چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵
مقاله

سرمقاله وطن امروز/ آتش‌بس فعال و قمار چندجبهه‌ای نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی

سرمقاله وطن امروز/ آتش‌بس فعال و قمار چندجبهه‌ای نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی
اخبار محرمانه - وطن امروز / «آتش‌بس فعال و قمار چندجبهه‌ای نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم ابوالفضل ولایتی که می‌توانید آن را در ادامه ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - وطن امروز / «آتش‌بس فعال و قمار چندجبهه‌ای نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم ابوالفضل ولایتی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
۴۰ روز پس از شکل‌گیری آتش‌بس شکننده میان ایران و آمریکا، رفتار سیاسی و نظامی بنیامین نتانیاهو نشان می‌دهد توقف جنگ با ایران را نه پایان بحران، بلکه وقفه‌ای ناخواسته در پروژه فشار چندلایه علیه جمهوری اسلامی و نیروهای مقاومت تلقی می‌کند. در محافل صهیونیستی، آتش‌بس بیش از آنکه به‌ عنوان فرصتی برای مهار تنش فهم شود، به بستری برای بازسازی توان تهاجمی، تحریک واشنگتن و پیشبرد عملیات‌های محدود اما مستمر در جبهه‌های پیرامونی تبدیل شده است. گزارش گاردین از تعویق حمله برنامه‌ریزی‌شده آمریکا به ایران، همزمان با ادامه حملات ارتش صهیونیستی به لبنان و غزه، نشان می‌دهد «دیپلماسی با ایران» در واشنگتن الزاماً به‌ معنای مهار رفتار نظامی تل‌آویو نیست.
ناخرسندی نتانیاهو از توقف جنگ با ایران، با تسری آتش‌بس به جبهه لبنان تشدید شده است. حزب‌الله در صحنه نبرد، با موج گسترده حملات موشکی و پهپادی به شمال سرزمین‌ اشغالی، تصویر بازدارندگی رژیم را فرسوده و مساله بازگشت شهرک‌نشینان شمال فلسطین اشغالی را به یکی از ابزارهای فشار مخالفان نتانیاهو در صحنه داخلی رژیم بدل کرده است. از همین رو، تمدید ۴۵ روزه آتش‌بس لبنان که وزارت خارجه آمریکا آن را نتیجه مذاکرات واشنگتن اعلام کرد، در عمل با حملات همزمان اسرائیل به جنوب لبنان همراه شده؛ وضعیتی که مفهوم «آتش‌بس فعال» را از یک تعبیر رسانه‌ای به یک الگوی عملیاتی تبدیل می‌کند.
در این الگو، رژیم صهیونیستی ظاهراً در چارچوب آتش‌بس باقی می‌ماند اما با عملیات‌های نقطه‌ای، ترورهای هدفمند، گسترش مناطق حائل و فشار دیپلماتیک بر آمریکا، میدان را از درون تهی می‌کند. فایننشال‌تایمز گزارش داد تل‌آویو در قالب راهبرد جنگی نتانیاهو حدود «۱۰۰۰ کیلومتر مربع» از اراضی غزه، جنوب لبنان و سوریه را تحت کنترل یا نفوذ نظامی قرار داده و در لبنان نیز بیش از «۵۰۰ کیلومتر مربع» را برای ایجاد منطقه امنیتی هدف گرفته است. این داده‌ها نشان می‌دهد آتش‌بس فعال، در عمل نام دیگر اشغال خزنده و جنگ کم‌شدت است. در خصوص اهداف نتانیاهو از پیشبرد سیاست مذکور می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.
بازار
۱- تولید دستاورد انتخاباتی در آستانه رقابت‌های پارلمانی رژیم
نخستین هدف نتانیاهو از تشدید عامدانه تنش‌ها تولید دستاورد امنیتی قابل عرضه به جامعه صهیونیست است. 
او با بحرانی از مشروعیت داخلی، شکاف در ائتلاف راست‌گرا، بحران سربازی حریدی‌ها و انتقاد نهادهای امنیتی روبه‌رو است. نیویورکر در گزارش اخیرش، سیاست‌های داخلی نتانیاهو را در پیوند با تلاش او برای تغییر نهادهای دموکراتیک در رژیم و حفظ قدرت تحلیل کرده است. در چنین شرایطی، حمله به ایران، حزب‌الله، حماس یا سوریه به زعم وی کارکردهای انتخاباتی فوق را رقم خواهد زد: بازسازی تصویر «رهبر امنیتی»، انتقال دستور کار از فساد و ناکارآمدی به امنیت و مهار مخالفانی که شکست بازدارندگی در شمال و غزه را دستاویز حمله سیاسی قرار داده‌اند.
۲- لبنان و تبدیل آتش‌بس به سازوکار خلع ‌سلاح تدریجی حزب‌الله
در جبهه لبنان، هدف اصلی نتانیاهو ایجاد منطقه حائل، عقب‌ راندن حزب‌الله از جنوب و ارائه «خلع‌ سلاح مقاومت» به‌ عنوان دستاورد راهبردی است. تمدید ۴۵ روزه آتش‌بس به زعم صهیونیست‌ها به ‌جای توقف واقعی درگیری، به ارتش صهیونیستی فرصت می‌دهد حملات گزینشی را زیر عنوان تهدید فوری ادامه دهد. گزارش‌ها درباره ایجاد «منطقه امنیتی» در جنوب لبنان نشان می‌دهد تل‌آویو به ‌دنبال تثبیت واقعیت میدانی تازه است. در سطح اجتماعی نیز تشدید فشار بر حزب‌الله می‌تواند با تحریک گسل‌های فرقه‌ای و قومی-مذهبی در لبنان همراه شود؛ فرآیندی که در آن مقاومت به مساله‌ای داخلی و لبنانی، نه بخشی از معادله بازدارندگی در برابر تجاوز اسرائیل مبدل می‌شود. در بستر سیاسی نیز نتانیاهو می‌کوشد با گروگان گرفتن آتش‌بس، شرط بقای آن را به دیدار جوزف عون با خود گره زند؛ اقدامی که به عنوان دستاوردی در مسیر پیوستن بیروت به پیمان سازش به جامعه‌ صهیونیست عرضه خواهد شد.
۳- غزه و پیشبرد الحاق خزنده زیر پوشش خلع‌ سلاح حماس
در جبهه غزه، نتانیاهو از گزاره «عدم خلع‌ سلاح حماس» برای توجیه عبور از خطوط آتش‌بس، توسل به جوخه‌های ترور، تداوم محاصره و گسترش کنترل نظامی استفاده می‌کند. آسوشیتدپرس گزارش داد نهاد ناظر بر آتش‌بس به شورای امنیت فشار می‌آورد تا خلع ‌سلاح حماس را مطالبه کند؛ در حالی‌ که حماس، ارتش صهیونیستی را به نقض تعهدات آتش‌بس و ادامه عملیات نظامی متهم می‌کند. در چنین وضعیتی، ارتش صهیونیستی عامدانه با عبور از خط زرد معین‌شده، می‌کوشد ضمن افزایش مناطق تحت کنترل، در سایه آتش‌بس شکننده، در مسیر انضمام تدریجی نوار غزه، کوچ اجباری فلسطینیان و تبدیل این باریکه به فضای امنیتی تحت قیمومت خود گام بردارد.
۴- سوریه و مهندسی منطقه حائل در سایه پیشبرد پروژه تجزیه
الف) در سوریه، سیاست نتانیاهو بر ایجاد منطقه حائل، تحمیل منطقه عاری از سلاح در جنوب و بهره‌برداری از شکاف‌های قومی-مذهبی سوری‌ها استوار است. پس از قدرت‌گیری تروریست‌های تحریرالشام، ارتش رژیم با پیشروی در خاک سوریه، قله استراتژیک حرمون را به تصرف خود درآورده و به ‌رغم ارسال سیگنال از سوی تحریرالشام جهت برقراری مناسبات با تل‌آویو، بر سیاست تحمیل منافع خود از طریق قدرت نظامی پافشاری می‌کند.
ب) گزارش‌های تحلیلی تازه، از تثبیت ردپای نظامی رژیم در خاک سوریه و حرکت به سمت «الحاق خزنده» می‌گوید. حمایت ادعایی از دروزی‌ها، حمله به زیرساخت‌های نظامی سوریه و حضور برخی شهرک‌نشینان در مناطق اشغال‌شده در خاک سوریه، همگی نشان می‌دهد تل‌آویو می‌کوشد جنوب سوریه را از حاکمیت این کشور جدا و به کمربند امنیتی رژیم تبدیل کند.
۵- ایران و کارشکنی برای بازگرداندن آمریکا به جنگ
محافل صهیونیستی با طرح اتهاماتی سخیف نظیر «فریبکاری ایران»، «اتلاف وقت در مذاکرات» و «بازسازی توان موشکی و هسته‌ای»، تلاش می‌کنند ترامپ را به این جمع‌بندی برسانند که دیپلماسی ناکارآمد است و حمله مجدد ضرورت دارد. از منظر تل‌آویو، برافروختن جبهه لبنان یا غزه می‌تواند آتش‌بس ایران را نیز بی‌ثبات کند، زیرا هر درگیری گسترده با حزب‌الله، به‌ طور خودکار به معادله ایران، یمن، عراق و امنیت انرژی گره می‌خورد.
۶- کشاندن اعراب به جنگ و بازتعریف تل‌آویو به‌ عنوان ژاندارم منطقه
واداشتن برخی دولت‌های عرب غرب آسیا به‌ویژه امارات عربی متحده به ورود مستقیم یا غیرمستقیم به تقابل با ایران، از مهم‌ترین اهداف رژیم در این باره است. این پروژه، از یک سو به جنگ آمریکا و رژیم علیه ایران پوشش عربی-اسلامی می‌دهد و از سوی دیگر، کشورهای عرب را در معرض پاسخ نظامی و هزینه‌های امنیتی قرار می‌دهد. در صورت تحقق این سناریو، رژیم می‌کوشد خود را به ‌عنوان «ژاندارم منطقه» و محور نظم امنیتی جدید معرفی کند؛ نظمی که در آن کشورهای عرب برای دفاع هوایی، اطلاعاتی و سایبری به تل‌آویو وابسته می‌شوند. تجربه نزدیکی امنیتی اسرائیل با امارات و گزارش‌ها درباره تلاش برای هماهنگ‌سازی پاسخ منطقه‌ای به ایران، در همین چارچوب قابل فهم است.
در نتیجه، «آتش‌بس فعال» بیش از آنکه راهبرد مهار جنگ باشد، قمار چندجبهه‌ای نتانیاهو برای نجات موقعیت داخلی، تثبیت اشغال و تحریک آمریکا به بازگشت به میدان است اما همین قمار می‌تواند نظیر تحولات حاکم بر جنگ رمضان، معادلات را به زیان او تغییر دهد. واکنش شدید ایران، فعال‌ شدن دوباره ظرفیت‌های حزب‌الله، حماس و هسته‌های مقاومت در منطقه و فرامنطقه، انسداد باب‌المندب از سوی انصارالله یمن و تشدید انزوای اخلاقی رژیم صهیونیستی در افکار عمومی بین‌المللی، می‌تواند آتش‌بس فعال را از ابزار کنترل بحران به جرقه بحران بزرگ‌تر تبدیل کند.


نظرات شما