اخبار محرمانه - اعتماد / متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
در بیش از صد شب گذشته خیابانها محل حضور مردم از اقشار مختلف و با گرایشهای سیاسی متفاوت بوده است «اعتماد» درباره نگاههای این گروهها و رویکردشان به تفاهمنامه اولیه با امریکا گزارش میدهد
تجمعات و حضور متراکم و معنادار گروههای مختلف اجتماعی در خیابانها تقریبا همزمان با آغاز جنگ و حملات امریکا و اسراییل به ایران شروع شد. پدیدهای فراتر از رفتارهای جمعی متعارف در میانه جنگ که در روزهای نخست با چینش و تنوع بالاتری از افراد با گرایشهای سیاسی و اجتماعی، باورهای مذهبی و پوششها همراه بود . اگرچه تا پیش از این «خیابان» مفهومی گره خورده با اعتراضات اجتماعی بود اما حالا از آغاز جنگ 40روزه و در شرایط حساس ملی و بینالمللی، تغییر کارکرد داده و از یک بستر عبور و مرور روزمره یا فضای تعاملات عادی یا حتی محل بروز و ظهور اعتراضات اجتماعی به یک «میدان رسانهای و نمادین» تبدیل شد. در تجمعات اخیر، حضور فیزیکی شهروندان در فضای عمومی، در وهله نخست، به عنوان یک کانال اعلام موضعِ صریح و ابزاری برای نمایش سرمایه اجتماعی به شمار رفت. این حضور، پیوند مستقیمی با رویدادهای کلان نظامی نظام داشت.
یکی از شاخصترین ابعاد تجمعات شبهای گذشته، کارکرد صریح آن در قالب اعلام حمایت از نظام سیاسی و تصمیمات حاکمیتی در مواجهه با حملات خارجی بود. در ادبیات علوم سیاسی، تجمعات خودجوش یا سازمانیافته در بزنگاههای تاریخی، به عنوان شاخصی برای سنجش تابآوری ملی و ضریب همبستگی درونی یک جامعه ارزیابی میشوند. حضور قشرهای مختلف در این شبها بهخصوص در هفتههای نخست حملات نظامی امریکا و اسراییل به ایران، پیامی مستقیم صادر میکند؛ تصمیمات کلان نظام در حوزههای دفاعی و امنیتی، متکی بر یک بدنه اجتماعی فعال و پشتیبان است. همان که مداحان نیز سرودند که «میدان با تو خیابان با ما». این نوع حضور، به جای آنکه صرفا یک کنش عاطفی یا مذهبی قلمداد شود، یک مانور قدرت نرم با هدف نمایش ضریب امنیت ملی بود
مهمترین کارکرد این تجمعات نمایش پیوند ارگانیک میان «خیابان» و «میدان نبرد» بوده و هست. در دکترینهای نوین جنگ ترکیبی، سرنوشت منازعات تنها در خطوط مقدم جبههها و توسط ادوات نظامی تعیین نمیشود، بلکه پایداری سیاسی و روانی جبهه داخلی نقشی حیاتی و مکمل دارد. تجمعات شبانه نشان داد که بخشی از افکار عمومی و بدنه حاضر در خیابان، خود را به عنوان امتداد منطقی و موازات فیزیکی فرماندهان در اتاقهای عملیات جنگی تعریف کردهاند. بسیاری از حاضران در این تجمعات تاکید داشتند که « زمانی که فرماندهان نظامی در سطوح راهبردی مشغول هدایت نبرد و اتخاذ تصمیمات سخت هستند، تجمعات شهری با تولید مستمرِ محتوای حماسی، نمایش همبستگی و تقویت روحیه مقاومت، موازنه وحشت و بازدارندگی را در برابر دشمن تکمیل میکنند.» در واقع، حضور مردم در خیابان، به مثابه ایجاد یک «سپر دفاع روانی و سیاسی» پیرامون تصمیمات فرماندهان نظامی عمل میکند که به آنها پشتوانه و مشروعیت لازم برای پیشبرد عملیات را اعطا میکند. از طرف دیگر بسیاری از تحلیلها بر این استوار است که حضور شبانه مردم سعی دارد تا انحصار روایت را از رسانههای بیگانه سلب کرده و واقعیتی عینی و غیرقابل انکار بدنه حامیان نظام - در وهله اول- و مدافعان ایران در شرایط حمله خارجی بدون الزام به موافقت با سیاستهای جمهوری اسلامی را نمایش بدهد.
اگرچه مرور شعارها و مداحیها در این تجمعات نشان از نوعی شور سیاسی است اما تجمعات شبهای اخیر را نمیتوان به یک ابراز احساسات ساده تقلیل داد. این حضور، گزارهای راهبردی است که در آن جبهه داخلی پایاپای جبهه نظامی حرکت میکند. خیابان به اتاق جنگ ثانویهای بدل شده است . این پیوستگی اما به معنی یکدستی در تیپهای حاضر در خیابانها نیست. بررسی تیپولوژی و لایههای مختلف حاضران در این تجمعات نشان میدهد که تفاوتهای زیادی در این باره وجود دارد. در یک نگاه کلان، این تجمعات برخلاف الگوهای سنتی و تکبعدی، از یک تکثر درونی در عین وحدت شعاری برخوردارند که تعریفکننده «تیپولوژی جدیدی از سرمایه اجتماعی پشتیبان ساختار» است.
هسته پایدار و لنگرگاه ثبات
هسته اولیه و قوامبخش این تجمعات را طبقه سنتی-مذهبی جامعه تشکیل میدهد که همواره به عنوان پایه ثابت مناسک سیاسی و حاکمیتی شناخته میشوند. هسته پایدار ساختاری: تبارشناسی و کارکرد لایههای سنتی- مذهبی در تثبیت فضا در تبارشناسی این طیف در تشکلهای خیابانی و تحلیل دینامیسم رفتاری تجمعات شبهای اخیر، این هسته اولیه، منسجم و سازماندهنده . پای ثابت مناسک شهری را بهطور سنتی، طبقه مذهبی و قشرهای وفادار به ساختار رسمی جامعه تشکیل میدهند. این گروه اجتماعی که از آنها به عنوان بدنه ثابت و پایدار سرمایه اجتماعی حاکمیت یاد میشود، دارای ویژگیهای متمایزی هستند که حضور آنها را از یک مشارکت تودهای ساده به یک کنشگری راهبردی و تشکیلاتی ارتقا میدهد. این لایه از جامعه، به واسطه برخورداری از پیوندهای عمیق ایدئولوژیک و شبکههای ارتباطی مویرگی در بستر نهادهای سنتی مانند مساجد، هیئات مذهبی و پایگاههای محلی، از بالاترین ضریب بسیجکنندگی و سرعت عمل در بازپسگیری و مدیریت فضای عمومی شهر در شرایط بحرانی برخوردار است. برای این طیف، حضور در خیابان صرفا یک واکنش گذرا به رویدادهای روزمره یا پاسخی به هیجانات سیاسی نیست، بلکه بخشی از یک کلانوظیفه عقیدتی و کلیدیترین ابزار برای تجدید بیعت با آرمانهای ساختار سیاسی قلمداد میشود. این هسته سخت سنتی به عنوان «لنگرگاه ثبات» در تجمعات عمل میکند. در شعارها و مداحیها دفاع از نظام در هر شرایطی در کنار تبعیت از رهبری با هر حکم و فرمانی نمود پیدا میکند. حضور منضبط، مستمر و آگاهانه آنها در شبهای متوالی، نوعی انضباط درونی را به کل فضای تجمع تزریق میکند که مانع از انحراف شعارها یا شکلگیری رفتارهای آنومیک و پیشبینینشده میشود. این طیف با بازتولید شعارهای بنیادین، استفاده از نمادهای مذهبی- ملی و تکیه بر ادبیات جهاد و شهادت، چارچوب گفتمانی تجمع را ترسیم کرده و فضا را برای ورود سایر گروههای اجتماعی همسو مهیا میسازند. نکته تحلیلی مهم در خصوص این طبقه، پایداری رفتار سیاسی آنها در مواجهه با فشارهای اقتصادی یا نوسانات رفاهی است؛ به این معنا که انگیزه محرک آنها برای حضور در میدان، فراتر از معادلات مادی، بر پایه مفاهیمی چون تکلیفگرایی، صیانت از کیان جامعه اسلامی است. در واقع، این طبقه سنتی- مذهبی به عنوان ستون فقرات تجمعات با گرایشهای روشن اصولگرایی، پیوستگی تاریخی و ساختاری حضور مردمی را تضمین میکند و به موازات تصمیمات فرماندهان در میدانهای نبرد، با حضور فیزیکی خود در خیابانها، پیام پایداری، تغییرناپذیری اصول و عمق استراتژیک پشتیبانی از نظام را به ناظران داخلی و خارجی مخابره میکند. آنچه در تجمعات بعد از آغاز جنگ 40 روزه دیده شد «حضور پررنگ و هدایتکننده نسل جدیدی از نوجوانان و جوانان موسوم به نسل زد» جامعه است که با ادبیات، فرم و ابزارهای متفاوتی پا به میدان گذاشتهاند. این بخش از جمعیت، با وجود آنکه تجربیات زیسته نسلهای پیشین را در دوران دفاع مقدس یا بحرانهای دهه اول انقلاب ندارند، اما از طریق بازتولید هویت ملی و شیعی در قالبهای نوین رسانهای، توانستهاند نقش موتور محرک و شوربخش تجمعات را ایفا کنند. حضور این نسل، نشاندهنده پویایی در کادرسازی اجتماعی نظام است که توانسته فراتر از کلیشههای مرسوم، پیوند میان میدان نظامی و خیابان را در ذهن نسل جدید برقرار سازد و آنها را به عنوان مدافعان جبهه جنگ روانی در داخل شهر تثبیت کند.
نسل جدید در نبرد شناختی خیابان
غیرقابل انکار است که آنچه در تجمعات پس از آغاز جنگ وضوح رسانهای و میدانی یافت، فراتر رفتن ملموس ترکیب تجمعات از کلیشههای سنی گذشته و ظهور تمامقد نسلی نوین از نوجوانان و جوانان است که در ادبیات جامعهشناختی تحت عنوان «نسل زد» شناخته میشوند. این طیف اجتماعی که اساسا با ویژگیهایی چون زیست دیجیتال، دسترسی نامحدود به جریانهای اطلاعاتی و تمایل به فرمهای بصری متمایز شناخته میشود، در این تجمعات شبانه نه به عنوان پدیدهای حاشیهای یا تماشاچی، بلکه در قامت یکی از اصلیترین نیروهای هدایتکننده و موتورهای پیشران به چشم آمدند. اهمیت جامعهشناختی حضور این نسل در این نکته نهفته است که آنها فاقد هرگونه تجربه زیسته مشترک با نسلهای اول و دوم انقلاب در رویدادهایی نظیر دفاع مقدس، چالشهای ژئوپلیتیک دهههای گذشته یا بحرانهای تأسیسی نظام هستند؛ با این حال، نبود این حافظه تاریخی مستقیم مانعی در مسیر همگرایی آنها با ساختار کلان حاکمیت ایجاد نکرده است. آنها توانستهاند مفاهیم ثابتی چون هویت ملی، اقتدار نظامی و علقههای شیعی، تکلیفگرایی و تبعیت از ولایت فقیه را درون کارگاه ذهنی خود بازتعریف کرده و آن را در قالب ابزارها، ادبیات، فرمها و نمادهای نوین رسانهای به صحنه عینی خیابان تزریق کنند. حضور این جوانان و نوجوانان نشاندهنده یک پویایی زیرپوستی و موفقیت عملی در حوزه کادرسازی اجتماعی به خصوص در طیف اصولگرا است. فرآیندی که فراتر از قالبهای رسمی، سنتی و بوروکراتیک نهادهای آموزشی معمول رخ داده است. این لایه نوظهور با پیوند زدن تکنولوژی دیجیتال به کنشگری میدانی، موفق شده است این پیام را مخابره کنند که دفاع از کیان کشور تنها یک وظیفه کلاسیک واگذارشده به ارتشها نیست، بلکه یک نبرد هویتی و زنده در شبکه پلتفرمهای مجازی و فضاهای شهری است. آنها با تولیدات خلاقانه صوتی و تصویری، بهرهگیری از نمادهای گرافیکی مدرن و بهکارگیری زبان مفاهمه مختص به خود، فضا را از رخوت مناسک سنتی خارج کرده و به آن شادابی، پویایی و خصلت تهاجمی بخشیدهاند. به اینترتیب، نسل جدید در ساختار این گزارش به عنوان «مدافعان جبهه جنگ روانی در داخل شهر» تثبیت میشوند؛ نیرویی پویا که به خوبی درک کرده است در دنیای امروز، مکمل موفقیتهای موشکی و فتوحات نظامی فرماندهان در اتاقهای عملیات، تصاحب تصویر، روایت و روحیه پایداری در سطح افکار عمومی جهان است. آنها با تسلط بر ابزارهای نوین شناختی، در خط مقدم پدافند روانی پایتخت ایستادهاند و هر شب از نو موازنه قدرت را به نفع روایت ملی بازتولید میکنند.
لایههای میانی، متصل با چسبهای میهندوستی و اجتماعی
لایههای میانی اما سومین گروهی هستند که در این تجمعات حاضر شدند اگرچه آمار حضور آنها در زمان جنگ بیش از زمان آتشبس بود. بررسی این لایهها حاضر در این تجمعات، نشاندهنده مشارکت طبقاتی است که بهطور سنتی ممکن است در تمام رویدادهای عقیدتی حضور فعال نداشته باشند، اما در شرایط مواجهه مستقیم نظامی با تهدیدات خارجی، بر اساس منطق «دفاع ملی» و حفظ کیان کشور به میدان آمدهاند. برای این طیف از حاضران، حضور در خیابان بیش از آنکه یک کنش منسکگرایانه باشد، یک تصمیم عقلانی و راهبردی برای تقویت اقتدار ملی در برابر دشمن بیرونی است. این گروه نشان داد که پویایی و ابعاد متمایز تجمعات شبهای اخیر، تنها به واسطه حضور نیروهای سنتی یا نسل جدید دیجیتال تبیین نمیشود؛ بلکه بخش مهمی از وزن تحلیلی ماجرا، معطوف به ورود و مشارکت محسوس لایههای میانی و طبقاتی از جامعه است که بر اساس الگوهای رفتاری گذشته، لزوما به عنوان پای ثابت مناسک عقیدتی یا برنامههای مرسوم حاکمیتی شناخته نمیشوند. حضور این طیف از شهروندان نشاندهنده یک چرخش گفتمانی و رفتاری است که ریشه در تغییر ماهیت بحران از فاز سیاسی- داخلی به فاز امنیتی- نظامی دارد. کما اینکه برخی از حاضران در تجمعات در گفتوگو با رسانهها تاکید میکردند که در اعتراضات 1401 و اعتراضات 18 و 19 دیماه سال گذشته نیز حضور فعالی داشتند. برای این لایه از جمعیت، حضور فیزیکی در خیابان و پیوستن به تجمعات، منشأ و کارکردی متفاوت دارد؛ این کنش برای آنها نه یک رفتار منسکگرایانه سنتی یا که «تصمیم عقلانی، محاسبهشده و راهبردی» در راستای صیانت از مرزها و تقویت ضریب اقتدار ملی در برابر تهدیدات عینی و خارجی ارزیابی میشود و پیام روشنی دارد؛ در شرایطی که موجودیت حاکمیت ملی و کیان کشور از سوی نیروهای بیرونی به چالش کشیده میشود، انفعال معنایی ندارد و صیانت از امنیت عمومی، به عنوان یک ضرورت حیاتی، همگان را به موضعگیری عینی و میدانی فرامیخواند. دقیقا در همین نقطه یکی از کلیدیترین کدهای تحلیلی تجمعات اخیر شکل میگیرد: ایجاد نوعی «چسب اجتماعی موقت اما فوقالعاده کارآمد» که توانسته است دو گسل بزرگ یا دو رویکرد متفاوت را در یک جغرافیا به هم پیوند بزند. از یک سو، انگیزه عمیق، اعتقادی و آرمانی هسته سخت و مذهبی جامعه قرار دارد و از سوی دیگر، انگیزه واقعگرایانه و ملیگرایانه لایههای میانی جامعه. تلاقی این دو نیرو در بستر خیابان، اتمسفر جدیدی آفریده است که در آن، شعارهای حماسی و عقیدتی با نمادهای ملی، پرچم کشور و مفاهیم ناظر بر غرور ملی همپوشانی پیدا میکنند. این فرم از همگرایی، حامل پیامی جدی برای ناظران داخلی و بینالمللی است؛ به این معنا که در بزنگاههای تاریخی و بحرانهای حاد ژئوپلیتیک، مرزهای تمایز اجتماعی، تفاوتهای طبقاتی، گرایشهای سیاسی و حتی گسلهای فرهنگی بهطور موقت کمرنگ شده یا به حاشیه رانده میشوند. در این وضعیت، اولویت مطلقِ «امنیت ملی» مانند یک چتر فراگیر و سقف مشترک عمل میکند که گروههای ناهمگون جامعه را ذیل یک پرچم و برای تحقق یک هدف واحد، یعنی نمایش یکپارچگی جبهه داخلی در موازات جبهه سخت نظامی، در فضای عینی جامعه کنار هم مینشاند و موازنه قوا را به نفع پایداری ملی تثبیت میکند. در کنار بررسی این تیپولوژیهای حاضران در خیابان باید به ابزارهای جدید به کار گرفته شده در این تجمعات نیز دقت کرد. اگرچه در بسیاری از تجمعات محور پیوستگی مداحیها بود اما مداحیها دیگر تنها اهرم و شالوده تجمعساز نبود. استفاده گسترده از ابزارهای چندرسانهای، پلتفرمهای مجازی برای هماهنگی آنی، و تولید نمادهای بصری جدید، نشان میدهد که این تجمعات از حالت سنتی صرف خارج شده و به ابزار نبرد رسانهای مجهز شدهاند. بدنه حاضر در خیابان به خوبی آگاه است که تصویرِ تولید شده از حضور آنها، بلافاصله تبدیل به مخابره پیام بازدارندگی در سطح بینالمللی میشود. از این رو، رفتارهای جمعی در این تجمعات بهشدت «رسانهمحور» و با آگاهی از کارکرد فرامرزی آن تنظیم شده است. این آگاهی، رفتار توده حاضر را از یک واکنش احساسی زودگذر به یک اقدام منضبط و هدفمند تبدیل کرده که به موازات پیشروی فرماندهان در اتاقهای عملیات، وظیفه تثبیت دستاوردهای نظامی را در افکار عمومی جهان بر عهده دارد. تبارشناسی این تجمعات آشکار میسازد که اگرچه حاکمیت از یک شبکه مویرگی و وفادار در بدنه اجتماعی برخوردار است که قادر است در کوتاهترین زمان ممکن، با حضور مستمر خود در شبهای متوالی، نوعی فرسایش روانی را به دشمن نظامی نمایش دهد اما این حاضران لزوما قرائت حلقه سخت نظام یا طیفهای رادیکال اصولگرایی را تکرار نمیکنند. پدیدهای که در آن لایههای مختلف اجتماعی، از مذهبیترین قشرها تا جوانان طبقات متوسط، در یک همگرایی ساختاری، خیابان را به دژ دفاعی پشت جبهه تبدیل کردهاند تا پیام پایداری و ثبات را به موازات غرش موشکها و تصمیمات سخت فرماندهان، به گوش جهانیان برسانند، قابل مصادره نیستند.
خیابان در مقام ابزار بازدارندگی، نه انسداد دیپلماتیک؛ چرا تجمعات شبانه قابل مصادره نیستند ؟
یکی از حیاتیترین و در عین حال آسیبپذیرترین لایههای تفسیری در قبال تجمعات جنگ 40روزه، نحوه خوانش سیاسی و تلاش احتمالی جریانهای داخلی یا ناظران خارجی برای «مصادره جناحی» این سرمایه اجتماعی است. این تنوع چشمگیر سنی، طبقاتی و انگیزشی، بهطور ساختاری مانع از آن میشود که بتوان این پدیده جمعی را به نفع یک جریان سیاسی خاص، به ویژه جریانهای مخالف هرگونه تفاهم، دیپلماسی و مذاکره مصادره کرد. فروکاستن این حضور چندلایه به یک مطالبه تکبعدی مبنی بر «ادامه جنگ به هر قیمت» یا «انسداد مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک»، نه تنها با واقعیت میدانی خیابان ناهمخوان است، بلکه نشاندهنده خطای تحلیل در درک پویاییهای جامعهشناختی ایران در شرایط بحران است. قشرهای وسیعی از لایههای میانی و نسل جدید که در این شبها فضا را پوشش دادهاند، کنشگری خود را بر مبنای دکترین «تقویت دست برتر کشور در موازنه قوا» تنظیم کردهاند، نه بر اساس یک ایدئولوژی جزمی که خواهان انزوای بینالمللی یا استمرار فرسایشی منازعه سخت باشد. در واقع، فهم عمومی حاضر در خیابان بر این منطق استوار است که نمایش اقتدار فیزیکی، پشتوانه دیپلماسی است، نه جایگزین آن. حضور لایههای متنوع اجتماعی در تجمعات اخیر را باید به عنوان یک «مانور بازدارندگی» تحلیل کرد که هدف اصلی آن، تثبیت امنیت ملی و جلوگیری از تحمیل اراده دشمن بیرونی است. این بدنه تکثریافته به خوبی آگاه است که در جهان امروز، دیپلماسی موفق و مذاکره از موضع قدرت، تنها پشت میزهای بسته شکل نمیگیرد، بلکه نیازمند مابهازای عینی و اهرمهای فشار در میدان واقعی است. حضور مردم در موازات فرماندهان نظامی، در واقع تولیدکننده همان اهرم فشاری است که به دستگاه دیپلماسی کشور قدرت چانهزنی و مانور میدهد. بنابراین، تودههای حاضر در خیابان، با ابراز همبستگی ملی و نمایش آمادگی دفاعی، در حال ارسال پیام پایداری به طرفهای مقابل هستند تا فرآیندهای آتی سیاسی و احتمالات مربوط به توافق یا بازتعریف مناسبات، از موضع ضعف و انفعال پیگیری نشود. این رویکرد عقلانی و راهبردی که در لایههای میانی و حتی در میان بخشهای وسیعی از بدنه سنتی-مذهبی جریان دارد، خط بطلانی است بر این ادعا که خیابان به دنبال بستن دست تصمیمگیران کلان نظام در اتخاذ راهبردهای انعطافپذیر یا دیپلماتیک است. علاوه بر این، ذات کثرتگرای تجمعات اخیر به گونهای است که هویت جمعی شکلرفته در آن، حول محور «دفاع از کیان کشور و اقتدار ملی» صورتبندی شده است، نه حول محورهای جناحی و شعارهای جزمی ضدتوافق. وقتی پرچم ملی و کدهای ناظر بر انسجام عمومی بر فضا حاکم میشود، به این معناست که سقف مشترک حضور، فراتر از خطکشیهای مرسوم ائتلافهای سیاسی ضدمذاکره تعریف شده است. جوانان نسل جدید و طبقات میانی حاضر در صحنه، صلح پایدار و ثبات پایدار را در گروی اقتدار نظامی میدانند و حضورشان، پاسخی عینی به تهدید موجودیت کشور است، نه بیانیهای سیاسی علیه تعاملات بینالمللی. از این رو، هرگونه تلاش برای تقلیل دادن این پدیده شگرف اجتماعی به یک گروه فشار داخلی جهت ممانعت از پیشبرد استراتژیهای کلان حاکمیت در حوزههای بینالمللی، به دلیل مقاومت درونی ساختار این تجمعات با شکست مواجه خواهد شد. خیابان در شبهای اخیر نه تنها بستری برای انسداد مسیرهای عقلانی اداره کشور نبوده، بلکه به عنوان یک سپر دفاعی و پشتوانهای قدرتمند عمل کرده است تا ساختار حاکمیت بتواند در هرگونه مواجهه یا تصمیمگیری کلان راهبردی، اعم از میدان جنگ یا میز مذاکره، از موضع یک قدرت ملی منسجم و تکیهزده بر بدنه مردمی فعال عمل کند. «خیابان» در شرایط بحرانهای حاد ژئوپلیتیک، پدیدهای ایستا و تکبعدی نیست، بلکه به عنوان مکمل زنده و پویای موازنه قدرت عمل میکند. حضور همزمان هسته سخت سنتی- مذهبی در کنار پیشرانی فرمی و رسانهای نسل جدید و حضور عقلانی طبقات میانی بر مبنای دکترین دفاع ملی، تابلویی از یکپارچگی ارگانیک را به تصویر کشید که فراتر از خطکشیهای مرسوم سیاسی و جناحی است. این تکثر ساختاری و انگیزشی، راه را بر هرگونه مصادره به مطلوب افراطی یا تقلیل دادن تجمعات به یک مطالبه ضددیپلماتیک میبندد؛ چرا که جامعه نشان داد حضور در فضای عمومی را به عنوان ابزاری برای تولید بازدارندگی و تقویت دست برتر کشور در هرگونه موازنه آتی ارزیابی میکند. در نهایت، این تجمعات 40 روزه ثابت کرد که جبهه داخلی پابهپای فرماندهان نظامی در حرکت است و با تبدیل فضای شهری به دژ روانی و نمادین پشتیبان، پشتوانهای مستحکم برای اتخاذ تصمیمات کلان راهبردی نظام فراهم آورده است؛ حضوری که پیام ثبات و اقتدار درونزا را به عنوان واقعیت عینی ایران به جهان مخابره کرد.
بازار ![]()