اخبار محرمانه - وطن امروز / «۶۰۰ سال بدهی غرب به ایران» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم آزاده لرستانی که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
در تاریخ چند قرن اخیر، کمتر سرزمینی به اندازه ایران هزینه رقابت و مداخله قدرتهای بزرگ را پرداخته است. اگر این مسیر طولانی از اواخر صفویه تا امروز را مرور کنیم، تصویری روشن شکل میگیرد؛ تاریخی که در آن ایران بارها هزینه داده و همین تجربه، از نگاه بسیاری، نوعی بدهی تاریخی در روابط غرب با این سرزمین به شمار میآید. تاریخ روابط ایران با قدرتهای غرب تنها در قالب چند رویداد مقطعی یا چند اختلاف سیاسی معاصر نیست، بلکه این رابطه، روایتی طولانی از رقابت، مداخله و تلاش برای مهار کشوری است که به واسطه موقعیت ژئوپلیتیک، منابع طبیعی و جایگاه تمدنی خود همواره در مرکز توجه قدرتهای بزرگ قرار داشته است. از اواخر دوره صفویه تا امروز، ایران بارها صحنهای بوده که در آن منافع قدرتهای خارجی بر سرنوشت مردم این سرزمین سایه انداخته است.
بازار ![]()
ایران در میانه رقابت قدرتها
با افول تدریجی قدرت صفویه و شکلگیری بیثباتیهای سیاسی در قرون بعد، ایران به یکی از مهمترین میدانهای رقابت قدرتهای خارجی تبدیل شد. در قرن نوزدهم این رقابت میان قدرتهایی مانند بریتانیا و روسیه به اوج رسید. ایران در میانه «بازی بزرگ» قرار گرفت؛ بازیای که در آن جغرافیا، منابع و مسیرهای راهبردی کشور اهمیتی فراتر از استقلال و رفاه مردم ایران یافته بود.
امیرکبیر و تلاش برای استقلال دولت
در چنین فضایی، هرگاه در ایران دولتمردی کوشید مسیر اصلاح و استقلال را دنبال کند، با مقاومتهای جدی داخلی و فشارهای خارجی مواجه شد. یکی از برجستهترین نمونهها در این زمینه، میرزا تقیخان فراهانی مشهور به «امیرکبیر» است. امیرِ شهید بهخوبی دریافته بود بدون دولت مقتدر و مهار نفوذ قدرتهای خارجی، امکان اصلاح و توسعه پایدار ایران وجود ندارد. تلاش او برای اصلاح ساختار اداری، مالی و آموزشی کشور در کنار ایستادگی در برابر زیادهخواهیهای خارجی، او را به یکی از مهمترین چهرههای تاریخ سیاسی ایران تبدیل کرد. حذف او از صحنه قدرت، در واقع از دست رفتن فرصتی تاریخی برای شکلگیری یک دولت مستقل نوساز بود.
مقاومت مردم جنوب و دفاع از خلیج فارس
در کنار رجال سیاسی، مردم ایران نیز بارها در بزنگاههای تاریخی از استقلال کشور خود دفاع کردهاند. جنوب ایران و سواحل خلیج فارس از مهمترین صحنههای این مقاومت است.
مبارزات مردم بوشهر و تنگستان در برابر نیروهای خارجی در اوایل قرن بیستم نمونهای روشن از این ایستادگی تاریخی است. نامهایی چون شهید «رئیسعلی دلواری» در حافظه تاریخی ایرانیان به عنوان نماد دفاع از کرامت ملی ثبت شدهاند؛ مردمانی که با امکاناتی اندک اما ارادهای بزرگ در برابر قدرتهای خارجی ایستادند و نشان دادند خلیج فارس برای ایرانیان بخشی از هویت تاریخی و امنیت ملی آنان است.
ایران و هزینههای جنگ دوم جهانی
در این اثنا قرن بیستم نیز برای ایران خالی از تجربههای تلخ نبود. در جنگ دوم جهانی، ایران با وجود اعلام بیطرفی، به عرصه حضور و فشار قدرتهای درگیر جنگ تبدیل شد. پیامدهای این وضعیت برای مردم ایران بسیار سنگین بود. اختلال در اقتصاد کشور، کمبود گسترده مواد غذایی و بحرانهای معیشتی، جامعه ایران را با یکی از دشوارترین دورههای تاریخی خود مواجه کرد که نمود آن مرگ ۱۰ تا ۱۲ میلیون نفر از هموطنانمان در «قحطی بزرگ» بود. این تجربه نشان داد در نظام بینالملل مبتنی بر رقابت قدرتها، حتی بیطرفی نیز نمیتواند مانع تحمیل هزینههای سنگین بر ملتها شود.
نفت؛ محور منازعات معاصر
در ادامه همین روند تاریخی، مساله «نفت» به یکی از مهمترین محورهای مناقشه میان ایران و قدرتهای خارجی تبدیل شد. منابع عظیم انرژی ایران، به جای آنکه تنها موتور توسعه ملی باشد، سالهای طولانی به کانون رقابتهای اقتصادی و سیاسی بدل شد. کشمکش بر سر نحوه بهرهبرداری از نفت و سهم ایران از این منابع، بخش مهمی از تاریخ معاصر کشور را شکل داد و به نمادی از تلاش برای حفظ حاکمیت ملی تبدیل شد.
در دهههای اخیر اما شکل فشارها تغییر یافته است. اگر در گذشته ابزار اصلی نفوذ، حضور مستقیم نظامی یا تحمیل قراردادهای نابرابر بود، در دوره جدید، ابزارهایی مانند تحریمهای اقتصادی و فشارهای مالی جای آن را گرفته است. این تحریمها اگرچه در سطح دولتها طراحی میشود اما در عمل زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار میدهد و هزینههای قابل توجهی را بر جامعه تحمیل میکند.
جنگهای اخیر و تشدید تنشهای منطقهای
سالی که گذشت، تنشهای امنیتی منطقه وارد مرحلهای تازه شد. حملات و اقداماتی که از سوی دولت تروریست آمریکا و باند جنایتکار صهیونیست علیه ایران شد و در ادبیات سیاسی منطقه از آن با عنوان «جنگ 12 روزه» یا «جنگ رمضان» یاد میشود، بار دیگر نشان داد ایران همچنان در مرکز معادلات حساس ژئوپلیتیک قرار دارد. این تحولات نشانهای از تداوم رقابتهای راهبردی در منطقهای است که یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان را در خود جا داده است.
هرمز؛ گلوگاه راهبردی انرژی
در پی این تحولات، مساله «تنگه هرمز» بار دیگر در کانون توجه جهانی قرار گرفت. این تنگه که بخش مهمی از انرژی جهان از طریق آن منتقل میشود، همواره یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیک جهان بوده است. تغییر نحوه مدیریت امنیتی و راهبردی این آبراه پس از این رخدادها نشان داد هر تحول در این منطقه میتواند بازتابی جهانی داشته باشد. حتی محدودترین اختلال در این مسیر میتواند بازارهای انرژی و اقتصاد جهان را تحت تأثیر قرار دهد.
فشار اقتصادی در نگاه ایرانیان
از این منظر، باید توجه داشت فشارهایی که در چنین شرایطی متوجه اقتصادهای غرب میشود، تنها بخش بسیار کوچک و مختصری از دشواریهایی است که جامعه ایران طی ۵ دهه گذشته در قالب تحریمهای گسترده تجربه کرده است. مردمی که سالها با محدودیتهای اقتصادی، فشارهای مالی و چالشهای معیشتی روبهرو بودهاند، تجربهای متفاوت از مفهوم فشار اقتصادی در نظام بینالملل دارند.
پایداری تاریخی جامعه ایران
اگر این تجربهها را در یک نگاه تاریخی بلندمدت جمعبندی کنیم، تصویری روشن شکل میگیرد. ایران در چند قرن گذشته بارها هزینه موقعیت راهبردی خود را پرداخته است. از رقابتهای استعماری گرفته تا بحرانهای ناشی از ۲ جنگ جهانی، از منازعات انرژی تا فشارهای اقتصادی معاصر، این سرزمین بارها در مرکز کشمکشهایی قرار گرفته که تصمیمات اصلی آن در بیرون از مرزهایش اتخاذ شده است.
با این حال، در دل این تاریخ پرفراز و نشیب، یک واقعیت باقی مانده است: «پایداری جامعه ایران»؛ ملتی که در برابر فشارهای خارجی، بحرانهای اقتصادی و تهدیدهای امنیتی ایستاده و هویت تاریخی خود را حفظ کرده است. شاید به همین دلیل است که درک رفتار سیاسی و راهبردی ایران بدون فهم این حافظه تاریخی ممکن نیست.
در نهایت، تاریخ چند قرن گذشته نشان میدهد روابط ایران و غرب بخشی از روایت بزرگتری است که در آن استقلال، منابع، امنیت و جایگاه ژئوپلیتیک ایران نقشی تعیینکننده داشته است.