پنجشنبه ۱۱ دي ۱۴۰۴
تحلیل ویژه

فریب فوری

فریب فوری
اخبار محرمانه - وطن امروز /متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست ترامپ دوشنبه شب در کنفرانس خبری با نتانیاهو، رسما اعلام کرد از ایده ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - وطن امروز /متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
ترامپ دوشنبه شب در کنفرانس خبری با نتانیاهو، رسما اعلام کرد از ایده حمله نظامی اسرائیل به ایران حمایت می‌کند. 
بازار
با توجه به ناتوانی رژیم صهیونیستی در انجام اقدام نظامی مستقل علیه ایران، این اعلام حمایت ترامپ از حمله نظامی به ایران، به معنای موافقت او با مشارکت آمریکا در این حمله است.
اما یک نکته مهم درباره این موضع ترامپ وجود دارد. او گفت اگر بهانه حمله به ایران، برنامه دفاع موشکی جمهوری اسلامی ایران باشد، او با این حمله موافق است اما اگر بهانه این حمله برنامه هسته‌ای ایران باشد، این حمله باید سریعا انجام شود. به عبارتی ترامپ بین حمله به بهانه برنامه دفاع موشکی و حمله به بهانه برنامه هسته‌ای، یک تفکیک زمانی مطرح کرده است.
بر همین اساس اکنون برخی کارشناسان معتقدند با توجه به اظهارات ترامپ، حمله به ایران به بهانه برنامه موشکی، یک پروسه است و احتمالا نیازمند مقدمات و پیش‌زمینه‌هایی است. به همین خاطر دست‌کم، آمریکا و رژیم صهیونیستی بزودی قصد عملیاتی کردن این حمله را ندارند. برخی نیز نگاهی خوش‌باورانه دارند و معتقد هستند این حمله، مشروط و منوط به محقق شدن برخی زمینه‌ها بویژه از سوی رژیم صهیونیستی است و اگر این شروط محقق نشود، قاعدتا حمله به ایران نیز منتفی خواهد شد.
اگر چه نمی‌توان با قطعیت در تایید و رد این قبیل برآوردها اظهارنظر کرد اما درباره این موضوع، یعنی تفکیک زمانی ترامپ برای حمله به ایران به بهانه برنامه دفاع موشکی و برنامه هسته‌ای، یک نکته را می‌توان با قطعیت گفت و آن این است که مطلقا نمی‌توان روی اظهارات ترامپ حساب کرد یا به عبارتی به اظهارات و مواضع وی اعتماد کرد. رفتار ترامپ در یک سال اخیر به گونه‌ای بوده است که کسی نمی‌تواند روی اظهارات او حساب کند. در یک سال اخیر، مواضع او درباره موضوعات مختلف، بارها متناقض بوده است. از سوی دیگر، رفتار ترامپ در ماجرای مذاکرات هسته‌ای با ایران و همین‌طور موضوع حمله نظامی ۲۳ خرداد به ایران، کاملا فریبکارانه و غیراخلاقی بود. اخیرا روزنامه واشنگتن‌پست گزارشی در همین باره منتشر کرد. در بخشی از این گزارش به همین فریبکاری ترامپ اشاره و تصریح شده است ترامپ در ماه‌ها و هفته‌های منتهی به ۲۳ خرداد، عامدانه تلاش می‌کرد به گونه‌ای وانمود شود که او و نتانیاهو بر سر موضوع ایران دارای اختلاف هستند. ترامپ برای اینکه ایران را غافلگیر کند، در حال اجرای یک نمایش بود. او تلاش کرد به‌گونه‌ای رفتار کند که در ایران این برآورد شکل بگیرد که آمریکا دست‌کم تا زمانی که در حال مذاکره با ایران است، از گزینه نظامی استفاده نمی‌کند. بر اساس برآوردهای دقیق نظامی و امنیتی، رژیم صهیونیستی اساسا امکان اینکه بدون کمک آمریکا به ایران حمله کند را نداشته و ندارد. از همین رو ترامپ تلاش کرد به گونه‌ای فیلم بازی کند که تا زمان ادامه مذاکرات هسته‌ای، جلوی حمله به ایران را می‌گیرد یا دست‌کم با آن همراهی و در آن مشارکت مستقیم نخواهد کرد. این رفتار ترامپ قاعدتا در برآوردهای مربوط به نوع و کیفیت و سطح حمله رژیم صهیونیستی به ایران، تاثیرگذار بود. در واقع غافلگیر شدن ایران در بامداد ۲۳ خرداد، به خاطر بی‌اطلاعی از حمله رژیم صهیونیستی نبود، بلکه این غافلگیری مربوط به مشارکت آمریکا در این تهاجم بود.
ترامپ در ماجرای حمله ۲۳ خرداد به ایران، نشان داد ذره‌ای به اعتبار سیاسی خود اهمیت نمی‌دهد. او در این ماجرا قمار کرد. درست است موفق شد با فریبکاری و بی‌اخلاقی ایران را غافلگیر کند اما از یک سو همه اعتبار خود را از دست داد و از سوی دیگر، باعث شد در ایران، دیگر کسی مواضع و پیام‌های او را جدی نگیرد.
به هر حال، اکنون با گذشت بیش از ۶ ماه از توقف جنگ، ایران همواره به مواضع ترامپ با دیده تردید و بدبینی نگاه می‌کند. این بدبینی، واقع‌بینانه‌ترین‌ نگرش نسبت به رفتار، تصمیمات و اقدامات او است. بر همین اساس است که می‌توان گفت با توجه به تجربه‌ای که از رفتار ترامپ به دست آمده است، مطلقا نباید تفکیک زمانی او درباره حمله به ایران، به بهانه برنامه دفاع موشکی یا برنامه هسته‌ای را پذیرفت. بعید نیست این تفکیک زمانی، یک عملیات فریب از سوی او و نتانیاهو باشد تا در برآوردهای ایران نسبت به زمان حمله، اثرگذار باشد. 
البته روی کاغذ، اینکه حمله احتمالی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، نیازمند برخی مقدمات، از جمله ایجاد آشوب و ناامنی در ایران و نیز تضعیف برخی اضلاع جبهه مقاومت در منطقه است، حرف بیراهی نیست و با توجه به واقعیات جنگ ۱۲ روزه و شواهد میدانی، کاملا محتمل است موافقت ترامپ با حمله به ایران، مشروط به تحقق این مقدمات باشد. با این حال، تجربه رفتار ترامپ در ماجرای حمله ۲۳ خرداد به ایران، نشان می‌دهد باید همواره به مواضع او بدبینانه نگاه شود.
تجربه رفتار ترامپ در جنگ ۱۲ روزه می‌گوید در برآورد مواضع و اظهارات او، باید مؤلفه و فاکتور فریب را به رسمیت شناخت و تدابیر لازم را برای آن اندیشید. یکی از امتیازات آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ روزه، عنصر غافلگیری بود. به همین خاطر بدون شک ترامپ و نتانیاهو تلاش می‌کنند مجددا این عنصر را در جنگ نظامی احتمالی علیه ایران محقق کنند. برای اینکه این بار آنها از امتیاز غافلگیری برخوردار نشوند باید همواره در ارزیابی همه موضوعات، همه حالت‌ها را در نظر گرفت و برای آن برنامه و تدبیر داشت. تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد در ارزیابی تصمیمات و اقدامات دشمن، مطلقا نباید هیچ فرضیه‌ای را دست‌کم گرفت. اتفاقا آن فرضیه‌ای که در برآوردها، احتمال کمتری دارد را باید بسیار جدی‌تر گرفت. 
یک بخش مهم جنگ ترکیبی و ادراکی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، جنگ ذهن‌ها است. قطعا باید این فرضیه را هم در نظر گرفت که کارشناسان سیا و موساد تلاش می‌کنند سناریویی را اجرایی کنند که در برآوردهای ایران، از شانس و احتمال کمتری برخوردار است، لذا بعید نیست آنها سناریویی را اجرایی کنند که ایران احتمالش را نمی‌داده یا احتمال زیادی برای آن قائل نبوده است. 
گزارش اخیر واشنگتن‌پست و روایت نویسنده این گزارش درباره عملیات فریب ترامپ برای غافلگیر کردن ایران، حاوی نکات بسیار مهمی است. یکی از نکات مهمی که از این گزارش به دست می‌آید، این است که مقامات دولت آمریکا بویژه ترامپ، تلاش می‌کنند به گونه‌ای رفتار کنند که محاسبات طرف ایرانی را به اشتباه بکشانند. یعنی ترامپ تعمدا به گونه‌ای رفتار می‌کند که یک برآورد اشتباه در ایران شکل گیرد. یعنی او رفتار خود را به گونه‌ای تنظیم می‌کند که یک پیام یا برآورد اشتباه و غلط در ایران شکل بگیرد. دقیقا به همین خاطر است که باید همواره مواضع و اقدامات ترامپ را در قالب یک رفتار فریبکارانه ارزیابی کرد. برای اینکه محاسبات و برآورد دقیق و واقع‌بینانه‌ای از تصمیم و طراحی ترامپ علیه ایران به دست آید باید همواره برای آنچه احتمالش نمی‌رود، آماده بود. به عنوان مثال، اگر برآورد غالب از اعلام موافقت ترامپ با حمله به ایران، این است که او حمله به ایران به بهانه برنامه موشکی را بدون قید فوریت پذیرفته است، اینجا دقیقا همان جایی است که باید برآوردها حول احتمال قریب‌الوقوع بودن این حمله شکل بگیرد. به عبارتی باید اینگونه تصور شود که طرح ایجاد آشوب داخلی یا تعیین‌تکلیف حزب‌الله لبنان، برای فریب ایران مطرح شده است تا ایران حمله نظامی علیه خود را قریب‌الوقوع نپندارد.
البته بر مبنای بدبینی و غیرقابل اعتماد بودن مواضع ترامپ، این گمانه نیز مطرح می‌شود که اساسا موضوع حمله نظامی می‌تواند صرفا برای نگه داشتن سایه جنگ علیه ایران مطرح شده باشد. اگر چه این احتمال نیز بعید نیست اما هم از یک سو با واقعیت‌های میدانی نمی‌خواند و هم از سوی دیگر، حتی اگر اینگونه باشد نیز، نگه داشتن جانب احتیاط و آمادگی ۱۰۰ درصد و آماده‌باش کامل نیروهای مسلح، شرط عقل است.


نظرات شما