شنبه ۲۷ تير ۱۴۰۵
سیاسی

فرزند شهید بهشتی: پدرم آموزه‌های دینی را در تقابل با عقل نمی‌دید

فرزند شهید بهشتی: پدرم آموزه‌های دینی را در تقابل با عقل نمی‌دید
اخبار محرمانه - ایسنا/ فرزند شهید بهشتی گفت: از نگاه پدرم، آموزه‌های دینی نه در تقابل با عقل، بلکه در هماهنگی با آن قرار داشتند و عقل چیزی نیست که برای رسیدن به ایمان ناب باید ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - ایسنا / فرزند شهید بهشتی گفت: از نگاه پدرم، آموزه‌های دینی نه در تقابل با عقل، بلکه در هماهنگی با آن قرار داشتند و عقل چیزی نیست که برای رسیدن به ایمان ناب باید از آن عبور کرد یا نسبت به آن چشم‌پوشی داشت.
محمدرضا حسینی بهشتی، دانشیار گروه فلسفه دانشگاه تهران در نشست «پهلوانان ملی ایران، پایمردان حق و عدل» که در بزرگداشت شهید آیت‌الله بهشتی برگزار شد، گفت: نقش‌آفرینی شهید آیت‌الله بهشتی در دو عرصه قابل‌بررسی است؛ نخست در عرصه اندیشه دینی معاصر و دوم در عرصه اجتماعی. ما با شخصیتی روبه‌رو هستیم که از آغاز زندگی تا واپسین لحظات عمر، جست‌وجوگر حقیقت و در مسیر یافتن راهی برای زندگی، آن هم زندگی دیندارانه بر پایه حق و عدل بود. این ویژگی تا پایان عمر در وجود شهید بهشتی باقی ماند و همین خصوصیت او را همواره به تلاش و تکاپو واداشت. او در دین، گوهری از حقیقت یافته بود؛ حقیقتی که مجذوبش کرده بود اما دین را از مسیر تلاش‌های خردورزانه، فارغ از عادات، آداب و رسوم و آنچه در بستر فرهنگ دیرینه این سرزمین با آن پرورش یافته بود، جست‌وجو می‌کرد.
فرزند شهید بهشتی افزود: او راهی برای زندگی انسان، یعنی زندگی حق‌مدارانه، جست‌وجو می‌کرد؛ آن هم نه فقط در محدوده یک سرزمین یا یک فرهنگ خاص، بلکه جست‌وجوگری او معطوف به یافتن راهی برای بشر امروز بود. افق نگاه او محدود به زادگاه، محل تحصیل یا محیط فعالیتش نبود. او به‌عنوان یک عالم دینی، نه فقط در عرصه زندگی خصوصی، بلکه در عرصه زندگی اجتماعی نیز حقیقتاً در تراز جهانی می‌اندیشید.
دانشیار گروه فلسفه دانشگاه تهران ادامه داد: اندیشه دینی شهید بهشتی به نقطه تعادلی کم‌نظیر میان خردورزی، عقلانیت و دینداری آگاهانه رسیده بود. او حقایق دینی را از دریچه خردورزی، همسو با فطرت ناب انسانی می‌دید و پیام پیام‌آوران الهی را نه‌تنها از سر تعبد، بلکه از روی تعقل، راهگشای زندگی انسان معاصر می‌دانست. از نگاه او، آموزه‌های دینی نه در تقابل با عقل، بلکه در هماهنگی با آن قرار داشتند و عقل چیزی نبود که برای رسیدن به ایمان ناب از آن عبور کرد یا نسبت به آن چشم‌پوشی داشت. از نگاه شهید بهشتی، دینداری واقعی عین خردگرایی بود و دین را فراخوانی الهی برای روی آوردن به زندگی درخور شأن انسانی می‌دانست.
وی اظهار کرد: شهید بهشتی برخلاف کسانی که میان ایمان و عقل تقابل ایجاد می‌کنند، این دو را همراه، هم‌راستا و همدست می‌دید. او منزلت دستاوردهای بزرگ عقل بشری را در عرصه شناخت نظری و نیز در حوزه عمل فردی و اجتماعی به درستی می‌شناخت و عقل را به مثابه پیامبر باطن می‌دانست که انسان را شایسته دریافت خطاب پیامبر ظاهر می‌کند.
بهشتی اظهار کرد: کسی که چنین مسیری را طی می‌کند، نمی‌تواند با زیر پا گذاشتن اخلاق، انصاف و حق‌طلبی، مدعی برپایی عدالت باشد. نمی‌توان در مسیر حق‌طلبی، اصول اخلاقی را زیر پا گذاشت یا با کج‌خلقی و کژتابی، مدعی حرکت در راه حقیقت شد. آیا می‌توان آینه صفات و اسماء الهی بود و در عین حال با رفتار نادرست این مسیر را پیمود؟ آیا می‌توان با نردبان خلاف بر بام حقیقت صعود کرد؟ در این مسیر نباید احساسات و عواطف، انسان را از دایره حق‌مداری خارج کند.
دانشیار گروه فلسفه دانشگاه تهران گفت: شهید بهشتی بر این نکته تأکید داشت که دشمنی با دیگران نباید انسان را از عدالت خارج کند، بلکه عدالت‌ورزی به تقوا نزدیک‌تر است حتی اگر بنیادی‌ترین باورهای ما مورد پرسش، تردید یا تمسخر قرار گیرد، پاسخ کسی که در پی حق و عدالت است، نمی‌تواند مشابه همان رفتار باشد، زیرا در این صورت راه گفت‌وگو و گشایش متقابل بسته خواهد شد.
وی با اشاره به سیره پیامبر اسلام ظهار کرد: واقعیت این است ما پیامبر را آن‌گونه که باید نمی‌شناسیم. متأسفانه در بسیاری از مجالس، درباره موضوعات مختلف سخن گفته می‌شود، اما کمتر از شخصیتی سخن به میان می‌آید که قرآن ایشان را «اسوه حسنه» معرفی کرده است. این پرسش مطرح است که یاد، شناخت، بازشناسی و الگوگیری از پیامبر در زندگی ما چه جایگاهی دارد و در همین یک سال گذشته چند بار درباره سیره، رفتار و منش پیامبر که خود دعوت‌کننده به این مسیر است، سخن گفته‌ایم.


نظرات شما