سه شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵
مقاله

سرمقاله فرهیختگان/ اگر کار نکنیم، چه کنیم؟

سرمقاله فرهیختگان/ اگر کار نکنیم، چه کنیم؟
اخبار محرمانه - فرهیختگان / «اگر کار نکنیم، چه کنیم؟» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم کبری آسوپار که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: بند دوم پیام روز گذشته حضرت ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - فرهیختگان / «اگر کار نکنیم، چه کنیم؟» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم کبری آسوپار که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
بند دوم پیام روز گذشته حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای به مناسبت دومین سالگرد شهادت آیت‌الله سیدابراهیم رئیسی نگاهی به روز‌های فردای ایران است. روز‌هایی پس از این روز‌های مقاومت که البته نگاه ویژه رهبری جدید در این مقاومت همه‌جانبه ایران، به مردم است که چگونه مقاوم ایستاده‌اند و تأکیدی که دارند، در واقع ترجمانی است بر این مفهوم که برای چنین مردمی باید بیشتر و بیشتر و بیشتر کار کرد. ایشان مقاومت مردم برابر تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی را «منحصربه‌فرد» توصیف می‌کنند و تعبیر «حماسه‌آفرینی» را برای این مقاومت مردمی به کار می‌برند و تصریح می‌کنند بر «سنگین‌تر شدن بار تکلیف مسئولان جمهوری اسلامی»؛ تفاوتی هم نمی‌کند در چه جایگاهی، «از رهبری و رؤسای قوا تا همه‌ سطوح مدیران» و سپس از «خدمت مضاعف و مجاهدانه مسئولان، گره‌گشایی از مسائل و دغدغه‌های مردم خصوصاً در عرصه اقتصادی و معیشتی» می‌گویند. مردم ایستاده‌اند؛ میدان ایستاده است؛ دیپلماسی ایستاده است؛ سایر مسئولان هم گزینه‌ای جز خدمت مضاعف و مجاهدانه در پیش رویشان نیست که تا همین‌جا هم نشان داده‌اند پای کار ایستاده‌اند. اما به نظر می‌رسد ادامه کار نیاز به مجاهدتی مضاعف دارد که آن را هم مسئولان ایرانی که خود برخاسته از دل همین مردم مقاوم هستند، به‌خوبی اجرایی خواهند کرد. بخشی هم از این اقدامات هم باید متوجه عاملیت‌بخشی به مردم باشد. مردمی که شب‌های متمادی در صحنه‌های مختلف جنگ پای کشور خود ایستاده‌اند، یقیناً در ادامه ماجرا هم اگر جایی ببینند می‌توانند نقش‌آفرین باشند، دریغ نخواهند کرد. روز‌های پیش رو برای ایران می‌تواند چند گزینه محتمل باشد؛ چه جنگ باشد، چه به‌گونه‌ای عزت‌مند برای ایران این ماجرا مختومه شود، برای هر کسی که به دنبال پیشرفت کشور است، گزینه‌ای جز کارکردن در هر جایی که هست، ندارد. این خدمت مضاعف و مجاهدانه الزاماتی دارد که شاید گاه تحت‌تأثیر تحلیل‌های سیاسی و محاسبات نادرست و مؤثر از عملیات روانی دشمن به‌درستی درک نشود.
بازار
حفظ و تقویت انسجام ملی
فارغ از آنکه در آینده قرار است چه اتفاقی در حوزه جنگ بیفتد، ایران در دوران تحمیل جنگ نظامی توانست به‌خوبی انسجام ملی خود را تقویت کند و از این ظرفیت در برهه جنگ و درحالی‌که دشمن در پی آن بود که علاوه بر جنگ نظامی هوایی، آشوب شهری را هم هم‌زمان تحمیل کند، بهره ببرد. اکنون ایران در دوران پساجنگ باید همچنان به دنبال فعال نگه‌داشتن این انسجام ملی و بهره‌مندی از آن باشد. دوره سکوت صحنه نبرد نظامی به معنای پایان جنگ نیست و لذا در این دوران نباید الزامات دوره جنگ را کنار بگذاریم. وحدت ملی هم یکی از این الزامات و بلکه اصلی‌ترین آن بود که می‌تواند در ادامه راه هم بازوی کمکی اصلی مسئولان برای پیشبرد امور باشد. همان‌طور که دل نیرو‌های نظامی ما به پشتیبانی مردمی گرم بود، دل نیرو‌های اجرایی و همه مسئولان کشور هم باید به حمایت مردمی گرم باشد، گرچه مسیر انتقاد دلسوزانه و طرح مطالبات همواره باز است و منافاتی با حمایت ندارد. اما نباید اجازه داد دوقطبی کذایی مردم-مسئولان که همواره دشمنان در پی ساخت آن هستند، شکل بگیرد یا اصالت یابد. این مهم بیش از همه باید موردتوجه اهل سیاست و اهالی رسانه باشد که انسجام ملی را به مسلخ دعوا‌های سیاسی نبرند و به دلیل اختلافات داخلی، دوقطبی کذایی ملت و مسئولان درست نکنند.
منتظر مذاکره نمانیم
در دوران رهبر شهید که در مقاطعی مذاکراتی صورت می‌گرفت، توصیه ایشان که البته راهبرد درست اداره یک کشور است، معطل نماندن برای مذاکرات بود. ایشان در همان ایام تأکید می‌کردند که مذاکره صرفاً یکی از ده کاری است که وزارت خارجه انجام می‌دهد، یعنی حتی در حیطه کار وزارت خارجه هم همه کار را مذاکره نمی‌دانستند، بلکه به‌درستی قائل بودند که باقی امور دیپلماسی هم باید پیش برود، چه رسد در دایره اداره کشور که هزار و یک مسیر برای امور مختلف وجود دارد و نباید حکمرانی معطل آن باشد که یک گفت‌وگوی دیپلماتیک به نتیجه می‌رسد یا خیر. ایران در درون خود ظرفیت‌ها و امکاناتی دارد که باید مورد بهره‌برداری مسئولان قرار بگیرد و با همین امکانات داخلی اداره امور کشور پیش برود، اگر از مسیر مذاکره هم منفعتی نصیب ملت شد که بهتر، اما اگر نشد هم اداره کشور باید به طریقی پیش رفته باشد که آسیبی متوجه کشور نشود. به‌ویژه آنکه در برابر ایران ما با نوعی شارلاتانیزم دیپلماتیک مواجهیم که از سوی آمریکایی‌ها و با روحیه بیماری که در فضای بین‌الملل دارند، دنبال می‌شود و لذا امیدی هم به نتیجه‌دادن رد و بدل پیغام‌ها نیست و در همه دهه‌های گذشته هم بی‌اعتمادی به آمریکا هزارباره عیان شده است. در چنین شرایطی طبعاً منتظر ماندن برای آمدورفت میانجی و آمدورفت پیام‌ها و توییت‌زدن‌های ترامپ و امثال این موارد می‌تواند نشانی از ساده‌لوحی در دیپلماسی و ساده‌سازی آن باشد. برخی رسانه‌ها دنبال القای آن هستند تا همه امور کشور به مذاکره گره بخورد و مذاکره تنها گزینه پیش رو باشد؛ امری که علاوه بر بلاهت دچار نوعی قلب واقعیت و دروغ هم است.
نقش دادن به مردم در حیطه اقتصاد
تأکید حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای بر «تعریف نقش جدی برای مردم بعثت‌یافته در مسیر پیشرفت کشور» است. پیش‌ازاین هم رهبر شهید در نام‌گذاری سال‌ها و تبیین عنوانی که انتخاب کرده‌اند، به این نقش دادن به مردم در حوزه اقتصاد تأکید داشته‌اند. از جمله سال 1403 را سال «جهش تولید با مشارکت مردم» نامیدند و از دولت خواستند برای به‌کارگیری سرمایه‌های مردم در حوزه اقتصاد برنامه‌ریزی انجام دهند. عاملیت‌بخشی به مردم می‌تواند این‌گونه ایجابی باشد و سرمایه‌های خرد جذب شوند و در مسیر پیشرفت کشور و از جمله اشتغال‌زایی به خدمت گرفته شوند و می‌تواند هم اقدامات سلبی مردم باشد که با محور صرفه‌جویی، اصلاح سبک زندگی و تغییر شیوه‌های مصرف و یا رعایت احوال یکدیگر و کمک‌رسانی همدلانه در حوزه اقتصادی و تغییر شیوه‌های رسمی و غیرقابل انعطاف تعاملات اقتصادی بر مبنای اخلاق اسلامی انجام پذیرد. وقتی تجربه‌های موفق گذشته می‌گوید که در هر صحنه‌ای که مردم حضور داشته‌اند، امور با قدرت و ثمردهی بیشتر پیش رفت، از جنگ تا فتنه‌های شهری تا اصل وقوع انقلاب اسلامی، لذا نباید از مردمی‌سازی اقتصاد هراسید یا آن را از کشور دریغ کرد. آغاز راه این نقش‌بخشی به مردم هم از گزارش‌دهی صادقانه به مردم خواهد بود.
نیازمند مسئولان امیدبخش
اتحاد مردم و مسئولان، کارکردن برای مردم، مسئولیت دادن به مردم و در کل همراه و همدل بودن مردم و مسئولان، یک الزامی دارد و آن هم حرف‌زدن مسئولان با مردم و باخبر کردن آن‌ها از شرایط کشور است. اگر مردم حس کنند مسئولان همدلانه با آن‌ها گفت‌وگو می‌کنند و شرایط کشور و مسیر انجام امور را صادقانه طرح می‌کنند، به‌یقین دست همدلی آن‌ها را خواهند فشرد. اما گفتن از آسیب‌های کشور که اقتضائات طبیعی یک جنگ نظامی سهمگین علیه ایران است، نباید به‌نحوی بیان شود که گویی دیگر مسیر پیشرفتی وجود ندارد؛ چه آنکه چنین امری علاوه بر آنکه عاقلانه و سیاست‌ورزانه نیست، صادقانه هم نیست. در کنار بیان شرایط اقتصادی کشور و آسیب‌هایی که حملات دو ارتش تروریست بر ایران تحمیل کرده، باید از برنامه‌ریزی‌ها برای آینده و مسیر‌های پیشرفت گفت که به شکلی حقیقی در بستر ظرفیت‌ها و امکانات کشور وجود دارد. در واقع امیدبخشی به مردم برای فردای پیش روی ایران صادقانه‌ترین گزارشی است که می‌توان به این ملت داد.


نظرات شما