اخبار محرمانه - فرهیختگان / «روز خبرنگار ایرانی و جنگ روایت با ترامپ» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم بیژن رنجبر است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
روز خبرنگار، سالروز شهادت محمود صارمی، فرصتی ارزشمند برای تقدیر از مجاهدت صادقانه، اندیشمندانه و خستگیناپذیر تلاشگران عرصه آگاهیبخشی و تنویر افکار عمومی و تدقیق در باب عملکرد و اهمیت رسانه است تا با توجه بیشتری به جایگاه آن در پیشرفت کشور نظر کرد و به نقش خبرنگاران در شکلدهی آینده ایران اندیشید. تحولات نظام ارتباطات در سده اخیر، جایگاه رسانه را در نظامهای اجتماعی تغییر داده و آن را به یک عنصر مؤثر در تحولات سیاسی، اجتماعی و حتی امنیتی تبدیل کرده است. در عصر حاضر رسانه، نه صرفاً یک ابزار اطلاعرسانی؛ بلکه یکی از ارکان اصلی حکمرانی، امنیت ملی و شکلدهی به افکار عمومی تلقی میشود.
رسانهای که پیشتر بهعنوان واسطه انتقال اطلاعات شناخته میشد، امروز به یکی از مهمترین بسترهای ساخت روایت و جهتدهی به ادراک جمعی تبدیل شده است. ازاینرو، بررسی تحولات رسانه علاوه بر ورود استادان و اندیشمندان حوزه ارتباطات به یک دغدغه مهم در حکمرانی و یک الزام در سیاستگذاری عمومی برای مدیران و مجریان دستگاههای اجرایی هم تبدیل شده؛ چراکه تحقق حداکثری اهداف و پیشبرد برنامهها بدون توجه و استفاده از این عنصر ارزشمند به نظر ناممکن است. تحولات ماههای اخیر کشور و در رأس همه آنها جنگ تحمیلی از سوی دشمن نشان داد امروزه نباید قدرت کشورها را صرفاً در عرصه اقتصاد، فناوری یا توان نظامی تعریف کرد؛ بلکه بخش مهمی از آن در توانایی آنان برای روایت واقعیتها و شکلدهی به ادراک عمومی نهفته است. آنچه از اسفندماه 1404 تاکنون رقم خورده نشان داد چگونه میدان رقابت روایتها میتواند بر کارزار جنگ سخت اثر بگذارد. تلاش رئیسجمهور سفاک آمریکا بهرهگیری از ظرفیتهای رسانهای مصداق روشنی از این میدان رقابت است.
او در جنگ خونینی که آغاز کرد، شکست خورد؛ اما بهجای اعتراف به شکست، تلاش میکند با حربههای رسانهای دستخالی خود در جنگ را با تصویرسازی دستاوردهای متوهمانه به مخاطب ارائه دهد. او میداند چگونگی روایت میتواند بر آنچه رخ داد سایه اندازد و افکار عمومی را متأثر کند، ازاینرو میخواهد شکستهای آشکار را در قالب پیروزی بازنمایی و واقعیتهای میدانی را زیر سایه روایتهای رسانهای بهگونهای دیگر جلوه دهد؛ اما با همت دلاورمردان ایران اسلامی حتی در همین عرصه هم توفیقی نیافته است. این همان منطق جنگ شناختی است؛ جایی که تسلط بر ذهن مخاطب، بهاندازه تسلط بر میدان اهمیت پیدا میکند.
در این بزنگاه، وظیفه یک رسانه، دیگر در حد و اندازه بازتاب رویداد خلاصه نمیشود، آنچه از یک رسانه مسئول انتظار میرود تولید روایتهای معتبر، مستند و اقناعکننده از واقعیت است؛ چراکه هر جامعهای که نتواند روایت خود را از تحولات ارائه دهد، ناگزیر در معرض روایت دیگران قرار خواهد گرفت؛ بنابراین رسانههای حرفهای و خبرنگاران توانمند، بخشی از سرمایه راهبردی کشور در پیروزی نهایی بر دشمن آمریکایی - صهیونی و صیانت از هویت، منافع ملی و انسجام اجتماعی محسوب میشوند. بهرهمندی از توان و قدرت رسانه بدون ادراک دقیق از موقعیت کنونی آن امکانپذیر نیست. زیستبوم رسانهای در پس تغییرات گسترده و پرسرعت فناوری، عرصه پلتفرمهاست؛ امروز مرزهای سنتی میان رسانههای مکتوب، صوتی و تصویری ازمیانرفته و پلتفرمها تمامی ظرفیتهای ارتباطی بشر را در قالبی یکپارچه گرد آوردهاند.
فناوری ارتباطی به سطحی از فراگیری رسیده که دسترسی به ابزار انتشار محتوا دیگر امتیاز ویژهای محسوب نمیشود. آنچه مزیت رقابتی ایجاد میکند، کیفیت پیام، اعتبار محتوا و توان تولید معناست. برخی نظریهپردازان حوزه ارتباطات معتقدند در عصر پلتفرم ارزش رسانه صرفاً در مالکیت آن منحصر نیست و به توانایی روایتگری وابسته است. در فضایی که همگان امکان تولید و انتشار محتوا دارند، محتوایی اصیل، دقیق، مستند و البته اثرگذار است که خلق قدرت میکند. اگر این گزاره را در نظر داشته باشیم، برخلاف برخی پیشبینیها که توسعه فناوری را به معنای کمرنگشدن نقش خبرنگار معرفی میکنند، جایگاه روزنامهنگاران و خبرنگاران امروز نهتنها تضعیف نمیشود، بلکه اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در عصر شبکههای اجتماعی، هوش مصنوعی و غوطهورشدن در میان دادههای بزرگ، این خبرنگار حرفهای است که میتواند واقعیت را از میان انبوه دادهها استخراج کند، آن را اعتبارسنجی کند و در قالب روایتی منسجم، مستدل و اقناعکننده به جامعه عرضه کند؛ بنابراین ارزشمندی رسانه بیش از آنکه به فناوری وابسته باشد، به کیفیت کسانی وابسته است که پیام را تولید میکنند و ارائه میدهند. جامعه امروز به خبرنگارانی نیاز دارد که علاوه بر تسلط بر اصول فنی روزنامهنگاری، روشهای نوین راستیآزمایی، سواد رسانهای، سواد داده و فناوریهای نوین ارتباطی، سه اصل واقعگرایی، مسئولیتپذیری ملی و پایبندی به اخلاق حرفهای را در مسیر حرفهای خود مدنظر قرار دهند.
در شرایط پیچیده امروز، خبرنگار باید روایت خود را بر مرز واقعیت استوار کند؛ زیرا مهمترین سرمایه رسانه، اعتماد عمومی است و این اعتماد جز از مسیر دقت، انصاف، صحت و امانتداری حاصل نمیشود. اما درعینحال، مسئولیت اجتماعی خبرنگار ایجاب میکند آثار و پیامدهای اجتماعی و ملی روایتهای خود را نیز در نظر داشته باشد. در شرایطی که ایران و ایرانیان با اشکال مختلف جنگ ترکیبی و عملیات رسانهای مواجهند، خبرنگار حرفهای ضمن روایت صادقانه واقعیت، باید مراقب باشد که محصول کار حرفهای او ناخواسته در خدمت راهبردهای رسانهای دشمن یا تضعیف سرمایه اجتماعی و انسجام ملی قرار نگیرد.
این مهم باید در تربیت نسل آینده خبرنگاران موردتوجه مراکز آموزش عالی بهعنوان مهمترین نهاد تربیت سرمایه انسانی هم قرار گیرد. نباید ارائه آموزشها در این زمینه را صرفاً در آموزش مهارتهای فنی تولید خبر خلاصه کرد؛ بلکه باید آن را فرایندی چندبعدی دید که دانش ارتباطات، اخلاق حرفهای، مطالعات رسانه، حکمرانی پلتفرمها، هوش مصنوعی، سواد داده، روشهای اعتبارسنجی اطلاعات، قدرت تحلیل، تفکر انتقادی، روایتگری و شناخت عمیق از مسائل ملی را بهصورت توأمان در برگیرد تا در محیط پیچیده رسانهای هم وفادار به حقیقت باشند و هم روایتگرانی حرفهای که مسئولیت اجتماعی و ملی خود را میشناسند و به آن عمل میکنند.
در پیوند دانشگاه و رسانه، به جز آموزش نسل جدید خبرنگاران و تولید نظریات ارتباطی، روزنامهنگاری (ژورنالیسم) علم بهعنوان یکی از ساحتهای حرفهای فعالیت نیز موردتوجه است. بدونشک پیشرفت علمی، بدون نقشآفرینی اصحاب رسانه از ارائه دستاوردها و ترویج علم گرفته تا ارائه تحلیل و نقد عملکرد مجموعهها محقق نخواهد شد. دستاوردهای پژوهشی زمانی به توسعه ملی کمک میکنند که بتوانند به زبان جامعه، صنعت و سیاستگذار ترجمه شوند. نقش خبرنگاران حوزه علموفناوری در این نقطه بهعنوان حلقه واسط میان دانشگاه، مراکز پژوهشی، صنعت و افکار عمومی بیبدیل است و میتوانند با روایت دقیق، مسئولانه و قابلفهم از علم، به ارتقای سواد علمی جامعه، تقویت اعتماد عمومی به نهاد علم، افزایش مرجعیت علمی کشور و توسعه فرهنگ نوآوری کمک کنند.
آینده اقتصاد دانشبنیان و حکمرانی مبتنی بر دانش، در گروی تقویت ژورنالیسم علم و تعامل مستمر میان دانشگاهها و رسانههاست که باید به شکل نزدیکتری دنبال شود. دانشگاه آزاد اسلامی بهعنوان بزرگترین نهاد آموزش عالی کشور در عرصه رسانه فراتر از حوزه علمی و آموزشی، بستر عملیاتی ارزشمندی را داراست که میتوانند با استفاده از موقعیت منحصربهفرد تعامل با جامعه نخبگانی، جمعیت جوان و حوزه حرفهای رسانهای کشور، جریانساز مسیر پیشرفت و در خدمت آگاهیبخشی عمومی و آغازگر حرکتهای نو در حوزه اطلاعرسانی و روایتگری باشند.
در روزگاری که روایت، خود به یکی از مهمترین عرصههای قدرت تبدیل شده است، سرمایهگذاری بر تربیت خبرنگاران حرفهای و متعهد، تقویت رسانههای مؤثر، ارتقای کیفیت نظام ارتباطات و توسعه ژورنالیسم علم، ضرورتی است راهبردی که پیشرفت، امنیت و اقتدار ملی را تضمین میکند؛ ازاینرو باید از تلاشگران دغدغهمند این عرصه در کشور بهویژه اعضای رسانههای خانواده بزرگ دانشگاه آزاد که متعهدانه به رسالت خود عمل میکنند، تقدیر کرد و برای تقویت هرچه بیشتر این جریان در جهت دستیابی به رسانههای قدرتمند و جریانساز در مقیاس جهانی از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.