شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴
فرهنگی اجتماعی

تحلیل استایل شخصیت‌ها در فصل دوم «وحشی»/ لباس روایت می‌کند

تحلیل استایل شخصیت‌ها در فصل دوم «وحشی»/ لباس روایت می‌کند
اخبار محرمانه - برترین ها / فصل دوم سریال وحشی به کارگردانی همون سیدی و محصولی از فیلم‌نت، بیش از فصل اول بر قدرت تصویر تمرکز دارد؛ قدرتی که پیش از شنیده شدن، دیده می‌شود. فصل ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - برترین ها / فصل دوم سریال وحشی به کارگردانی همون سیدی و محصولی از فیلم‌نت، بیش از فصل اول بر قدرت تصویر تمرکز دارد؛ قدرتی که پیش از شنیده شدن، دیده می‌شود. فصل نخست این مجموعه در فضای خشن معدن و پیرامون کارگران معدن تعریف می‌شد، اما در فصل دوم، داستان به شهر آمده است که این موضوع نه‌ تنها محل وقوع اتفاقات، بلکه بازتابی از عطش قدرت و آشفتگی درونی شخصیت‌هاست.
جابه جایی جغرافیای روایت در طراحی صحنه «وحشی»
مهم‌ترین تغییر این فصل، جابه‌جایی جغرافیای روایت است. تونل‌های تاریک و بسته جای خود را به کوچه پس‌کوچه‌های شهر داده است و داستان، بیشتر در خیابان روایت می‌شود. خانه‌های قدیمی، کوچه‌های فرسوده و در سوی دیگر، باشگاه پدل و تنیس در بالای شهر، صرفا یک انتخاب زیبایی‌شناسانه نیست، بلکه شکاف طبقاتی را بی‌واسطه و عینی پیش چشم مخاطب قرار می‌دهد.
خانه پدری داود با دیوارهای ترک‌خورده، نور کم‌رمق و وسایلی که زمان زیادی برای زدودن خاک از سرو روی آن‌ها لازم بود، گذشته‌ای را یادآوری می‌کند که همچنان سایه‌اش بر زندگی او سنگینی می‌کند. در نقطه مقابل، مکان‌هایی که خسرو برای خرید انتخاب می‌کند، تصویری از قدرت، امنیت و سرمایه را به نمایش می‌گذارد. داود ممکن است وارد این فضاها شود، اما تعلق داشتن به آن جهان، مساله‌ای متفاوت است؛ موضوعی که طراحی صحنه به‌ خوبی آن را برجسته می‌کند.
داروخانه و مغازه دیگری که پاتوق مواد فروشان است یکی از شاخص‌ترین فضاهای فصل دوم است. در مغازه، همه چیز مرتب در قفسه‌ها قرار گرفته است و فروشنده‌ها در پشت پیشخوان آماده فروشند، اما در پس داستان، چنان استرس و اضطرابی فضا را درگیر کرده است که از چشم‌ها و حالت نفس کشیدن، می‌توان آن را دید و شنید!
در فصل دوم این سریال حتی خودروها نیز کارکردی فراتر از وسیله نقلیه پیدا کرده‌اند. خودروهای لوکس خسرو و اطرافیانش که داود سوار بر آن‌هاست بیشتر از آن‌ که مکانی برای تردد باشند، نشانه‌ای از قدرت و عبور بی‌دغدغه در شهری نابرابرند. مصرف مواد مخدر توسط داود و رها در خودرویی لوکس و میلیاردی، تقابلی از سرمایه و ابتذال را به تصویر می‌کشد.
داود اشرف کارگری که ظاهرش تغییر می کند نه هویتش!
داود در آغاز فصل با همان لباس‌های کهنه و رنگ‌ و رو رفته دیده می‌شود، جین‌های فرسوده و تی‌شرت‌ و کاپشن تیره‌ای که خستگی را القا می‌کنند. این پوشش‌ها صرفا نشانه فقر نیستند، بلکه فرسودگی روحی را نیز منتقل می‌کنند.
با ورود جدی‌تر او به جهان خلافکارها، تغییراتی تدریجی در استایلش شکل می‌گیرد. کفش‌ها نوتر و لباس‌ها مرتب‌تر می‌شوند، اما رنگ‌ها همچنان در طیف تیره باقی می‌مانند. حتی زمانی که به پول دست می‌یابد، انتخاب او همچنان محتاطانه و دور از تجمل آشکار است. این رویکرد نشان می‌دهد که داود هرگز به طبقه خسرو تعلق پیدا نمی‌کند؛ او همچنان کارگری است که ظاهرش تغییر کرده است، اما هویتش نه.
رها زنی که خود و زیبایی اش را رها کرده است
رها در ابتدای فصل با کت‌وشلوارهای رسمی و کمی ترند معرفی می‌شود؛ زنی حرفه‌ای که تلاش دارد کنترل شرایط را حفظ کند. در صحنه‌ای در پارکینگ که رها برای اولین بار با داود روبه‌رو می‌شود، کت و شالی به رنگ نود به تن دارد. موهای چتری رها در این سکانس، یادآور رهایی او از قید کارهای سخت و کمی شیطنت است. کیف بزرگی بر دوش دارد که حاکی از حمل وسایل زیادی است که در قسمت‌های بعد، وجود پایپ و وسایل مصرف شیشه در کیف را تایید می‌کند.

اخبار محرمانه


با لغزش به سوی اعتیاد، این انسجام ظاهری از میان می‌رود. لباس‌ها نامرتب و چروک می‌شوند، هماهنگی رنگ‌ها کاهش می‌یابد و طیف خاکستری غالب می‌شود. طراحی لباس در این مقطع، بدون اغراق، روند فروپاشی شخصیت را عیان می‌کند؛ تغییری که پیش از هر دیالوگی قابل مشاهده است. پس از اعتیاد، صورت رها لاغر می‌شود و دیگری خبری از موهای چتری مشکی او نیست، او تبدیل به زنی شده که اینبار خود و زیبایی را رها کرده است.
در میان فضای تیره روایت، شکوفه با بازی زهرا مددی، اندک رگه‌ای از رنگ روشن را وارد قاب می‌کند؛ انتخاب‌هایی که نشانی از امید و جوانی دارند.
در مقابل، خسرو با بازی هومن سیدی، با کت‌های خوش‌دوخت، چرم و گران و همچنین اکسسوری‌های خاص و حتی جسارت استفاده از رنگ سفید، نماینده طبقه‌ای است که خود را در موقعیت برتر می‌بیند. استایل او بر کنترل و اعتماد به‌ نفس تاکید دارد.
در نهایت فصل دوم سریال «وحشی» با اتکا بر طراحی صحنه، لباس و گریم، زبان بصری منسجمی خلق کرده است. تقابل فضاهای فرسوده و تجملی، تغییر تدریجی پوشش شخصیت‌ها و ثبت زخم‌ها بر چهره‌ها، همگی در خدمت روایتی قرار گرفته‌اند که شکل‌گیری خشونت و دگرگونی شخصیت اصلی را به تصویر می‌کشد.
این هماهنگی میان عناصر بصری، فصل دوم «وحشی» را به نمونه‌ای قابل‌توجه در استفاده از تصویر به‌ عنوان ابزار روایت تبدیل کرده است؛ روایتی که بیش از آن‌که متکی بر کلمات باشد، بر جزییاتی استوار است که آرام و بی‌وقفه در قاب رشد می‌کنند.
مریم محمودخواه


نظرات شما