اخبار محرمانه - ایسنا / شاید در زندگی یک هنرمند این اتفاق کمتر رخ بدهد که دیالوگ یکی از آثارش به سرنوشت واقعی او بدل شود اما این موضوع هم درباره بهرام بیضایی رخ داد و هم درباره هما روستا.
حالا ۴۰ روز از درگذشت بهرام بیضایی میگذرد؛ هنرمندی که تار و پودش با عشق به ایران آمیخته بود اما سالهای پایانی زندگیاش را دور از میهن سپری کرد و در دیار غربت هم چشمانش را بر جهان با همه درختان زیبایش بست.
تماشاگران حرفهای سینما، دیالوگ مشهور فیلم «مسافران» را به یاد دارند؛ دیالوگی که هما روستا مقابل دوربین بیان کرد و آن زمان کسی تصور نمیکرد که این دیالوگ، سالها بعد در زندگی خود او و بهرام بیضایی به واقعیت بپیوندد.
بازار ![]()
هما روستا و بهرام بیضایی هر دو در آمریکا از دنیا رفتند؛ در روز تولدشان و بعد از مدتی مبارزه با بیماری.
روستا ۴ مهر سال ۹۳ همزمان با تولد ۷۰ سالگیاش چشم از جهان فرو بست و بیضایی ۵ دی ماه ۱۴۰۴ همزمان با سالروز تولد ۸۷ سالگیاش.
در چهلمین روز درگذشت بیضایی، به یاد این دو هنرمند بخشهایی از همکاری مشترکشان را در فیلم «مسافران» مرور میکنیم.
هما روستا در بخشی از مستند «حمید هما» ساخته محمد علی سجادی دیالوگ مشهور خود را در فیلم «مسافران» یادآوری میکند:«ما به تهران میرویم برای عروسی خواهر کوچکترم. ما به تهران نمیرسیم، ما همگی میمیریم.»
او سپس از وسواس بیضایی برای یافتن لوکیشنی مناسب در جنگلهای شمال گفته است؛ جستجوی بسیار برای یافتن مکانی که نور مناسبی داشته باشد، در حالیکه در پشت صحنه هم دود درست کرده بودند.
روستا وسواس و ریزبینی بیضایی را در پرداختن به همه جزییات یادآوری کرده؛ اینکه او بارها و بارها برای انتخاب لباس و طراحی گریم بازیگرانش تست میگرفته است تا به طراحی دلخواه خود برسد، دقت نظرش برای انتخاب حرکات بازیگران که ریتم کار را رعایت کنند و ...
حالا هر دو آنان از میان ما رفتهاند. هرچند پیکر بیجان هما روستا به تهران رسید و او در خاک میهن خود آرام گرفت اما خاک ایران زمین، گرچه بسیار مورد علاقه بیضایی بود، این بخت را نیافت که این فرزندِ عاشق خود را به آغوش بکشد.