتانیایی پرسید آیا پزشکی غربی میتواند به او کمک کند.
به این ترتیب، یکی از مهمترین جاسوسهای MI6 در جنگ سرد، بخشی از تصمیم خود برای فرار از شوروی را با امید به نجات زندگی زناشوییاش گره زده بود.
«داروی» محرمانه MI6
مککردی موضوع را به مقامهای بالاتر منتقل کرد. پزشک ارشد سرویس اطلاعاتی بریتانیا پیشنهاد استفاده از قرصهایی حاوی آهن و ویتامینها را مطرح کرد. این قرصها در یک خودکار جاسازی و همراه با توصیههای پزشکی به زبان روسی، در بسته دیپلماتیک به تهران فرستاده شدند. این دارو البته ویاگرا نبود و مقامهای MI6 حتی امیدوار بودند شاید اثر آن بیشتر جنبه روانی و تلقینی داشته باشد.
فرار نهایی از ایران
در ماههای بعد، کوزیچکین اطلاعات بسیار ارزشمندی درباره فعالیتهای شوروی در ایران در اختیار بریتانیا قرار داد. او اسناد کاگب را با یک دوربین جاسوسی کوچک متعلق به بریتانیا ثبت میکرد.
اما فشار روانی ناشی از خیانت به کشورش و همچنین مشکلات زندگی شخصی، سرانجام شرایط را برای او دشوار کرد. همسرش، «گالینا»، از فعالیتهای مخفی او مطلع شد و کوزیچکین نگران بود که این موضوع را به کاگب گزارش کند.
او در سال ۱۹۸۲ به مککردی گفت که باید هرچه سریعتر از ایران خارج شود. سرانجام MI6 عملیات فرار او را ترتیب داد و کوزیچکین از مسیر مرز ترکیه از ایران خارج شد و به بریتانیا منتقل شد.
اطلاعات او در نهایت نقش مهمی در خنثیکردن طرح شوروی و برخورد شدید حکومت ایران با شبکه حزب توده داشت؛ رویدادی که بعدها یکی از مهمترین عملیاتهای اطلاعاتی پیچیده دوران پس از انقلاب ایران شناخته شد.
داستان «ردوود» نشان میدهد که در دنیای جاسوسی، گاهی سرنوشت عملیاتهای بزرگ ژئوپلیتیکی به انگیزههایی کاملاً شخصی گره میخورد؛ از اطلاعات مربوط به یک کودتا گرفته تا تلاش یک جاسوس برای نجات زندگی مشترکش.