پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
تحلیل ویژه

روایت «گاردین» از کارنامه‌ سیاه ترامپ در پرونده‌های جنگ و صلح

روایت «گاردین» از کارنامه‌ سیاه ترامپ در پرونده‌های جنگ و صلح
اخبار محرمانه - فرارو /متن پیش رو در فرارو منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست این گزارش با نقد تند دیپلماسی دونالد ترامپ، او را در پایان دادن به جنگ‌های ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - فرارو /متن پیش رو در فرارو منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
این گزارش با نقد تند دیپلماسی دونالد ترامپ، او را در پایان دادن به جنگ‌های اوکراین، ایران-لبنان و اسرائیل-فلسطین ناکام می‌داند. نویسنده تأکید می‌کند که فروپاشی پی‌درپی آتش‌بس‌ها، نبود میانجی‌های معتبر، بی‌اعتمادی عمیق طرف‌های درگیر و تکیه بر زور نظامی، جهان را گرفتار جنگ‌های فرسایشی کرده است. در نهایت، نویسنده نتیجه می‌گیرد که هیچ‌یک از این جنگ‌ها با بمب و پیروزی‌های ساختگی پایان نمی‌یابند و تنها دیپلماسی حرفه‌ای می‌تواند راه صلح را باز کند.
سیمون تیسدال-گاردین| در عرصه سیاست بین‌الملل، همواره دولتمردانی آینده‌نگر، مذاکره‌کنندگانی آرمان‌گرا و دیپلمات‌هایی کارکشته حضور داشته‌اند؛ اما در کنار همه این‌ها، گروه دیگری هم وجود دارد: «مداخله‌گرانی خام‌اندیش و ناآگاه». اکنون که آتش‌بس‌ها یکی پس از دیگری از هم می‌پاشند، شمار گسترده‌ای از غیرنظامیان قربانی می‌شوند و جنگ‌هایی که دونالد ترامپ آغاز کرد یا وعده پایان دادن به آن‌ها را داد همچنان بی‌مهار ادامه دارند، دیگر جای تردیدی باقی نمی‌ماند که او در کدام دسته قرار می‌گیرد.
 به زبان بیسبال، ترامپ در پرونده‌های اوکراین، ایران-لبنان و اسرائیل-فلسطین نمره «صفر از سه» گرفته است. او با اعتمادبه‌نفس ادعا می‌کرد که تنها خودش توانایی ساختن توافق و آوردن صلح را دارد؛ اما نه توافقی به دست آورد و نه صلحی رقم زد. بدتر آنکه در بسیاری از این ناکامی‌ها، اوضاع را پیچیده‌تر و وخیم‌تر نیز کرد.
پایان عصر صلح‌سازان و جولان آماتورها
دوران باشکوه دیپلماسی —روزگاری که با توازن‌بخشی قدرت به دست مترنیخ و «صلح با عزتِ» دیزرائیلی شناخته می‌شد— امروز به بخشی از تاریخ بدل شده است. با این حال، زمان زیادی از حضور صلح‌سازان معتبری چون کوفی عنان یا جرج میچل (میانجی توافق ایرلند شمالی) نگذشته است؛ افرادی که برای گشودن گره منازعاتِ به‌ظاهر حل‌ناشدنی تلاش می‌کردند. اما امروز، در زمانی که جهان بیش از هر مقطعی به چنین چهره‌هایی نیاز دارد، جانشینان اسحاق رابین و آندری ساخاروف کجا ایستاده‌اند؟
امروز آتش‌بس‌ها با نظمی تلخ یکی پس از دیگری فرو می‌ریزند. تازه‌ترین تلاش برای آتش‌بس در لبنان به شکست انجامید، توافقات با ایران هر روز با نقض‌های پی‌درپی روبه‌رو می‌شود و در سودان اساساً چیزی به نام آتش‌بس وجود ندارد. دلیل تداوم این «جنگ‌های ابدی» چیست؟ پاسخ را باید در کمبود میانجی‌های بی‌طرف و مورد اعتماد جست‌وجو کرد. فاصله میان دیپلمات توانمندی چون ریچارد هالبروک (که نقشی کلیدی در پایان جنگ بوسنی داشت) با فرستادگان آماتورِ ترامپ مانند استیو ویتکاف و جرد کوشنر، چیزی شبیه فاصله تیم آرسنال با یک تیم محلی است که یکشنبه‌ها در پارک بازی می‌کند!
اوکراین؛ بازی خوردن ساده‌لوحانه در مسکو
اگر معیار داوری را واقعیت‌های عینی قرار دهیم، کارنامه دیپلماتیک ترامپ چیزی جز تأسف برنمی‌انگیزد. او وعده داده بود جنگ اوکراین را «یک‌روزه» پایان دهد، اما این جنگ اکنون وارد پنجمین سال خود شده است. ترامپ آشکارا جانب روسیه را گرفت، ارسال تسلیحات به کی‌یف را کاهش داد و به زلنسکی گفت «هیچ کارتی در دست ندارد».
اما او هم نفوذ خود را بیش از حد برآورد کرده بود و هم تمایل پوتین به فریبکاری را دست‌کم گرفت. مقام‌های کرملین در جریان مذاکرات مسکو، به‌سادگی ویتکاف و کوشنرِ ساده‌لوح را بازی دادند؛ دو نفری که مایه شرمساری است هنوز حتی یک بار به کی‌یف سفر نکرده‌اند. اکنون زلنسکی پیشنهاد آتش‌بس داده، اما تجربه‌ها نشان می‌دهد پوتین آن را رد خواهد کرد و ترامپ نیز که اعتبارش آسیب دیده، علاقه خود را به این پرونده از دست داده است.
توهم صلح در غزه و ماجراجویی‌های بی‌پایان نتانیاهو
در تقابل نظامی با ایران نیز، ترامپ پس از حملات ماه فوریه، در حالی از توافق سخن گفت که هیچ‌یک از اهداف اصلی‌اش محقق نشده بود و تنگه هرمز همچنان تا حد زیادی به روی کشتیرانی بسته مانده بود. او بار دیگر پیچیدگی‌های خاورمیانه را دست‌کم گرفت، متحدان اروپایی را کنار گذاشت و به دنبال یک پیروزی سریع و آسان بود؛ اما اکنون با جنگی فرسایشی، کنگره‌ای سرکش و افکار عمومی خشمگین روبه‌رو است.
در غزه نیز، آن پیروزی جهان‌لرزانی که ترامپ اکتبر گذشته هنگام توافق بر سر آزادی گروگان‌ها اعلام کرد، امروز توخالی به نظر می‌رسد. طرح ۲۰ ماده‌ای او که بر خلع سلاح حماس استوار بود، خیلی زود به بن‌بست رسید و ایده‌های پرطمطراقش برای بازسازی غزه فاقد اعتبار است. واقعیت این است که اشغال نظامی اسرائیل گسترده‌تر شده و همدست ترامپ، یعنی بنیامین نتانیاهو، همان کاری را با جنوب لبنان می‌کند که پیش‌تر با غزه کرد: «تبدیل آن به بیابانی خالی از جمعیت». اقدامی که در عمل، مسیر هرگونه توافق میان آمریکا و ایران را نیز مسدود می‌کند و به همین دلیل، این دو نفر هفته گذشته مشاجره‌ای خشمگینانه با یکدیگر داشتند.
عصر فروپاشی قواعد؛ وقتی مارکو روبیو تسلیم می‌شود
ناتوانی مزمن در پایان دادن به جنگ‌ها، ریشه در فروپاشی قواعد جهانی دارد. زمانی طولانی، وزرای خارجه آمریکا از هنری کیسینجر تا جان کری، برای دستیابی به صلح دیپلماسیِ رفت‌وبرگشتیِ پرتحرکی را پیش می‌بردند. اما مارکو روبیو، وزیر خارجه کنونی آمریکا —مردی جاه‌طلب که چندان پایبند اصول به نظر نمی‌رسد— در حاشیه ایستاده و هرگاه رئیسش خطا می‌کند، صرفاً او را تایید می‌کند.
در نظمی جهانی که قدرت‌های بزرگ و بازیگران غیردولتی با بی‌اعتنایی به حقوق بین‌الملل می‌نگرند، جنگ و صلح آشفته و پیش‌بینی‌ناپذیر شده است. نهادهای جهانی ضعیف شده‌اند و ابزارهای قدرت نرم (گفت‌وگو، منطق و اقناع) بی‌ارزش و تمسخر می‌شوند. در برابر، آنچه اولویت یافته، زور عریان و تیترهای خبری پرطنینی است که فقط بتوانند بازارها را تکان دهند.
بهای خونین یک دیپلماسی نمایشی
چانه‌زنی‌های بی‌حاصل سیاسی، واقعیت هولناک جنگ بر زندگی مردم عادی را پنهان کرده است. از زمان آغاز جنگ ایران، هزاران نفر جانشان را از دست داده اند و زخمی و میلیون‌ها نفر آواره شده‌اند. توجه افکار عمومی از بمباران دردناک دبستان میناب در ۲۸ فوریه —جایی که گفته می‌شود نیروهای آمریکایی بیش از ۱۰۰ کودک را به کام مرگ کشانده‌اند— منحرف شده است.
در سراسر خاورمیانه قربانیان غیرنظامی رو به افزایش‌اند. طبق گزارش یونیسف، تنها در یک هفته پایانی ماه مه، ۷۷ کودک در لبنان کشته یا زخمی شدند. این اعداد، یادآوری‌های تلخی هستند از اینکه مذاکرات آتش‌بس، نمایش‌های خودستایانه یا سرگرمی‌هایی برای شبکه‌های اجتماعی —آن‌گونه که در روایت‌های روزانه ترامپ می‌بینیم— نیستند؛ بلکه مسئله‌ای حیاتی میان مرگ و زندگی‌اند.
آقای ترامپ! هیچ‌یک از این جنگ‌ها در نهایت با اتکا به زور نظامی پایان نخواهند یافت. مسئله این نیست که چه کسی بزرگ‌ترین بمب‌ها را در اختیار دارد یا چه کسی می‌تواند یک پیروزی ساختگی را در شبکه‌های اجتماعی اعلام کند؛ مسئله، جان انسان‌هاست. همان‌گونه که تاریخ ثابت کرده، تنها یک دیپلماسی حرفه‌ای، فعال و ماهرانه است که می‌تواند دریچه صلح را بگشاید، نه ادعاهای توخالی.
بازار


نظرات شما