اخبار محرمانه - آرمان ملی /متن پیش رو در آرمان ملی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سهیل ثابت| ایران و آمریکا پس از مدتها چانهزنی به یک یادداشت تفاهم رسیدند که بر مبنای آن بتوانند در مفاد ۱۴ گانه آن پیش بروند.
با این حال برخی این یادداشت تفاهم را چندان مهم قلمداد نمیکنند و معتقدند تا طرفین رسما به توافقی همهجانبه نرسند نمیتوان به این تفاهم شکننده خوشبین بود. در همین راستا برای بررسی تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا «آرمان ملی» با مهدی ذاکریان تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
* تحلیل شما از تفاهم ایران و آمریکا و ظرفیتهای درونی آن چیست؟
من معتقدم ایران و آمریکا دنبال رفع چیزهایی بودند که نمیخواهند. نه میخواستند تنگه هرمز بسته بماند و نه اینکه محاصره وجود داشته باشد. به همین دلیل به یادداشت تفاهم با یکدیگر رسیدند. البته تفاهمنامه چندان دستاورد بزرگی نیست. تفاهمنامه حصول توافق دو طرف بر نخواستنها بود و به آن رسیدند. چون چند مساله اصلی که محل اختلاف است در این تفاهم وجود ندارد که من سه گزینه را مهمتر میبینم و یک مورد دیگر را حتی از این ۳ بالاتر میبینم. اما ۳ مساله اصلی که خیلی مهم میدانم یکی مساله هستهای است که اصلا هیچ تفاهمی درباره آن صورت نگرفته، یکی مساله قدرت موشکی ایران و مساله دیگر بحث مقاومت منطقهای است که ایران نخواست که در این تفاهمنامه صحبتی از آنها درمیان بیاید. در حالی که اینها نکات کلیدی و محل اختلاف ایران با ایالات متحده بوده است. فراتر از این موارد سهگانه به علاوه تنگه و محاصره دریایی اگر همه را جمع کنیم همه زیر سایه موضوع اول و مهم برای آمریکا یعنی امنیت اسرائیل میرود. یعنی دلیل شکلگیری جنگ بیشتر همین امنیت و بقای اسرائیل بوده و آنها معتقد بودند اگر ایران به سلاح اتمی دست پیدا کند و قدرتمندتر شود امنیت اسرائیل را در معرض تهدید قرار میدهد. دو جنگ اخیر ایران نیز با فشار اسرائیل صورت گرفته است. نکته بسیار مهم این است که در تفاهمنامه اولیه در این موضوع هم صحبتی نشده است. همانطور که گفته شد طرفین بر روی آنچه که نمیخواستند رخ دهد به تفاهم رسیدند. نکته مهم اینکه چه در ایران و چه در آمریکا این یادداشت تفاهم اولیه به اشتباه توافق نهایی یا تفاهمنامه خوانده میشود. در حالی که این صرفا یک یادداشت تفاهم است که تا به توافق نهایی تبدیل نشود فاقد اعتبار حقوقی است. هم ترامپ به اشتباه میگوید من یک توافق بزرگ به دست آوردم و هم در ایران برخی به اشتباه آن را پایان راه میدانند. یادداشتی که از آن به عنوان تفاهم اولیه نام برده میشود، صرفا حرفهایی است که گفته و مکتوب شده است. نه کنوانسیون محسوب میشود، نه قرارداد، نه تفاهمنامه فقط صحبتهای مکتوبی است که دو طرف هر وقت بخواهند میتوانند از آن موارد مکتوب خارج شوند و در عین حال مسیر حرکت آینده به سمت توافق را تاحدی ترسیم میکند.
*میتوان اینگونه در نظر گرفت که بر مبنای این یادداشت تفاهم طرفین قدمهای بعدی مثل رفع تحریمها یا آزادسازی پولهای بلوکه شده ایران را طبق مفادی که در آن آمده بردارند؟
اگر قرار بود این اتفاقات بیفتد در دوره برجام و پس از آن در زمان آقای امیرعبداللهیان میافتاد. گویی عدهای از تداوم تنش سود میبرند و گویی که در نظام بینالملل هم تداوم این رویه برای برخی کشورهای منطقه و نظام بینالملل اهمیت دارد. اینکه انتظار این باشد که تنشها به طور کلی رفع و شرایط عادی شود و پس از آن شکوفایی و پیشرفت و رفاه برای مردم اتفاق بیفتد، نشانهها و شاخصهای موثری از این دیده نمیشود.
* ترامپ و همراهانش یادداشت تفاهم با ایران را دستاورد بزرگی قلمداد میکنند؛ اما اوباما آن را بازگشت به برجام با هزینههای بیشتر خوانده است. چقدر با این رویه که تفاهم فعلی در مسیر همان برجام است موافقید؟
این یادداشت تفاهم به هیچ عنوان با برجام قابلیت مقایسه و تطبیق ندارد برای اینکه برجام یک توافق مشترکی بود که بر پایه قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت اعتبار حقوقی لازم را هم پیدا کرده بود و یک تفاهم چندجانبه بود و دوجانبه نبود و به عبارتی در آن کشورهای دیگری هم حضور داشتند. از لحاظ حقوقی، پیگیریها و همینطور از لحاظ سیاسی برای ایران یک برد بزرگ در آن نهفته بود. در حالی که در این یادداشت تفاهم دو طرف بر نخواستهها تفاهم کردند و مهلتی ۶۰ روزه را برای مذاکره تعیین کردند که حتی پیش از این مدت نیز طرفین میتوانند آن را نقض کنند و دوباره به شرایط سابق بازگردند، اما برجام به اندازهای برای ترامپ و برای ایالات متحده آمریکا هزینه داشت که در همان زمان آقای ترامپ اعلام کرد ما بدون هرگونه پیششرط آماده گفتوگو هستیم و فقط بیاید توافقی حتی بهتر از برجام با هم مینویسیم. مشکل این بود که برجام در زمان اوباما بسته شد بود و مساله رقابت داخلی بود. گرچه در برجام هیچ چیزی به آمریکاییها نرسید و در همان ابتدا ایران همه زمینههای همکاری و ورود آمریکا به لحاظ اقتصادی و سرمایهگذاری را بسته بود؛ بنابراین برجام که یک فرصت طلایی برای ایران و جامعه بینالمللی بود به خاطر بیتدبیریهای داخلی و ترامپ به نتیجه نرسید. با این حال یادداشت تفاهم ایران و آمریکا هیچ یک از آن مزیتها را ندارد و بجز ایران و آمریکا کشورهای دیگری در آن نیستند که امضا کنند و جشنی بگیرند یا حمایت کنند. از طرفی این یادداشت تفاهم مدت زمان دارد. بنابر این اگر اوباما یا دیگران مطرح میکنند که برجام درست بود، درست میگویند، اما اینکه این یادداشت تفاهم را به پیروزی یا شکست ترامپ گره بزنند غلط است. چرا که ترامپ بسیار چندوجهی عمل میکند و چندوجهی تصمیم میگیرد. وی همزمان ممکن است درباره یک موضوعی بگوید بهترین چیزی که من به دست آوردم ولی دو روز بعد آن را کنار بزند و قبول نکند و تصمیم دیگری بگیرد؛ لذا نوع تصمیماتی که ترامپ میگیرد کاملا متفاوت از دانش سیاسی، حقوق یا روابط بینالملل است که سایر رهبران جهان انجام میدهند.
بازار ![]()