سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
تحلیل ویژه

فروش مازاد نفتی از مسیر آمریکا؛ روایت «فعال اصولگرا» از راهبرد جدید مذاکراتی ایران

فروش مازاد نفتی از مسیر آمریکا؛ روایت «فعال اصولگرا» از راهبرد جدید مذاکراتی ایران
اخبار محرمانه - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست «پرونده هسته‌ای» آخرین روز‌های همنشینی با «مذاکرات» را سپری می‌کند؟ این ...
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
«پرونده هسته‌ای» آخرین روز‌های همنشینی با «مذاکرات» را سپری می‌کند؟ این سؤال زمانی ایجاد شد که حمید قنبری، معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه، در دور اخیر گفت‌وگو‌های مسقط حاضر شد و بر گنجاندن حوزه‌‌هایی چون نفت و گاز، سرمایه‌گذاری‌‌های معدنی و حتی خرید هواپیما در متن مذاکرات تأکید کرد. 
بازار
مذاکرات دو دهه اخیر ایران با طرف‌‌های غربی و به ویژه ایالات متحده همواره بر محور برنامه هسته‌ای چرخیده و اکنون به نظر می‌رسد دستگاه دیپلماسی در پی یافتن پاشنه‌ای جایگزین برای این محور مناقشه‌برانگیز است؛ پاشنه‌ای با مختصات اقتصادی. در چنین فضایی، طرح «غروب هسته‌ای و طلوع نفتی» که از سوی مجید شاکری، کارشناس مسائل اقتصاد سیاسی مطرح شده، بیش از گذشته محل توجه قرار گرفته است. شاکری معتقد است مسئله اصلی در جهان امروز اعطای امتیاز سیاسی نیست، بلکه تنظیم موازنه‌‌های اقتصادی با بار «امنیتی» است و نفت مهم‌ترین مؤلفه امنیتی اقتصاد آمریکاست؛ از این رو می‌توان از ظرفیت مازاد تولید نفت ایران برای تعریف معاملاتی درهم‌تنیده و امنیتی-اقتصادی بهره برد. 
شاکری معتقد است مسیر توافق پایدار از دل «امنیتی‌کردن اقتصاد» می‌گذرد، نه از تکرار چهارچوب‌‌های صرفاً هسته‌ای. در عین حال، وی بر حفظ کامل صادرات نفت ایران به چین و تنظیم هم‌زمان روابط با بلوک‌‌های مختلف قدرت تأکید می‌کند و این رویکرد را تلاشی برای بازتعریف استقلال در نظم جدید جهانی می‌داند؛ مسیری که به باور او می‌تواند هم منافع آمریکا در حوزه انرژی را در نظر بگیرد و هم به تأمین مالی و تثبیت موقعیت اقتصادی ایران کمک کند. برای بررسی دقیق‌تر این پررنگ‌شدن موضوع نفتی در مذاکرات ایران و آمریکا با این کارشناس گفت‌وگو کرده‌ایم. در ادامه متن کامل این گفت‌وگو را از نظر می‌گذرانید. 
ارزیابی شما از پررنگ شدن بحث نفتی در مذاکرات چیست؟ سازوکار‌های مذاکره بر سر نفت دقیقاً چطور تعریف می‌شود؟ 
نکته اول اینکه نگاه جدی‌ای در سیاست خارجی از «رفع تحریم» به «انتفاع» به وجود آمده که این قابل ستایش است و پیشرفت قابل ذکری در نگاه سیاستمدار ایرانی و جهان اطرافش به شمار می‌آید. نکته دوم اینکه نهایتاً در دنیایی که همه کشور‌ها به دنبال این هستند که مازاد حساب جاری خودشان را با بلوک‌‌های مختلف قدرت صفر بکنند و اساساً زبان دیپلماسی الان در جهان نه حقوق بین‌الملل، بلکه تراز پرداخت‌هاست، کشور ما هم باید همین کار را انجام دهد تا با بلوک‌‌های اصلی یعنی چین، روسیه و آمریکا مازاد حساب صفر ایجاد بکند. در واقع تجارت را به نحوی ایجاد کند که در آن صفر باشد؛ حالا هرکدام از کشور‌ها با ویژگی‌‌های خاص خودشان و دستور و برنامه‌ای که متفاوت است و مهم است که این‌‌ها در کنار هم دیده شوند، اما جدای از هم سیاست‌گذاری بشوند. 
و طرف آمریکایی؛ با هرکدام از این طرف‌‌ها طبعاً مهم‌ترین ابزار ما برای ایجاد تجارت و برای تست کردن نفت، آمریکایی‌‌ها هستند. با توجه به اینکه بایستی برتری انرژی خودشان را حتی در قیمت‌‌های پایین انرژی و بدون حضور رشد‌های شدید نفت شیل ادامه بدهند، نفت متعارف را نیاز دارند. برای این موضوع گزینه‌‌هایی که الان در دسترس دارند گزینه‌‌هایی است که محدودیت‌‌های خاص خودشان را دارند؛ مثل ونزوئلا و گویان. این‌‌ها هر کدام ویژگی خاص خودشان را دارند. 
اگر می‌خواهیم توافق پایداری ایجاد بکنیم اساساً از رویکرد دادن یا گرفتن امتیاز بایستی فاصله بگیریم و بایستی بکوشیم مشکلاتمان را با مشکلات همدیگر حل کنیم. یعنی اگر ایران نیازمند این است که در تأمین مالی حساب جاری خودش موفق‌تر باشد و از طرف دیگر آمریکایی‌‌ها هم نیازمند اینند که مازاد برتری خودشان را حفظ بکنند، اینجا جایی است که ما با مشکلاتمان می‌توانیم مشکلات همدیگر را حل کنیم. 
مایلم تأکید کنم کلمات و جملاتی که به کار بردم، با وجود اینکه این کلمه‌‌ها اقتصادی بودند و اصلاً از اصطلاحات اقتصادی و اصطلاحات حوزه استفاده کردم، هیچ‌کدام اقتصادی نیستند، بلکه همه امنیتی هستند. اشتباه نشود، این‌جور تصور نشود که اگر ما در یک قراردادی بیاییم امتیازات اقتصادی ایجاد کنیم، باعث پایداری آن قرارداد می‌شود یا اگر سود زیادی به طرف مقابل برسانیم، باعث پایداری قرارداد می‌شود. این‌طور نیست. سود مسئله نیست. مسئله معنا و محتوای امنیتی این معاملات اقتصادی است، نه سود اقتصادی آن‌‌ها و نفت مهم‌ترین جزء امنیتی اقتصاد آمریکا در شرایط فعلی است، هم از بعد سیاست داخلی و هم سیاست خارجی. 
آیا ما به معامله با آمریکایی‌‌ها خواهیم رسید؟ من اطلاع ندارم، اما می‌دانم که اگر معامله با آمریکایی‌‌ها بخواهد ایجاد شود، مسیرش از گفت‌وگو بر سر پیمان ترک تنش و راه‌حل دودولتی و امثال این نیست. این‌‌ها همه آدرس غلط و چیز‌هایی است که ما را از کنترل تنش دور می‌کند. راهش امنیتی‌زدن اقتصاد و ایجاد معاملات درهم‌تنیده امنیتی-اقتصادی برای طرفین است. این چیزی است که در جهان جدید ممکن است ما را پایدار کند، مشروط به اینکه ما هم‌زمان همین نگاه را در دو پرونده دیگر یعنی پرونده چین و روسیه هم داشته باشیم. پس خیلی مهم است که مثلاً ما هرگز به دنبال رفع تحریم صادرات نفتی ایران به چین نباشیم. 
با توجه به آن شرایط حاکم بر گلوگاه نفتی خلیج فارس و حالا بحث ونزوئلا و اتفاقات نفتی دیگر که در جهان رخ داده در این چند ماه اخیر، بهترین گزینه‌‌هایی که برای ایران روی میز می‌تواند وجود داشته باشد در این زمینه چیست؟ 
من همچنان فکر می‌کنم طرح من که اصطلاح «غروب هسته‌ای، طلوع نفتی» را برایش به کار بردم، بهترین حالت ممکن است؛ به این معنا که ایران مازاد بر تولید فعلی نفت خودش را از مسیر آمریکا به فروش برساند، نه اینکه به آمریکا بفروشد؛ این دو تا اشتباه نشود و در مقابل آن، در واقع تأمین مالی تجارت انجام شود. جزئیاتش در طرح کامل آمده. فکر نمی‌کنم خیلی مابین رویکردی که در وزارت خارجه هست با عرض من و این طرح تفاوت جدی وجود داشته باشد. 
در ونزوئلا چنین طرحی اجرا شده؟ 
خیر. ونزوئلا کشوری است که در سیاست داخلی‌اش معامله کرده و نفتش را طوری فروخته که به نفع آمریکایی‌‌ها تمام شده. هدف ما همچین چیزی نیست. هدف ما در ایران این است که بتوانیم با بلوک‌‌های مختلف کار کنیم و استقلال خودمان را از طریق روابط متقابل مبتنی بر مازاد حساب جاری صفر با بلوک‌‌های مختلف برقرار کنیم تا به این وسیله استقلال خودمان را حفظ بکنیم. خودمان خط بکشیم مابین اینکه کدام بخش از بسته به کدام طرف باید برود. برای کشوری با ویژگی‌‌های جغرافیایی ایران، این موضوع خیلی معقول‌تر است تا ونزوئلا که از نظر جغرافیایی کاملاً در داخل دکترین مونرو جدید قرار می‌گیرد و ضمناً خودمان مبتنی بر نیاز تولید و نیاز برنامه توسعه صنعتی خودمان این مسیر را ایجاد کنیم. این نگاه هرچند در ظاهر به معنی انتقال نفت و فروش نفت شباهت‌‌هایی با اتفاق ونزوئلا دارد که آن هم کاملاً تأییدکننده نیاز آمریکایی‌‌ها به نفت متعارف است، اما در واقع حرکتی است به سمت یک تعریف جدید از استقلال در دوران جدید. 
این تعریفی که شما حالا فرمودید در رابطه با طرحی که مازاد نفتمان از طریق قدرت‌‌های بزرگ مثل آمریکا به فروش برسد، این در شرایط فعلی با توجه به آن تقابل‌‌های عمیقی که وجود دارد بین دو کشور احتمالاً با مخالفتی در اذهان عمومی مواجه بشود. پاسختان به این گارد چیست؟ اینکه ما چطور وقتی با آمریکا تقابل داریم، می‌آییم به این می‌رسیم که نفتمان را از طریق آمریکا به فروش برسانیم؟ 
نه ما نفتمان را نمی‌خواهیم از طریق آمریکا بفروشیم؛ ما مازاد بر تولید نفت فعلی‌مان را از مسیر آمریکا می‌خواهیم بفروشیم. شما الان صادراتی دارید، آن را ادامه می‌دهید. مازاد بر این چیزی که تولید می‌کنید از مسیر آمریکا فروخته می‌شود. از طریق تریدر آمریکایی به فروش برود. اهدافش مشخص است که به کجا می‌خواهد صادرات انجام دهد. 
در این شرایط با توجه به اینکه چین یکی از بزرگ‌ترین واردکننده‌‌های نفت ایران است، منتفع خواهد شد یا متضرر؟ 
حتی یک قطره هم نباید از صادرات نفت ایران به چین کم شود. به هیچ وجه صادرات نفتی ایران به چین نبایستی مشمول رفع تحریم شود یا نباید از طریق ایجنت‌‌های آمریکایی انجام شود یا ذیل آمریکا انجام شود؛ باید مستقیم و به همین روش فعلی با همین عدد فعلی، بدون اینکه کاهش پیدا کند، انجام شود. 
در یک معامله که نفت بخواهد بخش مهمی از آن باشد، یک مصرف‌کننده نفت، میانجی بهتری نسبت به تولیدکننده نفت است؛ یعنی مثلاً چینی‌‌ها خیلی میانجی بهتری نسبت به عربستان و روسیه هستند. خب، این را اول درک کنیم. ولیکن موضوع دیگر هم این است که الان ایرانی‌‌ها مبتنی بر میانجی عمل نمی‌کنند. 


نظرات شما