اخبار محرمانه - دنیای اقتصاد / «رهایی از تعلیق کسبوکارها» عنوان یادداشت روز در روزنامه دنیای اقتصاد به قلم پویا جبلعاملی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
نوسانات قیمتی ارز به حدی رسیده است که فعالان بازار بهخصوص در بازارهایی که قیمت نهایی کالا همبستگی کاملی با نرخ ارز دارد، قادر به ادامه فعالیت خود نیستند. مساله کاملا آشکار است؛ به قدری نوسانات قیمتی بالاست که فروشنده مطمئن نیست اگر الان کالای خود را بفروشد، سود که هیچ، حتی بتواند کالای بعدی را برای فروش جایگزین کند. در حقیقت بیثباتی قیمتی موجب گسست در چرخه کسبوکار وی شده است. وقتی چرخه کاری فروشنده متوقف شود، تولیدکننده نیز دیگر متقاضی نخواهد داشت و ایبسا خود تولیدکننده نیز نداند کالایش را باید به چه قیمتی بفروشد.
اینجاست که با یک مورد کلاسیک از تبعات تورمهای بالای شدید و غیرقابل پیشبینی مواجه هستیم که اثری واقعی بر اقتصاد دارد و موجب انقباض در تولید ناخالص داخلی میشود. البته با تورمهای دو رقمی چون ما، اثر منفی بر بخش واقعی اقتصاد پیش از این نیز وجود داشته، چراکه سرمایهگذاری در این وضعیت کمثبات به مراتب کمتر از زمانی است که تورم تکرقمی و اقتصاد قابل پیشبینی است. اما اگر قبلا پروژه سرمایهگذاری تعریف یا کارخانهای ایجاد نمیشد که در تورم تکرقمی میتوانست بهوجود آید، حال به مرحلهای رسیدهایم که بیثباتی قیمتی موجب تعطیلی آنچه هست، میشود. اما راهحل این وضعیت چیست؟
بازار ![]()
یک راه، اقداماتی است که سیاستگذار باید برای ثبات ریال انجام دهد. از مداخله و فروش ارز بیشتر به قیمت بازار آزاد و برداشتن موانعی که بازگشت ارز صادراتی را تقویت کند تا اقداماتی از جهت سیاست پولی برای تضمین ثبات پولی در میانمدت. اما راه فوریتر دیگری که مکانیسم بازار پی میگیرد و نباید جلوی آن را گرفت، آن است که بازار، ابزار مبادله جدیدی را خود تعریف کند. اگر ابزار مبادله فعلی، حتی ثبات روزانه نداشته باشد، معلوم است که نمیتواند نقش اصلی پول رایج را بازی کند. به همین دلیل اگر میخواهیم کسبوکارها قفل نشوند، باید بگذاریم خودشان ابزار مبادله خویش را تعریف کنند.
هرقدر بازارهای مختلف بتوانند سریع به این ابزار مبادله تازه پیوند بخورند، بیثباتی قیمتی سریع تر فروکش میکند. بهخصوص آنکه وقتی خود سیاستگذار نیز ابزار تازه را در گام آخر بپذیرد و خود را متعهد به آن کند و کلهای پولی را مبتنی بر آن باز تعریف کند، به یکباره تورمهای سرسامآور ریزش میکند. فرض کنید طلا یا یک ارز ابزار مبادله تازه شود، اگر بانک مرکزی بر مبنای ذخایرش متعهد شود همه بدهیهای ریالی خود را در نرخ مشخصی با این ابزار میتواند تصفیه کند و این تعهد برای عموم معتبر باشد، تورمهای شدید بلافاصله آب میشود. آنگونه که مثلا در بلغارستان در اواخر دهه۱۹۹۰ وقتی پول این کشور به مارک آلمان قفل شد یا در آرژانتین طی چند دوره شاهدش بودیم. هر چه بگذاریم بازار زودتر خود را بیابد و معاملهگران بتوانند ابزار تازهای را برای تصفیه معاملات خود پیدا کنند و سیاستگذار بهدنبال مداخله و قفل کردن آن نباشد، تورم و بیثباتی قیمتی زودتر فروکش میکند و کسبوکارها بیش از این، روزهای تعطیلی به خود نخواهند دید.