اخبار محرمانه - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سید مهدی طالبی| «ابومحمد جولانی»، با بهقدرترسیدن در سوریه، تمام لباسهای قبلیاش را کنار گذاشت؛ نه مثل تفکیریها لباسهای بلند محلی و مذهبی میپوشد و نه مثل «ولادیمیر زلنسکی»، رئیسجمهور اوکراین، لباسهایی خاص مانند شبهنظامیان به تن میکند. او دوست دارد جولانی را به بایگانی تاریخ بفرستد و بهجای آن «احمد الشرع» با کتوشلوار و کروات در ملأعام ظاهر شود. جولانی ظاهر را تغییر داده؛ اما مشتریانش همان توقعات قبلی را دارند و به وی به چشم تروریست و پروژهبگیر نگاه میکنند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا چند هفتهای میشود که پایش را در یک کفش کرده که سوریه باید به لبنان حمله کرده و وظیفه مهار و ضربه به مقاومت این کشور را برعهده بگیرد. سوریها به دلیل مشکلاتی که دارند فعلاً آن را رد کرده و صهیونیستها نمیخواهند پرونده لبنان از دستشان خارج شود؛ این مسئله که رژیم هزینهای مستقیم در لبنان متحمل نشود، برای صهیونیستها مطلوب است؛ اما آنها نگران جوانب دیگر این موضوع هستند. درخواست ورود سوریه به لبنان بهگونهای مطرح شده که این معنا را میدهد، رژیم صهیونیستی در اجرای مأموریت با وجود صرف 4 سال وقت و دریافت حجم عظیمی از سلاح ناکام بوده و آمریکا ناگزیر خواهان امتحان سوریه در این پرونده است؛ یک سرشکستگی بزرگ برای صهیونیستها که به اعتماد آمریکا به خود وابسته و حساس هستند. در ذهن آمریکا، برخورد با مقاومت به وسیله ارتش کلاسیک، شکست خورده و آنها باید نیرویی شبهنظامی و چریکی را وارد نبرد با آن کنند. رژیم صهیونیستی که یکی از مدرنترین و مجهزترین ارتشهای کلاسیک جهان است، با واکنش محور مقاومت فراتر از محیط لبنان مواجه شد و جولانی در صورت اشتباه، آن را علیه خود تکرارشده خواهد یافت.
محدودیتهای جولانی
دمشق دلایل کمی برای ورود به پرونده لبنان و محدودیتهای بزرگی برای تحرک در آن دارد. این موارد در زیر مورد بررسی قرار گرفتهاند:
1- نیرو
جولانی با کمبود نیروی انسانی برای ورود به جنگ لبنان مواجه است. این کمبود را نباید صرفاً در آینه جبهه لبنان دید، زیرا با تهاجم به این کشور، جبهههای دیگری هم گشوده میشوند. جولانی در ادلب با تمام متحدانش حداکثر تا 25 هزار نیرو در اختیار داشت و این تعداد پس از رسیدن به قدرت، افزایش چندانی نداشته است. گروه تروریستی موسوم به «ارتش ملی سوریه»، در شمال سوریه در استان حلب مستقر است و برای سرکوب کردها، طبق مأموریتی که ترکیه برای این گروه تعیین کرده، از آن خارج نمیشود و تشکیلاتی جدای از جولانی است. آنها از نظر ایدئولوژیک با جولانی تفاوت دارند. از ارتش سوریه در روزهای آخر سقوط اسد، چیز کمی مانده بود که همانها نیز مدافع نظام سابق و از مخالفان جولانی بودند و طی درگیریها گریختند تا ارتش منحل شود. تروریستها وقتی که به حکومت رسیدند، وارث ارتش کشور نشدند. جولانی برای جذب نیرو با محدودیتهایی روبهروست. ارتش اسد، از طریق سربازگیری نیروی خود را تأمین میکرد، اما تروریستها تشکیل ارتش اینچنینی را علیه خود میدانند و سوریه کنونی از نظر انسانی و اقتصادی ظرفیت آن را ندارد. دمشق در حداکثریترین حالت به 30 تا 40 هزار نیروی نظامی واقعی دسترسی دارد. این قوا باید در استانهای شمال شرق در برابر کردها، در مرزهای شرقی در برابر عراق و در صحرای شرق علیه داعش مستقر باشند. همچنین به قوای امدادی در جنوب و استانهای علوینشین ساحل نیاز است و در دمشق و حمص بیم فعالیت مخالفان میرود. تروریستها نمیتوانند نیروی زیادی به لبنان اختصاص دهند و از این رو از سال گذشته تاکنون صرفاً 5 هزار نیرو را در مرز با این کشور مستقر کردهاند. مقاومت لبنان میتواند حداکثر تا 50 هزار نفر را طی فراخوان حداکثری به خدمت فرابخواند؛ اما تحقق آن تاکنون نه ضروری بوده و نه امکانپذیر. مشکلات کنونی مربوط به تعداد نیروها در میدان نیستند تا با فراخوان تعداد زیادی نیرو حل شوند. از سوی دیگر زیر بمبارانهای شدید، جمعآوری این میزان نیرو در قالب یگانی صحیح نیست و هزینههای مالی بالایی دارد. بااینحال در صورت حمله جولانی، شیعیان لبنان که فارغ از ساختارهای مقاومت به صورت شخصی همانند دیگر ساکنان این کشور مسلح هستند، قدرت دفاع دارند و تعداد افراد مسلح به دهها هزار نفر میرسد. در عراق وضعیت مساعدتر است. باید در نظر داشت که در صورت حمله شخصی مانند جولانی به شیعیان لبنان، گروههایی فراتر از اعضای محور مقاومت علیه وی فعال خواهند شد؛ گروههایی که ادعای ارتباط با مرجعیت را دارند به همراه جریان صدر به دلیل فشار به جامعهای شیعی تحت فشار اجتماعی و یا انگیزه درونی به سمت مبارزه با وی کشیده میشوند.معضل دیگر ظرفیت متفاوت افزایش نیرو در طرفین است. در صورت توسعه درگیریها نیاز به افزایش نفرات و جایگزینی تلفات، جولانی ظرفیتی ندارد. در مقابل گروههای مقاومت عراق و لبنانیها با توجه به روحیه بالای جوامع خود قادر به بسیج عمومیاند.
2- تسلیحات
جولانی برای حمله به لبنان مشکل سلاح دارد اما این مشکل در برابر کل محور مقاومت بیشتر است. صهیونیستها در شرایطی وارد لبنان شدهاند که به دقت آن را بمباران کرده و روی زمین، سوار بر تانک و نفربرند. از سوی دیگر چند لشکر به منطقه آوردهاند. در جنگ 66 روزه سال 2024، صحبت از بهکارگیری 70 هزار نفر از نیروهای زمینی رژیم بود. جولانی به پهپادهای انتحاری و کواد مسلح است اما دقت و حجم آتش آنها به اندازه رژیم نیست. مشکل بزرگتر، مواجهه با محور مقاومت است. سوریه برای حمله به محور مقاومت به تسلیحات دوربرد و دقیق دسترسی ندارد. این احتمال وجود دارد که دشمن با استقرار افسران اوکراینی پهپادهای انتحاری دوربرد این کشور را که برای حمله به عمق روسیه و شهر مسکو به کار میروند در سوریه مستقر کند؛ اما در کوتاهمدت مؤثر نبوده و در بلندمدت نیز جولانی قادر به حفظ خود نیست.پدافند هوایی پاشنه آشیل تأثیرگذار جولانی است. قطعاً حجم پرتابههای هوایی محور مقاومت بیشتر از آن چیزی خواهد بود که دشمن شاید تلاش کند در سوریه مستقر کند. آمریکا و رژیم صهیونیستی با وجود آمادگی، حمله غافلگیرانه به محور، بمباران پایگاهها و پرتابگرها و برخورداری از سامانههای هشدار زودهنگام و موشکهای رهگیر از مقابله با موشکها و پهپادهای انتحاری مقاومت درمانده شدند. مشخص نیست جولانی میخواهد چگونه در برابر صدها موشک و هزاران پهپاد انتحاری مقاومت کند.
3- نفوذ اطلاعاتی
نفوذ اطلاعاتی محور مقاومت در میان گروههای تروریستی بالاست. آنها چند تکه، متفاوت، معارض و درحال رقابت با یکدیگرند که این زمینه مناسبی برای جمعآوری اطلاعات و حتی اجرای عملیاتهای موردی فراهم میآورد. محور مدتهاست با این تروریستها جنگیده و پیش از آن به دلیل اشراف بر مسائل افغانستان و عراق، نحوه جنگیدن آنها را تحت نظر داشته و فهم خوبی از فعالیت آنان دارد. موضوع دیگر، ارتباطات ایران با گروههای اسلامگراست که دریچهای به سمت سوریه میگشاید.
4- ضعف زیرساختها
اقتصاد، عامل مهمی در سقوط اسد بود. سربازان و کارمندان با حقوقهای 20 دلاری، قادر به فعالیت نبودند و دولت و دستگاه نظامی، رمقی برای فعالیت نداشت. اوضاع اقتصادی با وجود اعلام رفع برخی تحریمها نهتنها بهبود نیافته که در برخی شاخصها بدتر از آخرین روزهای اسد شده است. جولانی برای ورود به جنگ، باید احتمال درهمشکستگی اقتصادی را لحاظ کند. این مسئله تنها مربوط به دریافت کمکهای مالی نیست. شاید متحدان جولانی به او مبالغی اختصاص دهند، اما در صورت جنگ وی به گذرگاههای زیادی برای واردات دسترسی نخواهد داشت تا بودجههای اختصاصی متحدان را به آورده و کالا تبدیل کند.
5- انتقادات داخلی
کشاندن کشور ضعیفشده سوریه به جنگ با چندین طرف قویتر، بدون آنکه این نبرد ضروری باشد، انتقادات زیادی را علیه جولانی برمیانگیزد. تروریستها و متحدانشان برای دستیابی به قدرت در سوریه خسارتهای زیادی دیدهاند. اگر جولانی بخواهد با ماجراجویی مواهب جدید آنها را در معرض خطر قرار دهد با اعتراض روبهرو خواهد شد.
6- مخالفان و رقبا
بقایای نظام سابق، حکومت خودمختار کردها در شرق، دروزیهای سویدا، علویان در ساحل غربی و انواع و اقسام گروههای تروریستی با دیدگاههای خاص، هرکدام در پی اهداف خود هستند. آنها یا میخواهند موقعیتشان در جغرافیای تحت کنترل خود را تقویت کنند، یا جغرافیای تحت کنترل خود را افزایش دهند و یا در بدترین حالت، قصد قبضه حکومت در دمشق را در سر دارند. آنچه مشخص است هیچ کدام از این گروهها را نمیتوان دستکم گرفت. تنها تعداد قوای حکومت خودمختار کردها با جولانی برابر است و در مجموع تعداد قوای مخالفان، بیشتر از حکومت تروریستهای جبهه التحریر است. بقایای نظام سابق، همانند اسد فکر نمیکنند. بخشی از جناحهای آن احتمالاً تمایل داشته باشند بدون پیگیری آرمانهای نظام سابق، صرفاً به عنوان دولتی سکولار به قدرت بازگردند. این رقبا به شکل عملگرایانه به دنبال راهی برای جلب نظر قدرتها و یافتن مسیری مجدد به قدرت هستند. جولانی در داخل مجموعه خود، مشکلات غیرقابل انکاری دارد. فشارهای متمرکز خارجی و تزریق پول چند گروه تروریستی را در کنار هم بهظاهر متحد نشان میدهد. بسیاری مترصد رهایی و جایگزینی با حاکم سوریهاند.
7- احتمال وجهالمصالحه شدن
آمریکا در جنگ رمضان، طبق عملکردهای پیشین و پیشبینیهای صورتگرفته، به دفاع از رژیم صهیونیستی توجه داشت و دولتهای عربی را رها کرد. در خصوص جولانی این امر به شکلی بزرگتر قابل تکرار است. او اساساً قرار است برای دفاع از رژیم و برداشتن بار از دوش صهیونیستها وارد عمل شده و سپر بلای تلآویو باشد. عدم تعهد آمریکا به جولانی به این معنی خواهد بود که احتمال دارد با فشارهای محور مقاومت، واشنگتن وی را رها کرده و یا حتی به وجهالمصالحهای با تهران تبدیل کند.
8- تخریب ریبرندینگ
جولانی در حال ریبرند است و حمله به لبنان کار وی را از چند جهت روبه وخامت میبرد. نخست آنکه او که پس از دستیابی به قدرت خود را مدافع مسیرهای غیرنظامی برای رسیدن به اهداف جلوه میداد، با حمله به کشوری همسایه نهتنها این ادعاهایش بر باد رفته که به شخصی متجاوز به کشوری در همسایگی خود تبدیل میشود.
نگاه رژیم صهیونیستی به حضور جولانی در لبنان
یسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در مورد ورود سوریه به جنگ علیه مقاومت لبنان گفته بود رژیم در لبنان میجنگد و نیازی به جولانی نیست. او که بارها جولانی را تروریستی با کتوشلوار توصیف کرده تأکید داشت تلآویو صاحبان قدرت در سوریه را میشناسد و میداند در لبنان به رژیم کمک نخواهند کرد. او تهدید کرده بود جولانی باید در همان سوریه مانده و درکارها دخالت نکند تا رژیم مجبور به دخالت در کار وی نشود.رژیم صهیونیستی نگرانیهای زیادی درباره جولانی دارد؛ دولت او ملغمهای از جهادیهای اسلامگرا، اخوانیها، القاعده و عناصر سابق و جداشده از داعش است. رژیم صهیونیستی درگیریهای زیادی با اخوان داشته است. تلآویو به سرنگونی محمد مرسی، رئیسجمهور اخوانی در مصر کمک کرد و مدتهاست با حماس، شاخه اخوان در فلسطین درگیر است. ارتباط جولانی با ترکیه، دیگر نگرانی رژیم است. رژیم، ترکیه را دشمنی جدی میبیند.ترکیه کشوری بزرگ، پرجمعیت، نزدیک به فلسطین اشغالی و با رؤیای احیای امپراتوری عثمانی است که صدها سال بر فلسطین حکومت داشت. ترکیه توسط اخوانیها اداره میشود که حماس جزء آنهاست.این کشور اهل سنت است و مذهب حنفیاش هم با فلسطینیها یکسان است. ترکیه ثروتمند بوده و عضوی از ناتوست. رژیم صهیونیستی میداند ترکیه از این جنبهها، ظرفیتهای خطرناکتری نسبت به ایران دارد گرچه بسیاری از آنها را عملی نکرده و در طول جنگ به رژیم تدارکات میرساند تا به درآمد برسد. با اینحال هر لحظه که آنکارا تصمیم به تغییر رویه بگیرد، این ظرفیتها بهسرعت فعال میشوند.
ترکیه
نفوذ ترکیه بر گروههای سوریه، شبیه به نفوذ ایران بر گروهها در عراق است؛ نه شبیه به ارتباط ایران با مقاومت در لبنان و یمن. همانگونه که در عراق گروههای زیادی با ایدئولوژیهای مختلف با ایران ارتباط دارند، ترکیه در سوریه با انواع و اقسام گروهها و جناحهایشان مرتبط است. اگر جولانی و تحریرالشام در سوریه بر سرکارآمدهاند، این معنا را نمیدهد که او میتواند تمام بار نفوذ ترکیه را بر دوش کشیده و آنکارا با خیال راحت امور را به وی محول کند.تحریرالشام از چند گروه تشکیل شده و بهصورت اقماری چند گروه مجزا اما متحد بهصورت نزدیک دارد، علاوهبراین تعدادی از گروهها با فاصلهای مشخص متحد آن هستند. از نظر روندی، روند شکلگیری این گروهها، مانند شکلگیری مقاومت لبنان و یمن نیست؛ جولانی که با القاعده همکاری میکرد به داعش پیوست و سپس از آن هم جدا شد و گروهی مستقل تأسیس کرد. او از القاعده و داعش جداست، اما عناصر سابق آنها را همراه خود دارد. ازسویدیگر، القاعده - که جولانی تلاش کرد آن را نمایندگی کند - در قالب چند گروه محلی وابسته فعال است. جولانی نه گروه یکپارچهای دارد و نه محیط شکلگیری و فعالیت این گروهها به وی اجازه یکپارچهسازی را میدهد. با وجود دستیابی به قدرت، این گروهها همچنان گروه باقیمانده و به جناحی در درون دولت تبدیل نشدهاند؛ مرزهایشان مشخص و ساختارهایی مستقل دارند. نزدیکترین گروه به ترکیه در سوریه در ظاهر تحریرالشام نیست، بلکه احتمالاً گروه تروریستی ارتش ملی است. شاید این تلقی به دلیل مأموریت و هویت متفاوت این دو گروه باشد، اما فعالیتهای جولانی در نزدیکی به عربستان و برخی حرکتهای متفاوت با ترکیه، نشان میدهد او با آنکارا فاصلهای دارد که ارتش ملی ندارد. ترکیه خواهان تدوین قانون اساسی و ایجاد پارلمان بود که با ساختار دموکراتیک این کشور، شاخههای اخوان و حزب عدالت و توسعه شباهت دارد. در مقابل، جولانی به سمت مدلی شبیه به عربستان سعودی رفت؛ مجلسی فرمایشی در حد همان مجلس انتصابی و مشورتی عربستان تشکیل شد و جولانی هر دو مسئولیت ریاستجمهوری و نخستوزیری را در شخص خود ادغام کرد. در عربستان، پادشاه مانند رئیسجمهور ریاست کشور را برعهده دارد؛ اما علاوهبرآن، منصب نخستوزیری و ریاست بر کابینه را به طور همزمان در اختیار خود گرفته است. جولانی شخصی بود که با ترکیه همگرا شد؛ اما از نظر ایدئولوژیک پیرو و مرید آنها نیست. او در استان ادلب که هممرز با ترکیه بود، بهشدت تحتتأثیر آنکارا قرار داشت؛ اما با استقرار در دمشق، از مرزها و تأثیرگذاری ترکیه دورتر شده است.
ترکیه یک مانع مهم در رسیدن به دمشق دارد که به حملات نظامی رژیم صهیونیستی مربوط است.صهیونیستها حرکت ترکیه از سمت حلب به مناطق مرکزی و جنوبی برای استقرار و ارسال سلاح را مورد حمله قرار میدهند. این کشور باوجود حملات رژیم میتوانست همچنان بر این راه اصرار کند، اما اردوغان ترجیح داد پس از چند ضربه متوقف شود. آنکارا نمیتواند سلاحهای خود را برای تجهیز جولانی به جنوب ببرد و این به معنای رهاشدن دمشق در برابر پیشروی و قدرت رژیم است. ازسویدیگر، با ناتوانی ترکیه در ایجاد خط قدرت به سمت دمشق که پیشازاین به سمت ادلب وجود داشت، نمیتواند نفوذ کاملی کسب کند. در خصوص فشارها به جولانی برای تهاجم به لبنان، احتمالاً وی، عناصر اثرگذار در دولت و برخی گروههای جهادی بنا به دلایلی مخالف آن هستند، اما نباید فشارهای شدید آمریکا را نادیده گرفت.واشنگتن در حال واردآوردن فشار همزمان به نتانیاهو و جولانی است و شاید مخالفت اردوغان هم در این بین بیتأثیر شود. ترکیه میداند حمله جولانی به لبنان، خشم محور مقاومت را برمیانگیزد و مانع مهمی را برای فعالیت رژیم صهیونیستی از منطقه برمیدارد؛ پس از آن تلآویو ادعا خواهد کرد حملاتش به لبنان مشروع بودهاند، زیرا هماکنون مسلمانان خود با یکدیگر در آن وارد جنگ شدهاند. آنکارا اما گزینههای محدودی در سوریه دارد. اگر حمله جولانی به لبنان موفق شود، رژیم سراغ آن میآید و اگر ناموفق باشد، وی توسط محور مقاومت یا ساقط شده یا به طور مؤثری تضعیف میشود.
نکات
1- حمله جولانی به مقاومت لبنان، جهت جغرافیایی دارد. با رسیدن تروریستها به قدرت، گفته میشد آنها به سمت جداسازی بخشی از مناطق سنینشین در شمال لبنان خواهند رفت. امروز که هدف ضربه به شیعیان است، جهت جغرافیایی، مرکز لبنان و منطقه بقاع است. دمشق میخواهد به محل استقرار شیعیان و پایگاههای پشتیبانی نظامی مقاومت حمله کند.
2- روزنامه آمریکایی والاستریت ژورنال به نقل از منابع آگاه گزارش کرده که که وزارت دفاع آمریکا در پی وارد آمدن آسیبهای جدی به پایگاههایی که در نزدیکی ایران بودهاند، قصد دارد تجهیزات و نیروهای خود را به نقاطی منتقل کند که از برد موشکها و پهپادهای ایران دور باشند. این روزنامه، فلسطین اشغالی را محل استقرار این تجهیزات و قوا اعلام کرده است. در جنگ رمضان، آمریکا بهسرعت فلسطین اشغالی، اردن و پایگاههای موجود در عمق خاک عربستان را به مراکز اصلی عملیاتی خود تبدیل کرد؛ اما به نظر میرسد از انگیزه سعودیها برای میزبانی از قوای جدید کاسته شده باشد. فلسطین اشغالی دورترین نقطه منطقه از ایران است که در دسترس آمریکا قرار دارد. شکل آن محدود بودن جغرافیای فلسطین اشغالی و حضور مقاومت لبنان بر بالای سر آن است. واشنگتن قصد دارد این سایه تهدید را حذف کرده و سوریه را هم به محلی برای استقرار هوایی خود جهت تهدید و حمله به ایران تبدیل کند.
3- حکومت جولانی دسترسی کاملی به سراسر کشور ندارد. این امر ناشی از یک معضل روندی است. طی دو دهه اخیر و پس از تضعیف نفوذ دولت مرکزی، قدرتهای محلی زیادی شکل گرفتهاند که مطیع ساختن آنها دشوار و زمانبر است. قدرتمندان محلی حاضر به واگذاری قدرت خود نیستند. آنچه به دلیل پرسروصدا بودن و بزرگی همه میبینند، منطقه خودمختار کردها در شمال شرق سوریه یا استان دروزی نشین سویدا است، اما تعداد مناطق خودمختار فراتر از این نمونههای قابلتوجه است. حتی در ادلب، پیش از سقوط اسد که حاکمیت با جولانی بود، این محدوده به مناطق تحت نفوذ تقسیم شده بود.
4- استفاده پیشین دشمن از کارت تروریستها برای ساقطسازی نظام سوریه، ناشی از فشار سنگین جنگ 66 روزه لبنان بر رژیم صهیونیستی و کاهش تابآوری آن بود. به نظر میرسد، تابآوری دشمن امروز هم تحتفشار قرار گرفته و آن را به سمت فعالسازی گزینهها از سمت سوریه سوق داده است. فعالسازی کارت جولانی مطلوبیت کاملی برای رژیم نداشت، اما آنها تحت فشار ناچار از رضایت به این مسئله شدند.
5- جولانی تحتفشار آمریکا قرار دارد. او احتمالاً در دو راهی گرفتار شده است؛ همراهی با طرح حمله به لبنان یا تمدید تحریمها و ارائه آزادی عمل به رژیم صهیونیستی از سوی آمریکا برای حمله به سوریه. در جریان بمباران ساختمان ستاد کل ارتش سوریه، ناظران آن را قصد رژیم برای شروع جنگ تعبیر کردند که با فشار ترکیه و عربستان و ابراز مخالفت آمریکا در پیامد آن، ادامه نیافت. جولانی بعدها در این باره گفت، هدف رژیم از بمباران ساختمان ستاد کل ارتش سوریه، آغاز جنگ بود.
6- تقویت جولانی و تهدید به «ادغام لبنان در سوریه» از ایدههای «تام باراک» شخصیت قدرتمند دولت ترامپ در منطقه است. تام باراک، همزمان سفیر آمریکا در ترکیه، نماینده آمریکا در امور عراق، نماینده امور آمریکا در سوریه و غیررسمی نماینده کشورش در امور لبنان است. این یک تقسیمبندی در منطقه است. ویتکاف نماینده ترامپ در امور خاورمیانه، بر رژیم صهیونیستی، ایران، دولتهای عربی حاشیه جنوبی خلیجفارس در همراهی با کوشنر متمرکز است و در ارتباط با روسیه مشارکت دارد. حوزه شمالی غرب آسیا، اما محل فعالیت باراک است.او سابقهای قوی دارد و با محافل اقتصادی آمریکا در ارتباط است. گفته میشود با رایزنی و فعالیتهای وی، «بلک راک»، بزرگترین شرکت سرمایهگذاری جهان با 22 تریلیون دلار سرمایه، قصد دارد در صنایع نظامی پایه ترکیه سرمایهگذاری کند. تام باراک بود که در سفرهایش به بیروت، تهدید کرد اگر لبنان به دستورات آمریکا توجه نکند، شاید جزئی از سوریه شود. او بود که خواهان برتریدادن جولانی بر کردها شد و به کشیدن افسار حملات رژیم به سوریه کمک کرد. او در مدت اخیر همواره قدرت خود را افزایش داده و در آخرین مورد، نماینده کشورش در امور عراق شده است؛ این یعنی او که خود سفیر است، حالا بهنوعی چند سفیر را زیر دست خود دارد.
7- جولانی با استقرار در قدرت اعلام کرد هدفش تنها کشور خودش و ساقطسازی نظام سیاسیای بوده که با آن مخالفت داشته است. او تأکید کرد کاری با دیگر کشورها ندارد. در همان زمان سه سناریو وجود داشت؛ حرکت جولانی به سمت لبنان برای توسعه حکومت خود، گسترش به عراق و بعدها، تلاش برای حمایت از جریانات رادیکال در ترکیه. اگر او به سمت لبنان برود، مسجل میشود ادعاهایش درباره اکتفا به محیط کشور سوریه دروغ بوده و حرکت وی به سمت عراق فقط در گروی زمان است. ترکیه خواهان افزایش نفوذ منطقهای خود است، اما نمیخواهد تمام این نفوذ در دستان اشخاص و افراد خطرناک کنونی در دمشق باشد. به همین دلیل آنکارا گروه تروریستی ارتش ملی سوریه در شمال این کشور را خود به طور مستقیم و جدای از جولانی اداره میکند. این گروه تا آن میزان به دستورکارهای ترکیه متعهد است که با جولانی به مرکز و جنوب سوریه نرفت و برای مهار کردها در شمال باقی ماند.
8- جولانی حالا که بر سر کار آمده، میبیند رژیم صهیونیستی چه موجودیت خطرناکی است و نمیتوان با آن به راحتی کنار آمد. او از تلآویو احساس خطر دارد. این به معنای ورودش به درگیری با رژیم و یا وارد نشدن به لبنان نیست، اما در محاسبات قابل لحاظ است.
9- طبق تفاهمنامه اولیه 60 روزه میان ایران و آمریکا، فعالیت نظامی و باقی ماندن رژیم صهیونیستی در لبنان، ممنوع است. ترامپ با پیش انداختن جولانی میخواهد نقض تفاهم صورت نگیرد؛ اما جبهه لبنان فعال باقی بماند. احتمالاً او پس از آن برای تمجید از خود این مسئله را اعلام و تأکید میکند توانسته درگیری داخلی میان مسلمانان راه بیندازد.
10- آمریکا درحال فشار آوردن به طبقه سیاسی عراق برای مهار گروههای مسلح است. واشنگتن در این مسیر از ابزار اقتصادی و وتوی سیاسی بهره میگیرد. نقشه حمله جولانی به لبنان اما مانعی بزرگ در برابر سیاست خلع سلاح خواهد بود. با تهاجم جولانی به لبنان، نه تنها گروههای عضو محور مقاومت که تمام شیعیان واکنش نشان داده و حمله زمینی به سوریه آغاز میگردد. واکنش تمام شیعیان و زنده شدن یاد روزهای تهاجم داعش با حمله جولانی به لبنان که هدف بعدیاش عراق است، تمام فعالیتهای واشنگتن در بغداد را بیاثر میکند. از آن رو که حامیان جولانی در سعودی قرار دارند، این احتمال وجود دارد مقاومت با مشروعیت و اجماعی بیشتر از جنگ رمضان، در قالب هوایی و زمینی به سعودیها ضربه شست نشان دهد.
11- آمریکا قصد دارد با حل مشکل لبنان، رژیم صهیونیستی و خود را از آن آسوده کند؛ اما اگر جولانی ساقط شود، مشکلات تلآویو دوبرابر خواهند شد؛ سوریه بار دیگر به جبههای مجدد تبدیل شده و لبنان با احیای کامل مسیر تدارکاترسانی اصلی خود، قدرتی مضاعف مییابد.
12- محور مقاومت برای کشیدن ترمز رژیم صهیونیستی در کناره دریای مدیترانه، از تنگه باب المندب و دریای سرخ و بعداً از تنگه هرمز و خلیجفارس استفاده کرد. این احتمال وجود دارد که محور مقاومت این بار با عملیات در کویت یا تهدید سعودی از چند جهت، بخواهد ترمز جولانی را کشیده، متحدانش را از وی دور ساخته و پس از آن کارش را نهایی کند.