چهارشنبه ۱۷ دي ۱۴۰۴
مقاله

سرمقاله اعتماد/ دیپلماسی امام خمینی نامه به رهبران (۵)

سرمقاله اعتماد/ دیپلماسی امام خمینی نامه به رهبران (۵)
اخبار محرمانه - اعتماد / «دیپلماسی امام خمینی نامه به رهبران» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم احمد مازنی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: در ادامه بحث درباره ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - اعتماد / «دیپلماسی امام خمینی نامه به رهبران» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم احمد مازنی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
در ادامه بحث درباره علل و عوامل فروپاشی شوروی به اشکالات گورباچف در رهبری میدانی اشاره کرده و گفته‌اند: «گورباچف می‌دانست که جلوگیری از زوال اقتصادی بیشتر و سقط روحیه ملی نیازمند تغییرات ریشه‌ای است، اما شاید درک دقیقی از چگونگی رسیدن به این هدف نداشت. با پایان دادن به جنگ سرد به قهرمانی برای دیگران تبدیل شد، اما در خانه مورد انتقاد اصلاح‌طلبانی که فکر می‌کردند ابتکار عمل را در دست نگرفته و محافظه‌کارانی که فکر می‌کردند زیاده‌روی کرده است، قرار گرفت. به همین خاطر حمایت هر دو گروه را از دست داد. و به عبارت دیگر از این جا مانده و از آنجا رانده! چرا که رهبری جنبش اصلاحی آن‌هم در کشوری بزرگ و با انباشت انواع مشکلات به ظرفیت بالایی نیاز دارد که گورباچف از چنین ظرفیتی برخوردار نبود.» آنچه ملاحظه کردید خلاصه مقاله یکی از صاحب نظران درباره علل و عوامل فروپاشی شوروی است، اما با ملاحظه متن نامه امام خمینی به گورباچف، مشکل اصلی شوروی بی‌اعتقادی به خدا و مبارزه بیهوده با خدا و مبدأ هستی است، نه اقتصاد و آزادی؛ مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن‌بست کشیده یا خواهد کشاند. امام با نقل آیاتی از قرآن کریم در نقد تفکر مادی به گورباچف گوشزد کرد بار دیگر به دو جهان‌بینی مادی و الهی بیندیشد که برخلاف جهان‌بینی مادی، معیار شناخت در جهان‌بینی الهی اعم از حس و عقل است و معقولات در قلمروی علم داخلند. امام از راه فطرت و وجدان خدا را برای گورباچف اثبات کرد و از وی خواست افزون بر کتاب‌های فلاسفه یونانی به کتاب‌های فیلسوفان اسلامی مانند ابونصر محمدبن‌محمد فارابی، حسین‌بن‌عبدالله ابوعلی سینا، محمدبن‌ابراهیم شیرازی معروف به ملاصدرا، محی‌الدین ‌ابن‌عربی و شهاب‌الدین سهروردی رجوع کند و به صورت جدی درباره اسلام که پرچم‌دار عدالت است تحقیق کند و با اشاره به شکست مارکسیسم و کمونیسم اساس و بنیان مادی این مکتب را عامل مهم شکست آن دانست و در قسمتی دیگر از نامه تأکید کردند «در سیاست اسلاف خود دایر بر خدازدایی و دین زدایی از جامعه، که تحقیقا بزرگ‌ترین و بالاترین ضربه را بر پیکر مردم کشور شوروی وارد کرده است تجدید نظر نمایید» و به ‌صراحت اعلام کردند از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جست‌وجو کرد و این مکتب مادی جوابگوی نیازهای واقعی انسان نیست و با مادیت نمی‌توان بشر را از بحران دوری از معنویت که اساسی‌ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به درآورد. در ادامه بزرگ‌ترین ضعف حاکمیت سوسیالیستی شوروی را «خدازدایی» و «دین‌زدایی» مطرح کرده و تأکید می‌کنند که برخورد واقعی با مسائل جهان جز از طریق تجدید نظر در این رابطه میسر نیست. هشدار به گورباچف از پناه ‌بردن به غرب نکته دیگر این پیام بود. به نظر امام‌خمینی دنیای غرب نیز به شکل دیگری گرفتار مشکل اقتصاد و دیگر مسائل است. امام درقسمت دیگری از این نامه به گورباچف گوشزد می‌کنند که «اگر شما بخواهید گره‌های کور اقتصادی سوسیالیستی را از طریق کانون سرمایه‌داری غرب رفع کنید، نه‌تنها دردی را درمان نمی‌کنید بلکه دیگران نیز باید اشتباهات شما را جبران کنند.» حمایت از مسلمانان منطقه زیر نفوذ شوروی به ویژه مردم افغانستان که در آن روز در اشغال شوروی بود از دیگر پیام‌های این نامه بود. امام‌خمینی با تأکید بر نقش مذهب در پیروزی بر امپریالیسم و قدرت آن به گورباچف اعلام کرد ایران می‌تواند خلأ اعتقادی کشور شوروی را برطرف سازد. ایشان در پایان بر حُسن همجواری و روابط متقابل ایران و شوروی تأکید کرد. امام رهبر شوروی را به گفت‌وگو و آشنایی با حقیقت دین دعوت می‌کند و از گورباچف می‌خواهد گروهی از اندیشمندان خود را برای آشنایی مستقیم با آموزه‌های اسلامی به ایران بفرستد تا دریچه‌ای تازه از معرفت برایشان گشوده شود. خلاصه اینکه پیام اصلی این نامه فقط دعوتی سیاسی نبود، بلکه دعوتی الهی و معنوی بود تا گورباچف و بلوک شرق به سمت خدا، معنویت و حقایق ماورای ماده بازگردند. و ریشه فروپاشی شوروی را در مقابله با فطرت توحیدی انسان و جنگ با خدا می‌داند و این عامل به معنی عدم تأثیر سایر عوامل نیست، بلکه در کنار عوامل مختلفی که برای فروپاشی شوروی ارائه شد، از منظر امام خمینی به عنوان یک رهبر الهی و سیاستمدار ژرف‌اندیش علت‌‌العلل شکست مارکسیسم فراتر از مسائل مذکور است و آن جنگ با خدا و تقابل با دین است. امام‌ تأکید می‌کنند که: «رهبر چین اولین ضربه را به کمونیسم زد؛ و شما دومین و علی‌الظاهر آخرین ضربه را بر پیکر آن نواختید. امروز دیگر چیزی به نام کمونیسم در جهان نداریم. ولی از شما جداً می‌خواهم که در شکستن دیوارهای خیالات مارکسیسم، گرفتار زندان غرب و شیطان بزرگ نشوید.»
ادامه دارد...


نظرات شما