اخبار محرمانه - رویداد 24 /متن پیش رو در رویداد 24 منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست تاریخ پرونده هستهای ایران نشان میدهد جمهوری اسلامی بارها اصل مبادله، انتقال یا کاهش ذخایر اورانیوم غنیشده را پذیرفته است. مهمترین نقطه این توافق زمانی است که سعید جلیلی با انتقال ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده به خارج از کشور موافقت کرد. اگر توافق ایران و آمریکا به مرحله اجرا برسد، یکی از مهمترین و جنجالیترین بخشهای آن سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران خواهد بود؛ هنوز جزئیات نهایی تفاهم اولیه ایران و آمریکا منتشر نشده، اما از همان نخستین گزارشهای غیررسمی مشخص بود که یکی از حساسترین بندهای توافق، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران است؛ اینکه از کشور خارج می شود، در داخل می ماند یا همین جا رقیق خواهد شد. اما این همان موضوعی است که جریانهای تندرو آن را «خط قرمز» میدانند و در خیابان علیه آن صف کشیدهاند. بازار آنها میگویند اگر ایران اورانیومهای غنیشده خود را از کشور خارج کند، عملاً بیدفاع میشود؛ استدلالی که در نگاه اول شاید منطقی به نظر برسد، اما یک مشکل بزرگ دارد: کارنامه تندروها. همین جریان سیاسی تندرو که امروز در خیابان علیه توافق و مذاکره لشکرکشی کرده اند، در گذشته نه تنها با خروج اورانیوم غنیشده مخالفتی نداشتند، بلکه خودشان پای توافقی را امضا کردند که بر اساس آن بخش عمده ذخایر اورانیوم ایران از کشور خارج میشد. جلیلی و توافقی که امروز فراموش شده است اردیبهشت ۱۳۸۹؛ ایران زیر فشار تحریمهای بینالمللی قرار داشت و پرونده هستهای کشور در شورای امنیت سازمان ملل دنبال میشد. در آن زمان سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول مستقیم مذاکرات هستهای بود. در اجلاس سهجانبه تهران با حضور محمود احمدینژاد، رجب طیب اردوغان و لولا داسیلوا، ایران با طرحی موافقت کرد که براساس آن ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده خود را به ترکیه منتقل میکرد. این اورانیوم قرار بود به امانت در خاک ترکیه نگهداری شود و در مقابل، ایران سوخت مورد نیاز رآکتور تحقیقاتی تهران را دریافت کند. آن زمان رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه، رسماً اعلام کرد که ایران با خروج بخش عمده ذخایر خود موافقت کرده و ظرف یک هفته نامه این توافق به آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارسال خواهد شد. سعید جلیلی نه تنها مخالف این طرح نبود، بلکه به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، هدایت مذاکراتی را برعهده داشت که نتیجه آن پذیرش اصل انتقال اورانیوم غنیشده به خارج از کشور بود. البته توافق تهران هیچگاه به مرحله اجرا نرسید، اما یک واقعیت تاریخی را ثبت کرد؛ اینکه جمهوری اسلامی در دوره جلیلی، اصل خروج اورانیوم غنیشده را پذیرفته بود. در برجام چه بر سر اورانیومهای ایران آمد؟ تاریخ جمهوری اسلامی نشان داده خروج اورانیومهای غنی شده، بخشی از استراتژی بازدارندگی هستهایش نبوده و همیشه بر سر آن معامله کرده است. چند سال بعد و در جریان برجام، این موضوع بار دیگر مطرح شد؛ طبق برجام، ایران پذیرفت ذخایر اورانیوم غنیشده خود را از حدود ۱۰ هزار کیلوگرم به ۳۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۳.۶۷ درصد کاهش دهد. بخش عمده این ذخایر در سال ۱۳۹۴ به روسیه منتقل شد و در مقابل، ایران کیک زرد طبیعی دریافت کرد. آیا بازدارندگی ایران هستهای است؟ مخالفان توافق میگویند اگر اورانیومهای غنیشده از کشور خارج شود، ایران دیگر برگ برندهای نخواهد داشت. اما مسئله اینجاست که خود جمهوری اسلامی طی دو دهه گذشته بارها اعلام کرده برنامه هستهایاش ماهیت نظامی ندارد و قصد ساخت سلاح هستهای را دنبال نمیکند. اگر این گزاره را بپذیریم، آنوقت بازدارندگی ایران باید جای دیگری تعریف شود. واقعیت نیز همین را نشان میدهد. توان موشکی، برنامه پهپادی، سامانههای پدافندی و شبکه نیروهای همپیمان منطقهای، ستونهای اصلی راهبرد بازدارندگی ایران بودهاند. حتی در جنگ یک سال اخیر نیز آنچه در میدان نقش بازدارنده ایفا کرد، نه سانتریفیوژها بلکه موشکها و توان نظامی متعارف ایران بود. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند بحث اورانیومهای غنیشده بیش از آنکه یک مسئله نظامی باشد، یک موضوع سیاسی و نمادین است؛ نمادی از استقلال فناوری و قدرت چانهزنی ایران. چرا تندروها امروز مخالفاند؟ این پرسش حالا بیش از هر زمان دیگری مطرح است؛ چگونه جریانی که در سال ۱۳۸۹ با خروج ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم موافقت کرده بود، امروز هرگونه مذاکره درباره همین موضوع را خیانت میخواند؟ در هفتههای اخیر، نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری و طیف موسوم به دولت سایه، از مجلس تا خیابان، علیه توافق موضع گرفتهاند. آنها مقابل وزارت خارجه تجمع کردند، سخنرانان خود را به میدانها فرستادند و خروج اورانیوم غنیشده را به یکی از محورهای اصلی اعتراضاتشان تبدیل کردند. اما تاریخ پرونده هستهای ایران چیز دیگری میگوید. از توافق تهران در سال ۱۳۸۹ تا برجام در سال ۱۳۹۴، جمهوری اسلامی بارها اصل مبادله، انتقال یا کاهش ذخایر اورانیوم غنیشده را پذیرفته است.
رویداد 24 /متن پیش رو در رویداد 24 منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
تاریخ پرونده هستهای ایران نشان میدهد جمهوری اسلامی بارها اصل مبادله، انتقال یا کاهش ذخایر اورانیوم غنیشده را پذیرفته است. مهمترین نقطه این توافق زمانی است که سعید جلیلی با انتقال ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده به خارج از کشور موافقت کرد.
اگر توافق ایران و آمریکا به مرحله اجرا برسد، یکی از مهمترین و جنجالیترین بخشهای آن سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران خواهد بود؛ هنوز جزئیات نهایی تفاهم اولیه ایران و آمریکا منتشر نشده، اما از همان نخستین گزارشهای غیررسمی مشخص بود که یکی از حساسترین بندهای توافق، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران است؛ اینکه از کشور خارج می شود، در داخل می ماند یا همین جا رقیق خواهد شد. اما این همان موضوعی است که جریانهای تندرو آن را «خط قرمز» میدانند و در خیابان علیه آن صف کشیدهاند.
بازار ![]()
آنها میگویند اگر ایران اورانیومهای غنیشده خود را از کشور خارج کند، عملاً بیدفاع میشود؛ استدلالی که در نگاه اول شاید منطقی به نظر برسد، اما یک مشکل بزرگ دارد: کارنامه تندروها.
همین جریان سیاسی تندرو که امروز در خیابان علیه توافق و مذاکره لشکرکشی کرده اند، در گذشته نه تنها با خروج اورانیوم غنیشده مخالفتی نداشتند، بلکه خودشان پای توافقی را امضا کردند که بر اساس آن بخش عمده ذخایر اورانیوم ایران از کشور خارج میشد.
جلیلی و توافقی که امروز فراموش شده است
اردیبهشت ۱۳۸۹؛ ایران زیر فشار تحریمهای بینالمللی قرار داشت و پرونده هستهای کشور در شورای امنیت سازمان ملل دنبال میشد. در آن زمان سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول مستقیم مذاکرات هستهای بود.
در اجلاس سهجانبه تهران با حضور محمود احمدینژاد، رجب طیب اردوغان و لولا داسیلوا، ایران با طرحی موافقت کرد که براساس آن ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده خود را به ترکیه منتقل میکرد. این اورانیوم قرار بود به امانت در خاک ترکیه نگهداری شود و در مقابل، ایران سوخت مورد نیاز رآکتور تحقیقاتی تهران را دریافت کند.
آن زمان رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه، رسماً اعلام کرد که ایران با خروج بخش عمده ذخایر خود موافقت کرده و ظرف یک هفته نامه این توافق به آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارسال خواهد شد.
سعید جلیلی نه تنها مخالف این طرح نبود، بلکه به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، هدایت مذاکراتی را برعهده داشت که نتیجه آن پذیرش اصل انتقال اورانیوم غنیشده به خارج از کشور بود.
البته توافق تهران هیچگاه به مرحله اجرا نرسید، اما یک واقعیت تاریخی را ثبت کرد؛ اینکه جمهوری اسلامی در دوره جلیلی، اصل خروج اورانیوم غنیشده را پذیرفته بود.
در برجام چه بر سر اورانیومهای ایران آمد؟
تاریخ جمهوری اسلامی نشان داده خروج اورانیومهای غنی شده، بخشی از استراتژی بازدارندگی هستهایش نبوده و همیشه بر سر آن معامله کرده است. چند سال بعد و در جریان برجام، این موضوع بار دیگر مطرح شد؛ طبق برجام، ایران پذیرفت ذخایر اورانیوم غنیشده خود را از حدود ۱۰ هزار کیلوگرم به ۳۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۳.۶۷ درصد کاهش دهد. بخش عمده این ذخایر در سال ۱۳۹۴ به روسیه منتقل شد و در مقابل، ایران کیک زرد طبیعی دریافت کرد.
آیا بازدارندگی ایران هستهای است؟
مخالفان توافق میگویند اگر اورانیومهای غنیشده از کشور خارج شود، ایران دیگر برگ برندهای نخواهد داشت.
اما مسئله اینجاست که خود جمهوری اسلامی طی دو دهه گذشته بارها اعلام کرده برنامه هستهایاش ماهیت نظامی ندارد و قصد ساخت سلاح هستهای را دنبال نمیکند. اگر این گزاره را بپذیریم، آنوقت بازدارندگی ایران باید جای دیگری تعریف شود.
واقعیت نیز همین را نشان میدهد.
توان موشکی، برنامه پهپادی، سامانههای پدافندی و شبکه نیروهای همپیمان منطقهای، ستونهای اصلی راهبرد بازدارندگی ایران بودهاند. حتی در جنگ یک سال اخیر نیز آنچه در میدان نقش بازدارنده ایفا کرد، نه سانتریفیوژها بلکه موشکها و توان نظامی متعارف ایران بود.
به همین دلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند بحث اورانیومهای غنیشده بیش از آنکه یک مسئله نظامی باشد، یک موضوع سیاسی و نمادین است؛ نمادی از استقلال فناوری و قدرت چانهزنی ایران.
چرا تندروها امروز مخالفاند؟
این پرسش حالا بیش از هر زمان دیگری مطرح است؛ چگونه جریانی که در سال ۱۳۸۹ با خروج ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم موافقت کرده بود، امروز هرگونه مذاکره درباره همین موضوع را خیانت میخواند؟
در هفتههای اخیر، نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری و طیف موسوم به دولت سایه، از مجلس تا خیابان، علیه توافق موضع گرفتهاند. آنها مقابل وزارت خارجه تجمع کردند، سخنرانان خود را به میدانها فرستادند و خروج اورانیوم غنیشده را به یکی از محورهای اصلی اعتراضاتشان تبدیل کردند.
اما تاریخ پرونده هستهای ایران چیز دیگری میگوید. از توافق تهران در سال ۱۳۸۹ تا برجام در سال ۱۳۹۴، جمهوری اسلامی بارها اصل مبادله، انتقال یا کاهش ذخایر اورانیوم غنیشده را پذیرفته است.