دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵
تحلیل ویژه

سرمقاله کیهان/ جنگ شناختی- نظامی و این پویش ۲۰ ساله

سرمقاله کیهان/ جنگ شناختی- نظامی و این پویش ۲۰ ساله
اخبار محرمانه - کیهان/ « جنگ شناختی- نظامی و این پویش ۲۰ ساله» عنوان یادداشت روز در روزنامه کیهان به قلم محمد ایمانی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید ۱) سال ۱۳۸۴ وقتی ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - کیهان / « جنگ شناختی- نظامی و این پویش ۲۰ ساله» عنوان یادداشت روز در روزنامه کیهان به قلم محمد ایمانی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید
1) سال 1384 وقتی سند چشم‌انداز 20 ساله به اجرا درمی‌آمد، درباره ایران 1404 می‌شد احتمالات گوناگونی را تصور کرد. اما شاید معدود کسانی در آن زمان می‌توانستند تصوری داشته باشند که با اتفاقات بیست سال بعد مطابقت داشته باشد. در سند چشم انداز پیش‌بینی شده بود ایران، بیست سال بعد قدرت اول منطقه باشد، اما کمتر کسی تصور می‌کرد این اقتدار، از متن نبردی دوران‌ساز پدید خواهد آمد.
2) در این 20 سال، چهار دولت (آقایان احمدی‌نژاد، روحانی، رئیسی و پزشکیان) با نوسانات رویکردی بسیار زیاد بر سر کار آمدند و هر کدام، اثباتا یا نفیا در شکل‌دهی آینده نقش‌آفرینی کردند. تلاطمات بیگانه ساخته یا ناشی از غفلت‌های داخلی، عقبگردهایی را موجب شد و گاه همان تهدید‌ها، با انباشت عبرت و تجربه، پلکان صعود به مراتب بالاتر اقتدار و پیشرفت شد. در این پویش تاریخی، هر جا متولیان امر، بیشتر به راهبرد‌هایی مانند مقاومت، اقتصاد مقاومتی درون‌زا و برون‌نگر، پیشرفت و عدالت اهتمام کردند، موفقیت‌های خیره‌کننده‌ای هم اتفاق افتاد.
3) فتنه نیابتی سال 1388 به عنوان دست‌اندازی در مقابل شتابان پیشرفت کشور، اجرای تحریم‌های فلج‌کننده به حمایت از آن آشوب ناکام، وقوع انحراف در دولت وقت و سپس روی کار آمدن دولتی با آرزوی مذاکره و بستن با کدخدا که هشت سال از فرصت‌های ملی را تباه کرد، پس از آن اهتمام دولت شهید رئیسی به جبران برخی عقب افتادگی‌ها در کمتر از سه سال، و سرانجام تشکیل دولتی که می‌خواست برخی عبرت‌های دولت مذاکره محور و خوش‌بین به توافق با آمریکا را از نو تجربه کند، توضیحی است بر انبوه فراز و نشیب‌هایی که ظرف دو دهه گذشته در مسیر پویش تاریخی کشور پدید آمده است. در سال آخر این پویش 20 ساله، آمریکا و اسرائیل جنایتکار، دو بار حمله کردند، با این ارزیابی که ایران ضعیف شده و ظرف چند روز، او از پا درمی‌آید و می‌شود آن را تجزیه کرد و منابعش را (مثل ونزوئلا، اوکراین و سعودی) به غارت برد.
4) امروز، روز صد و پنجاهم از جنگ تحمیلی دوم است. جنگ، فردا در حالی وارد ماه ششم می‌شود که هیچ یک از اهداف دشمن شرور عملی نشده است. نه تنها فروپاشی سیاسی یا نظامی، اقتصادی و اجتماعی اتفاق نیفتاده، بلکه شکستی بی‌سابقه در هشتاد ساله به آمریکا تحمیل شده است. اکنون تحلیلگران بسیاری در غرب می‌گویند که ایران از متن جنگ، به عنوان چهارمین ابرقدرت دنیا سر برآورده است. قدرت اول منطقه نه، چهارمین ابرقدرت دنیا. بله ما در داخل، مشکلات فراوانی داریم که نمی‌توان نادیده انگاشت. می‌شد مدیران ما در پویش بیست ساله چنان مشی کنند که بسیاری از مشکلات امروز نباشد. این نقد درستی است. در عین حال، ایران با وجود همه تحریم‌های خارجی و خود تحریمی‌های داخلی، توانسته در مقابل جنگ ترکیبی تاب بیاورد و شکستی فاحش را به دشمن تحمیل کند. حتما نیروهای سلحشور نظامی ما، نقش مهمی در این فتح بزرگ داشته‌اند. اما اگر کشور قدرتمند نبود و دیگر بخش‌ها تاب‌آوری و حمایت کافی نشان نمی‌دادند، آیا بخش نظامی به تنهائی می‌توانست مقاومت کند و دشمن را چنان به ستوه آورد که درخواست آتش‌بس و توقف جنگ کند؟
5) جنگ تحمیلی سوم، نهم اسفند سال 1404 با دومین خیانت آمریکا به مذاکرات آغاز شد. اما چهل روز بعد (روز 19 فروردین)، در حالی که روند جنگ بر عکس برآوردهای دشمن پیش می‌رفت، به درخواست آمریکا، به آتش‌بس انجامید. مذاکره و زد و خورد کم‌شدت، برای یک ماه و نیم دیگر ادامه داشت تا اینکه «تفاهم نامه خاتمه جنگ» در تاریخ 27 خرداد به امضا رسید. ترامپ چندین بار پیشنهادات ایران و حتی تفاهم نامه امضا کرده را «کاغذ پاره» خواند و نهایتا ۱۷ تیرماه مدعی پایان تفاهم نامه شد. او مجددا جنگ را از سر گرفت، اما پس از 13 روز، بدون اعلام قبلی و در حالی که وانمود می‌کرد در آستانه حمله ویرانگر به زیرساخت‌های ایران است، بی‌سر و صدا حملات را متوقف کرد؛ زمانی که تلفات و خسارات آمریکا رو به افزایش بود، جبهه دریای سرخ باز شده بود و برخی تاسیسات نفتی و نفتکش‌های سعودی، در معرض حملات مقاومت یمن قرار داشت.
6) جنگ‌های اخیر در حالی به کشور ما تحمیل شد و توافقات یکی پس از دیگری زیر پا گذاشته شد، که برخی سیاسیون رشد نایافته و به روز نشده، با ادبیاتی قالبی و متصلب، ادعا می‌کردند امکان ندارد آمریکا زیر تعهداتش بزند یا همزمان با مذاکره و توافق، حمله کند! مبتنی بر این خطای شناختی نفوذ زده، یکی از بزرگان جریان سیاسی مدعی اعتدال و اصلاحات، مرداد ۱۳۹۵ گفت: «اگر می‌‌بینید آلمان و ژاپن محکم‌ترین اقتصاد دنیا را دارند، بعد از جنگ جهانی دوم از اینکه نیروی نظامی داشته باشند، محروم شدند. نیرو‌های نظامی بیشترین خرج کشور‌های در حال جنگ را می‌‌بردند و از این رو با این اقدام پول‌‌های‌شان آزاد شد و به ‌دنبال کارهای علمی و تولیدی رفته و اقتصاد دانش ‌بنیان درست کردند، لذا دیگر آسیب‌پذیر هم نیستند، این راه در ایران باز شده است». ۹ سال بعد و با مشاهده حملات آمریکا، دبیرکل حزب کارگزاران گفت: «توانایی موشکی و پهپادی، در جنگ به داد ایران رسید».
7) در یک ارزیابی کلی می‌توان گفت که در نمودار تحولات میدانی، توان آفندی و پدافندی و اطلاعاتی ایران ظرف پنج ماه جنگ، دائما ارتقا پیدا کرده و در مقابل، منحنی توانمندی آمریکا رو به افول بوده است. نشریه انگلیسی تلگراف دیروز با ابراز حیرت نسبت به ارتقای توان دفاعی ایران نوشت: «اگر در ابتدای جنگ، لانچر یک موشک ایران هدف قرار می‌گرفت، در ۱۵ ساعت توان عملیاتی مجدد برای شلیک از همان نقطه فراهم می‌شد. این زمان در روزهای اخیر به کمتر از ۳۰ دقیقه
رسیده است. پنج ماه پس از جنگ، ذخایر و توانایی موشکی ایران به اندازه‌‌ای است که می‌‌تواند تهدیدات کلیدی علیه پایگاه‌ها و منافع آمریکا وارد کند». این نشریه سه ماه قبل، (سوم اردیبهشت) هم خبر مهمی را منتشر کرده و نوشته بود: «پنتاگون تحت فشار جنگ با ایران فروپاشیده است. پنتاگون که تحت رهبری پیت هگسث به هرج و مرج و خیانت کشیده شده، در حال از دست دادن ایده‌هایی برای پایان دادن به درگیری است».
8) اتفاقات یک سال گذشته به ویژه پنج ماه اخیر در متن دوگانه «مذاکره- جنگ»، انبانی انباشته از تجارب و عبرت‌های بزرگ است. این دوره به علاوه روند بیست سال گذشته به ما می‌آموزد که امنیت و پیشرفت و موفقیت، یک پویش پر زحمت اما شیرین ملی است و نه کالایی وارداتی که بتوان از طریق واگذاری منابع قدرت از دشمن خرید. وحدت و همدلی ذیل هدایت رهبری، بنیان این پویش مهم است. مقاومت و تاب‌آوری برای عقب راندن دشمن و تامین امنیت و پیشرفت کشور، تنها زمانی امکان‌پذیر است که در مقابل تهدیدات دشمن، یک صدا در کشور شنیده شود. این همان نکته مهمی است که سردار حکیم، شهید سلیمانی، مهر 1395 بیان کرد: «مهم‌‌‌ترین مؤلفه وحدت، حول دشمن است. اگر در خط مقدم دو صدا بلند شد، یکی فریاد زد دشمن نیست، دوست است و یکی گفت دشمن است، همان می‌‌شود که در جنگ صفین، طومار سپاه امیرالمؤمنین‌(ع) را به‌ هم ریخت. اگر کسانی که در منصب‌‌ها قرار گرفتند، آدرس غلط دادند و در جامعه دوصدایی پیرامون دشمن به ‌وجود آوردند، مرتکب خیانت شده‌‌‌اند. کوچه دادن به دشمن بدترین نوع خیانت است. ‌ترویج فهم غلط از دشمن، حساسیت جامعه را از بین ‌بردن، در درون آن تفرقه ایجاد ‌کردن، خیانت است»
9) عمود خیمه حکومت اسلامی، ولایت و امامت و حاکمیت ناشی از این اصل است. خداوند متعال در سوره حجرات پس از آنکه مؤمنان را از بالا بردن صدای خود در مقابل صدای پیامبر (ص) برحذر داشت، هشدار داد: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ فیکُمْ رَسُولَ اللهِ لَوْ یُطیعُکُمْ فی‏ کَثیرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ... بدانید که میان شما، پیامبر خداست؛ اگر در بسیاری از امور، از شما پیروی کند، همانا به رنج و هلاک می‌‌افتید». پروردگار حکیم، همچنین در سوره نساء با سوگند موکد می‌فرماید: «فَلَا وَ رَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا. به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن حقیقی نخواهند بود، مگر آنکه تو را در آنچه درباره‌اش مشاجره می‌کنند، به داوری بپذیرند؛ سپس از حکمی که کرده‌ای در وجود‌شان هیچ دلتنگی و ناخشنودی احساس نکنند، و تسلیم کامل باشند».
10) امام خمینی (قدّس الله نفسه الزّکیه) بارها درباره‌شان و جایگاه ولایت فقیه، تذکر و توجه داد و از جمله فرمود: «یا خدا، یا طاغوت، یا خداست، یا طاغوت. اگر با امر خدا نباشد، رئیس‌جمهور با نصب فقیه نباشد، غیرمشروع است. وقتی غیر‌مشروع شد، طاغوت است؛ اطاعت او اطاعت طاغوت است؛ وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است.
طاغوت وقتی از بین می‌‌رود که به امر خدای تبارک و تعالی یک کسی نصب بشود... چشم‌های‌تان را باز کنید! اهل خبره چشم‌شان را باز کنند. کسانی که با ولایت فقیه مخالفت می‌کنند برخلاف این چیزی که ملت آنها را تعیین کرده است عمل می‌کنند، وکالت ندارند در این امر... همه‌‌تان هم اگر چنانچه یک چیزی بگویید که برخلاف مصالح اسلام باشد، وکیل نیستید؛ حرفتان قبول نیست، مقبول نیست. ما به دیوار می‌زنیم آن حرفی را که برخلاف مصالح اسلام باشد». (جلد 10 صحیفه امام، صفحه 221)
11) رهبر شهید انقلاب، بارها با مذاکره‌ای که زیر سایه تهدید و زورگویی برای دیکته کردن دشمن باشد، مخالفت کرد و آن را غیر شرافتمندانه و غیرعاقلانه خواند. گذر زمان، حقانیت آن نگرش به مذاکره با شیطان بزرگ را آشکار‌تر کرد. جانشین رهبر شهید هم به شکل مبنایی و علی‌الاصول، با چنان مذاکره‌ای مخالف بوده است. علاوه‌ بر نظر روشن رهبر شهید و تجارب گذشته، آمریکا برای دومین بار ظرف هشت ماه به میز مذاکره خیانت کرده و این بار مرتکب جنایتی بزرگ شده بود. این بار خون رهبر شهید و 3400 ایرانی از جمله 168 کودک دانش‌آموز بر دوش آمریکا سنگینی می‌کرد و نظام نمی‌توانست درباره مسئول گرفتن انتقام و احیای بازدارندگی بی‌تفاوت باشد. با همه اینها، دولت ظرف ماه‌های گذشته اجازه پیدا کرد تا میوه تلخ مذاکره و تفاهم با آمریکا را یک بار دیگر تجربه کند. اما نتیجه، همان عبرت همیشگی بود؛ بدعهدی دشمن همراه با توهین و تهدید به طرف مذاکره‌کننده! قابل تامل اینکه حتی در وسط مذاکره هم ترور شخصیت‌های مسئول مثل شهید لاریجانی یا آقای پزشکیان متوقف نشد.
12) بنابر اعلام رئیس تیم مذاکره‌کننده، آزادی اموال بلوکه ایران، شرط آتش‌بس و برگزاری مذاکرات اسلام آباد در 19 فروردین ماه بود. این وعده دشمن هم عملی نشد. سپس، نوبت به تفاهم‌نامه رسید. آمریکا از همان آغاز، بندهای «توقف جنگ علیه ایران و لبنان، توقف تهدید یا استفاده از زور، آزاد سازی منابع مالی مسدود، و احترام به ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز» را نقض کرد و ظرف سه هفته، محاصره دریایی را برگرداند و حملات را از سر گرفت. در این مدت، آمریکا توانست نفت بالای 120 دلار را به زیر 70 دلار بکشاند و بحران سوخت را مهار کند. اکنون، یک تجربه تلخ جدید به تجارب قبلی افزوده و معلوم شده بود که آمریکا و ترامپ، همان موجودات شروری هستند که تفاهم و توافق با آنها، محال و ممتنع است.
13) پس از یک تجربه بسیار پرهزینه، انتظار این است که افراد خوش‌بین به تفاهم با آمریکا، از ملت ایران و رهبر عظیم‌الشان عذرخواهی کنند که در شناخت ماهیت شیطان بزرگ، دچار اشتباه اِدراکی شده بودند. یا دست کم بگویند که نیت‌شان خیر بوده، اما باز هم ثابت شد که با شیطان بزرگ نمی‌توان تفاهم کرد؛ و بنابراین به اصول متعالی انقلاب و رهبری برگردند. این رویکرد صادقانه می‌تواند حمایت رهبری و نظام و مردم را هم برانگیزد. متاسفانه برخی سیاسیون، مسیری را در پیش گرفته‌اند که تحریف صورت مسئله است. اینکه مثلا به صدا و سیما حمله شود که چرا بیانات مستند رهبر شهید درباره عبرت‌ها و مخالفت با مذاکره غیرشرافتمندانه را منتشر می‌کند، یا چرا به مخالفت علی‌الاصول رهبر جدید ارجاع می‌دهد، ناظران را نسبت به تحرکات شبکه نفوذ و انحراف و تحریف نگران می‌کند. عجیب است که به جای عبرت اندوختن و بازگشت به مسیر اصولی، ادعا شود که باید بودجه صدا و سیما قطع شود! آیا بودجه، ارثیه پدری است که بتوانند بر سر بودجه آن گروکشی کند؟! عجیب‌تر اینکه وقت ذی‌قیمت و محدود برخی مدیران ارشد، به جای پرداختن به اولویت‌های اصلی کشور، صرف بررسی تعلیق فلان برنامه ورزشی در فضای مجازی شود! انتظار این است که مسئولان امر با عنایت به عبرت‌های انباشته، به وحدت اصولی حول محور رهبری و راهبرد‌های کلان اعلامی برگردند. این بازگشت، موجب عزت و اعتبار و احترام است و در عقب راندن دشمن و فیصله پیروزمندانه جنگ بسیار مؤثر خواهد بود.


نظرات شما