اخبار محرمانه - خراسان / «روایت درست یک دستاورد ملی» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم هادی اسکندری که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
در فضای سیاست بینالملل، همه توافقها یکسان نیستند. برخی توافقها محصول عقبنشینی و پذیرش شرایط تحمیلیاند و برخی دیگر نتیجه ایستادگی، مقاومت و حفظ اصول در برابر فشارهای سنگین. آنچه امروز در قالب تفاهم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا مطرح شده است، باید در چارچوب دسته دوم تحلیل و روایت شود؛ توافقی که نه تنها از موضع ضعف نیست، بلکه در امتداد راهبرد مقاومت فعال و حفظ حقوق ملی شکل گرفته است.نخستین و مهمترین دستاورد این روند، دور شدن سایه جنگ و تنش فراگیر از کشور است. در شرایطی که طی سالهای اخیر برخی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای تلاش داشتند فضای منطقه را به سمت درگیری گسترده سوق دهند، اکنون مسیر ایجاد شده توسط مثلث میدان، دیپلماسی و خیابان توانسته است احتمال بروز یک بحران پرهزینه را کاهش دهد. این دستاورد نه تنها برای ایران، بلکه برای کل منطقه غرب آسیا دارای اهمیت راهبردی است.
در حوزه اقتصادی نیز نشانههای مهمی از تغییر رویکرد طرف مقابل قابل مشاهده است. سالها سیاست «فشار حداکثری» با هدف به زانو درآوردن اقتصاد ایران دنبال شد، اما امروز همان طرفی که مدعی کارآمدی این سیاست بود، ناچار شده است در برابر واقعیتهای میدانی و اقتصادی عقبنشینی کند. فراهم شدن زمینه رفع محدودیتهای نفتی و پتروشیمی، بیش از آن که یک امتیاز اقتصادی باشد، نشانه شکست راهبردی سیاست تحریم و اذعان به ناکارآمدی آن است.
از سوی دیگر، تثبیت و پذیرش جایگاه ایران به عنوان یک ابرقدرت در معادلات منطقهای یکی دیگر از ابعاد مهم این توافق به شمار میرود. پذیرش عملی حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، به عنوان یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان، بیانگر آن است که هیچ معادله امنیتی و اقتصادی در منطقه بدون در نظر گرفتن نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران قابل تحقق نیست.
در حوزه فناوری و حقوق بینالملل نیز اهمیت موضوع کمتر از ابعاد سیاسی و اقتصادی نیست. حق برخورداری از فناوری هستهای صلحآمیز و تداوم غنیسازی، همواره یکی از خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران بوده است. تأکید بر این حق در هرگونه توافق، در واقع به معنای پذیرش حقوق قانونی ایران در چارچوب قواعد بینالمللی و شکست تلاشهایی است که سالها برای محروم ساختن کشور از این حق دنبال میشد.
همچنین تحولات اخیر نشان میدهد که رویکرد حذف یا نادیده گرفتن محور مقاومت با واقعیتهای منطقه همخوانی ندارد. تجربه سالهای گذشته ثابت کرده است که معادلات امنیتی غرب آسیا بدون در نظر گرفتن بازیگران مقاومت قابل طراحی نیست. احترام به واقعیتهای میدانی و پذیرش نقشآفرینی این جریانها، خود نشانهای از تغییر در محاسبات طرفهای مقابل است.
در این میان، رژیم صهیونیستی بیش از هر زمان دیگری در معرض فشار افکار عمومی جهانی قرار گرفته است. استمرار جنایات و سیاستهای تجاوزکارانه این رژیم، سرمایه سیاسی آن را در سطح بینالمللی به شدت کاهش داده و هرگونه اقدام ماجراجویانه جدید را با هزینههای سیاسی و رسانهای سنگین مواجه خواهد کرد. این تحول، یکی از مهمترین متغیرهای جدید در محیط امنیتی منطقه محسوب میشود.
در عین حال، هیچیک از این دستاوردها نباید به معنای خوشبینی سادهانگارانه نسبت به آمریکا تلقی شود. تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که بیاعتمادی نسبت به سیاستهای واشنگتن یک اصل عقلانی و مبتنی بر واقعیتهای تاریخی است. از این رو، هرگونه ذوقزدگی یا تصور پایان اختلافات بنیادین، میتواند خطایی راهبردی باشد. توافق، اگرچه میتواند بخشی از تنشها را مدیریت کند، اما جایگزین هوشیاری و مراقبت دائمی نخواهد شد.
و سرانجام باید تأکید کرد که مهمترین سرمایه این مسیر، مردم ایران هستند. آنچه طرف مقابل را به بازنگری در محاسبات خود وادار کرد، ایستادگی ملت ایران در برابر فشارهای اقتصادی، تحریمها، تهدیدها و جنگ روانی گسترده بود. اگر امروز سخن از توافق و کاهش تنش به میان میآید، این دستاورد پیش از هر چیز متعلق به مردمی است که هزینه مقاومت را پرداختند و اجازه ندادند اراده ملی در برابر فشارهای خارجی تضعیف شود. روایت صحیح از این توافق، روایت یک ملت است؛ ملتی که حقوق خود را واگذار نکرد، از اصول خود عقب ننشست و در عین حال توانست با تکیه بر قدرت میدان از مسیر دیپلماسی، بخشی از مطالبات و منافع ملی خود را تثبیت کند.
بازار ![]()