پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴
فرهنگی اجتماعی

وقتی کمدی «شیش ماهه» زیر آوار کلیشه دفن می‌شود

وقتی کمدی «شیش ماهه» زیر آوار کلیشه دفن می‌شود
اخبار محرمانه - ایرنا / سریال «شیش ماهه» نه یک قدم رو به جلو، بلکه یک سقوطِ آزادِ تمام‌عیار برای مهران مدیری است. او با کنار هم گذاشتنِ قطعاتِ سالمی از کارهای قبلی‌اش، سریالی ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - ایرنا / سریال «شیش ماهه» نه یک قدم رو به جلو، بلکه یک سقوطِ آزادِ تمام‌عیار برای مهران مدیری است. او با کنار هم گذاشتنِ قطعاتِ سالمی از کارهای قبلی‌اش، سریالی خلق کرده که نه جان دارد و نه می‌تواند مخاطب را بخنداند. 
مهران مدیری سال‌ها است که از فرمول «ستاره بازی» برای پنهان کردن ضعف متن استفاده می‌کند. در «شیش ماهه»، ما با صفی از بازیگران مواجه هستیم که هر کدام به تنهایی می‌توانند وزن یک پروژه باشند. علیرضا خمسه، جواد رضویان و دیگران، همگی سرمایه‌هایی هستند که در این کار به حراج گذاشته شده‌اند.
روانشناسی زرد؛ حمله بی‌هدف به دکان‌های مدرن
بازار
یکی از بخش‌های آزاردهنده در «شیش ماهه»، ورود ناشیانه به حوزه روانشناسی زرد است. مدیری که پیش‌تر در «در حاشیه» به خوبی به صنف پزشکان تاخته بود، اینجا به سراغ مشاوران قلابی و دکان‌های روانشناسی فیک و جعلی رفته است. اما مشکل اینجاست که این نقد به قدری سطحی و کاریکاتوری است که اصلاً به هدف نمی‌خورد. روانشناسِ سریال تنها یک موجود ابله است که کلمات قلمبه‌سلمبه می‌گوید تا بی‌سوادی‌اش ثابت شود. این نوع کمدی که در آن یک صنف را با لودگی محض نقد می‌کنند، دیگر در دنیای امروز خریدار ندارد. مخاطب انتظار دارد نقد روانشناسی زرد، لایه‌های عمیق‌تری از فریب‌های اجتماعی را نشانه برود، نه اینکه فقط به ریشخند کردن چند واژه تخصصی بسنده کند.
حراج تهران و فروش عکس
بخش مربوط به حراج تهران و فروش عکس‌ها با قیمت‌های میلیاردی، یکی دیگر از آن وصله‌های ناجور در سریال «شیش ماهه» است. مدیری سعی کرده با همان فرمول «هیولا»، به پولشویی در جریان‌های هنری حمله کند، اما این بار تیرش به سنگ خورده است. شوخی با تابلوهای نامفهوم و حراج‌های پر زرق‌وبرق به قدری دم‌دستی اجرا شده که بیشتر شبیه به حسادتِ طبقاتی به نظر می‌رسد تا یک نقد استخوان‌دار هنری. نویسندگان سریال گمان کرده‌اند صرفِ گفتنِ اینکه «یک عکس قیمت گزافی دارد» برای خنداندنِ مردم کافی است، در حالی که این موضوع بدونِ پیوندِ ارگانیک با قصه، فقط یک سکانسِ اضافه و خسته‌کننده از آب درآمده است.
مرده‌پرستی هنری و تجلیل‌های پس از مرگ
مدیری در «شیش ماهه» سعی دارد به یک معضل فرهنگی قدیمی یعنی «اهمیت دادن به هنرمند بعد از مردن» بپردازد. ین ایده اگرچه در ذاتِ خود گزنده است، اما در اجرای مهران مدیری به یک شوخیِ لوس و کلیشه‌ای تبدیل شده است. شخصیت‌ها به جای اینکه عمقِ این فاجعه فرهنگی را نشان دهند، با اکت‌های تکراری و فریادهای بی‌دلیل، فقط زمانِ قسمت‌ها را پر می‌کنند. این بخش از سریال نشان می‌دهد که مدیری حتی وقتی دغدغه‌ی درستی دارد، دیگر زبانِ بیانِ هنریِ آن را در اختیار ندارد.
جواد رضویان؛ حبس در لهجه‌ای که دیگر جادو نمی‌کند
حضور جواد رضویان در این سریال، تیر خلاصی بر پیکره‌ی خلاقیت است. او که روزگاری با یک لهجه و فیزیک خاص، انقلابِ خنده به پا می‌کرد، حالا به شخصیتی تبدیل شده که تنها ابزارش همان «لهجه همیشگی» است. لهجه‌ای که در «شیش ماهه» نه تنها کمکی به کمدی نمی‌کند، بلکه به دلیل بی‌ربط بودن به موقعیت و تکراری بودنِ آواها، به عنصری آزاردهنده و بیخود تبدیل شده است. رضویان در اینجا نه یک بازیگر، که تنها یک «تیپ صوتی» است که گویی از پانزده سال پیش به امروز پرتاب شده است.
داماد سرخانه و زوج‌های همیشه در جنگ
یکی از کلیشه‌هایی که در این سریال به شکلی گل‌درشت تکرار شده، شخصیت «داماد سرخانه» است. موجودی که نه شأنیت دارد و نه هویت مستقل، و تنها به عنوان ابزاری برای تحقیر و متلک‌پرانیِ شخصیت‌های دیگر طراحی شده است. در کنار او، شاهد آن زوجی هستیم که همیشه در حال دعوا هستند. جیغ‌های بنفش، مشاجرات بی پایان و تکرارِ دیالوگ‌هایی که از فرطِ شنیده شدن، خاصیتِ طنزِ خود را از دست داده‌اند. این زوج نه تبلورِ چالش‌های زناشویی، بلکه تنها آلودگی صوتی تولید می‌کنند و یادآور ضعیف‌ترین بخش‌های طنزهای آیتمی هستند.
همسایه فضول و مادر نگران؛ بازیافت زباله‌های دراماتیک
شخصیت همسایه‌ی فضول که پایش را از گلیمش درازتر می‌کند و مدام سرک می‌کشد، از آن تیپ‌هایی است که دیگر در هیچ کمدیِ مدرنی جایگاهی ندارد. این شخصیت نه طنز کلامی جدیدی دارد و نه موقعیت نابی خلق می‌کند. در کنار او، شخصیتِ مادر با جمله‌ی کلیشه‌ای «مادرم نگران می‌شم خب»، اوجِ تنبلی در نویسندگی را نشان می‌دهد. این تکیه‌کلام که قرار است وجهی عاطفی یا طنازانه داشته باشد، به سرعت به سوهانی روی روحِ مخاطب تبدیل می‌شود و نشان می‌دهد که تیمِ نویسنده برای خلقِ یک شخصیتِ واقعی، کوچک‌ترین تلاشی نکرده است.
فرجامِ یک مونتاژ چهل‌تکه
سریال «شیش ماهه» نه یک قدم رو به جلو، بلکه یک سقوطِ آزادِ تمام‌عیار برای مهران مدیری است. او با کنار هم گذاشتنِ قطعاتِ سالمی از کارهای قبلی‌اش، یک موجودِ «فرانکشتاین‌وار» خلق کرده که نه جان دارد و نه می‌تواند مخاطب را بخنداند.


نظرات شما